بحران خاموش خودکشی در فارس؛ نسل جوان در خط مقدم آسیب

پژوهش‌های میدانی یک‌ونیم‌ساله در شهرستان‌های مختلف فارس حاکی از آن است که بیشترین اقدام به خودکشی و موارد منجر به فوت در این استان پهناور مربوط به سنین ۱۵ تا ۳۵ سال است؛ زنانی که بیشتر اقدام می‌کنند و مردانی که بیشتر جان می‌بازند؛ روایتی چندلایه از فقرِ احساسی، بحران خانواده، اعتیاد به فضای مجازی و کمبود دسترسی به خدمات مشاوره که از منظر جامعه‌شناختی و روان‌شناختی نیازمند واکاوی دقیق‌تری است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی  خانه بهاری، خودکشی در فارس نه یک عدد آماری بلکه نشانه‌ای از فرسایش امید اجتماعی است؛ هشداری که می‌گوید بحران پیش از آنکه اقتصادی باشد، معنایی و روانی است و اگر هم‌افزایی نهادی، تقویت بنیان خانواده، دسترسی آسان به خدمات مشاوره و بازسازی امید در نسل جوان هم‌زمان پیگیری نشود، این زنگ خطر بلندتر خواهد شد.

در حال حاضر آسیب‌های اجتماعی در فارس وارد مرحله‌ای حساس شده است؛ مرحله‌ای که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً به مشکلات اقتصادی یا نوسانات مقطعی نسبت داد. گفت‌وگو با مهدی منصوریان پژوهشگر آسیب‌های اجتماعی در استان فارس و نماینده مرکز مشاوره «طلیعه حق‌الیقین» نشان می‌دهد مسئله خودکشی در این استان، پدیده‌ای تک‌علتی نیست؛ بلکه حاصل درهم‌تنیدگی بحران‌های اقتصادی، فرهنگی، خانوادگی و روانی است؛ بحرانی که بیش از همه جوانان را هدف گرفته و نیازمند مداخله‌ای هماهنگ و فوری است.

بیشترین موارد خودکشی در چه گروه‌های سنی، جنسیتی یا مناطق جغرافیایی در استان فارس رخ داده است؟
در حال حاضر دو اصطلاح مهم اقدام به خودکشی و خودکشی منجر به فوت وجود دارد که بیشترین اقدام به خودکشی و خودکشی منجر به فوت مربوط به سنین ۱۵ تا ۳۵سال است؛ در این میان زنان اقدام به خودکشی بیشتری داشته‌اند اما خودکشی منجر به فوت در آقایان بیشتر است؛ متأسفانه وضعیت و گستردگی این مسئله در استان فارس بسیار نامطلوب است و نیاز به مداخله فوری نهادها و ارگان‌های مؤثر در بحث آسیب‌های اجتماعی دارد.

چه تفاوتی میان مناطق با آمار خودکشی بالا و سایر شهرستان‌های فارس از نظر این شاخص وجود دارد؟
مسئله خودکشی یک مسئله چند وجهی و چند عاملی است؛ به طور معمول در هر محله‌ای که انواع آسیب‌های اجتماعی شیوع پیدا می‌کند و مردم پشتوانه‌های زندگی خود را از دست رفته می‌بینند اقدام به خودکشی بیشتر می‌شود. به عنوان مثال جغرافیایی را در نظر بگیرید که از یک سو سطح معنویت و سطح اقتصادی جامعه ضعیف شده و از سوی دیگر طلاق، خیانت و اعتیاد افزایش یافته؛ در چنین جامعه ای افزایش اقدام به خودکشی دور از انتظار نیست.

