به گزارش خانه بهاری، امروزه نسبت به دهههای قبل، تمایل زوجهای جوان به داشتن یک فرزند افزایش چشمگیری داشته است. این پدیده علاوه بر اینکه به اجتماع ضربههای جبرانناپذیری وارد میکند، برای خود این خانوادهها و فرزندانشان نیز آسیبهای متعددی در پی دارد. حتی میتوان گفت که تعداد فرزندان، بر پایداری خانواده نیز تأثیر میگذارد، چرا که طبق پژوهشهای صورتگرفته، میان تعداد فرزند و میل به طلاق در زنان رابطه معکوسی وجود دارد.
در این گزارش برخی از دلایل تکفرزندی را از جنبههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بهصورت اجمالی بررسی کردیم. در مطالب بعدی با عنوان «آسیبی به نام تکفرزندی» میتوانید مباحث دقیقتر در این زمینه را دنبال کنید.
غلبه سبک زندگی غربی بر سبک زندگی ایرانیاسلامی
تغییرات وسیع در سبک زندگی و شیوع سبک زندگی غربی توسط رسانهها بهجای سبک زندگی اسلامی از مهمترین علل پدیده تمایل به تکفرزندی است.
یکی از بازوهای مهم سبک زندگی غربی، معماری منازل است. درگذشته فضای حضور چندین فرزند در خانههای وسیع با اندرونیها و بیرونیها، با فضای امروزی آپارتمانها قابلمقایسه نیست. معماری نوین، خانوادهها را به سمت فرزند کمتر سوق میدهد.
از دیگر عوامل سبک زندگی غربی برخلاف فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی، خانوادههای هسته محور است. در فرهنگ گذشته خانوادههای گسترده داشتیم که تبدیل به خانوادههای هستهای شدند.
درگذشته خانواده شامل پدربزرگ و مادربزرگ، پدر و مادر و خاله و دایی و عمه و عمو بود که اغلب همگی در یکخانه و در کنار هم زندگی میکردند. گرچه که این نوع زندگی آسیبهای مخصوص خود را داشت؛ اما باعث میشد که بچهها در محیط خانواده همبازیهای متعدد داشته باشند.
نگهداری از فرزندان کوچکتر و مدیریت کارهای خانه برای مادران دغدغه نبود چرا که چندین کمک در اطراف آنها وجود داشت، همچنین مسئولیتهای خانهداری و رسیدگی به فرزندان بین تمام خانمها تقسیم میشد.
امروزه در خانوادههای هستهای که شامل پدر، مادر و فرزندان است، مسئولیت اصلی بر دوش مادری است که گاهی شاغل یا در حال تحصیل میباشد و همین امر موجب میشود که خانوادهها به یک فرزند کفایت کنند.
تمایل زنان و مادران به اشتغال، ادامه تحصیل و فعالیتهای اجتماعی
حضور اجتماعی بانوان با اینکه محاسن زیادی ددارد؛ اما نباید قدستر و با اولویتتر از مادری تلقی شود. زنان در طلاییترین سالهای باروری، مشغول تحصیل در بالاترین مدارج علمی و ورود به بازارهای کار هستند و فرصت یا تمایلی برای فرزندآوری برای آنها باقی نمیماند. چرا که هر فرزند برای آنها مساوی است با عقب ماندن از قافلهی رشد و پیشرفت اجتماعی.
البته بر خلاف نسلهای قبل که سن ازدواج زنان نهایتاً ۱۸ سال بود، امروزه به دلیل مدرکگرایی، اشتغال و عدم وجود روحیه مسئولیتپذیری در دختران جوان سن ازدواج بالا رفته است و ازدواج در سن بالا مساوی است با فرصت محدود خانم برای بارداری و بهدنیاآوردن فرزند.
ساعات طولانی کار از صبح زود تا بعدازظهر یا شب، فشار جسمی و روحی زیادی را بر مادران وارد میکند. این مادران بعد از ساعات کار، تنها نیاز به استراحت دارند و فرصتی برای تربیت فرزندان زیاد برای آنها باقی نمیماند.
رفاهطلبی آفت چند فرزندی
بر اساس پژوهشهای انجام شده، نسل جدید بهخصوص متولدین دهههای ۶۰ به بعد تمایل زیادی به فراهمآوردن وسایل رفاه و آسودگی در زندگی خود و بهتبع آن، فرزندانشان دارند.
برخلاف نسل قبل که سختیهای اجتماعی و فردی باعث رشد و نمو آنها شده بود و تابآوری بیشتری در برابر مشکلات داشتند، این نسل با فراهمکردن تمام اسباب آسایش در منزل، آسیبهای جبرانناپذیری به فرزندان خود میزنند. مصرفگرایی بیاندازه، چاقی، تنبلی، تابآوری پایین و عدم تحمل ناکامیها و مشکلات از آسیبهای این نوع زندگی است.
رفاه زیاد موجب بهوجودآمدن روحیه راحتطلبی در پدران و مادران شده، بهطوریکه یکی از علل عمدة تکفرزندی یا بیفرزندی زوجهای جوان، عدم تحمل سختیهای فرزندآوری از سوی والدین عنوان شده است.
مایل به رسیدگی بیشتر از حیث مادی و معنوی به فرزندان که از نگاه رفاهطلب والدین سرچشمه میگیرد، باعث میشود که خانوادهها تمایل داشته باشند تمام اسباب رفاه از جمله خانه، ماشین، تبلت و لپتاپ و گوشی و… را خودشان برای تمام فرزندانشان فراهم کنند و این قضیه با تعداد زیاد فرزندان، فشار مالی زیادی را به خانواده وارد میکند.
از طرفی رفاهطلبی باعث میشود که اغلب والدین و فرزندان ترسِ از دستدادن داشته باشند. اعتماد به رزاقیات خدا، عدم شناخت سنتهای الهی در بحث فرزندآوری و نگاه بسیار مادی زوجهای جوان به این قضیه از علل تمایل زوجها به تکفرزندی است.
البته نباید فراموش کرد که آشنایی والدین با اصول تربیت فرزند از حیث دینی و علمی باعث شده که والدین درک صحیحی از آسیبهایی که در انتظار تک فرزندان است، نداشته باشند.
هزینههایسنگین بارداری تا شکوفایی
فشارهای اقتصادی و بالابودن هزینههای زندگی باعث شده است که پدران و مادران در این شرایط اقتصادی، خودشان را ناتوان از پرداخت هزینههای زندگی فرزند تصور کنند.
از طرفی هزینه باردارشدن تا زایمان یک خانم بسیار سنگین است و بهجای اینکه دکترها، آزمايشگاهها و اسباب آرامش مادران را فراهم کنند، بیشتر باعث استرس و فشار روحی بر خانوادهها هستند.
هزینههای شیرخشک، پوشک، پوشاک، مدارس و ملزومات ضروری دیگر یک فرزند را هم اضافه کنیم بر هزینه بارداری تا زایمان، خودش باعث ایجاد ترس و نگرانی اقتصادی والدین خواهد بود.
لازم است دولت هم بهصورت خاص و بهدوراز کارهای نمایشی و فرمالیته، به ابعاد مختلف فرزندآوری بپردازد، ریشهها را بررسی کند و برای حل مشکلات ریشهای در زمینه فرزندآوری اقدامات لازم را انجام دهد تا شرایط فرزندآوری را برای زوجهای جوان تسهیل کند.