مهمترین عوامل اجتماعی و اقتصادی موثر بر افزایش خودکشی به ویژه در مناطق با آمار بالا چیست؟
حدود یک سال و نیم از تحقیقات میدانی در حوزه خودکشی در شهرستان‌های مختلف استان فارس می‌گذرد؛ در این مدت با تعداد زیادی از مسئولین و مؤثرین فرهنگی و جامعه گسترده‌ای از عموم مردم با هر سلیقه و اعتقادی گفتگو انجام شد و اگر بخواهیم ریشه‌های این مسئله را اولویت‌بندی کنیم به چند عامل اساسی خواهیم رسید که کاهش سطح معنویت در جامعه یکی از این عوامل به شمار می‌رود؛ بدون شک کاهش سطح معنویت افراد به معنای کاهش ارتباط با خدا و اعتقاد به دنیایی ورای زندگی مادی است. همچنین عدم ثبات خانواده به عنوان هسته مرکزی که دیگر مسائل مانند طلاق، خیانت و اختلافات خانوادگی را شامل می‌شود. عدم امید به آینده در جوانان و نوجوانان که عمدتا متأثر از فضای مجازی است و مسئله فقر و مهمتر از آن احساس فقر که توسط فضای مجازی القاء می‌شود از دیگر عوامل خودکشی هستند. عوامل دیگری مانند اعتیاد، تجمل‌گرایی، کاهش سطح مطالعه و تفکر نیز در این زمینه بسیار اثرگذار هستند؛ عواملی که همگی به عدم ثبات و آرامش روانی جامعه کمک می‌کنند.

بیکاری، فقر یا نبود فرصت‌های شغلی تا چه حد در این مسئله نقش دارد؟ آیا مشکلات خانوادگی، اعتیاد یا مهاجرت در این موضوع تأثیرگذار بوده‌اند؟
شاید در نگاه اول تصور کنیم بیکاری و فقر بیشترین تأثیر در مسئله خودکشی را دارند اما در تحقیقات میدانی انجام شده این نتیجه حاصل شد که در بخش‌هایی که سطح اقتصادی ضعیفی دارند مانند افراد تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی، اقدام به خودکشی نسبت به سایر افراد جامعه کمتر است؛ لذا اینکه فقر را اصلی‌ترین مسئله بدانیم صحیح نیست. به نظر می‌رسد آنچه بیش از مسئله فقر در بحث خودکشی مؤثر است؛ احساس فقر است که عمدتا توسط رسانه‌های معاند به جامعه القاء می‌شود. جوان و نوجوانی که در اینستاگرام هر روز سبک زندگی انسان‌رسانه‌ها و چهره‌هایی را می‌بیند که سرشار از تجملات و نمایش‌های غیرواقعی است به این احساس و باور می‌رسد که زندگی مطلوب باید چنین شاخصه‌هایی داشته باشد و از آنجا که راهی برای رسیدن به این زندگیِ آرمانی نمی‌یابد خودش را در یک بن‌بستِ زیستی تصور می‌کند و راهی جز پایان دادن به زندگی برای خود نمی‌بیند. اینجاست که انسان‌رسانه‌ها و مشاورینِ دلسوز می‌توانند برای حل این موضوع ورود و نقش‌آفرینی کنند.

وضعیت سلامت روان در مناطق با آمار بالا چگونه ارزیابی می‌شود و آیا زیرساخت‌های لازم وجود دارد؟
قطعا زیرساخت‌ها در این بخش وضعیت مطلوبی ندارند. نه به این معنا که زیرساخت‌های مشاوره‌ای و شناختی در این مناطق وجود ندارد بلکه می‌توان گفت این زیرساخت‌ها به اندازه‌ای نیست که دسترسی عمومی و آسان به مراکز مشاوره فراهم باشد. به عنوان مثال با حضور میدانی در تعدادی از مدارس متوسطه اول و دوم به این نتیجه رسیدیم که بسیاری از دانش‌آموزان با مراکز مشاوره و کارکرد مشاورین آشنایی کافی ندارند. مشاورین مدارس هم بعضا به دلیل تعداد بالای دانش‌آموزان یا مشغول شدن به مسئله تدریس، نمی‌توانند پاسخگوی نیاز مشاوره‌ای دانش‌آموزان باشند.

آیا نشانه‌هایی از کاهش امید اجتماعی یا افزایش فشارهای روانی در میان جوانان دیده می‌شود؟
عواملی که به عنوان ریشه‌های خودکشی به آنها اشاره شد کاهش امید و افزایش فشارهای روانی و همچنین کاهش معنویت و اعتیاد به فضای مجازی را تشدید می‌کنند.

 برنامه مشخصی برای پیشگیری از خودکشی در این شهرستان‌ها وجود دارد؟
اکثر ارگانها و نهادهای دولتی و غیر دولتی در چارت سازمانی خود بخشی را با موضوع آسیب‌های اجتماعی دارند و هر کدام کمابیش تلاش‌هایی برای کاهش آسیب‌های اجتماعی از جمله خودکشی داشته‌اند اما به نظر می‌رسد دو مسئله محوری وجود دارد که نتوانسته اثرگذاری ملموسی را در جامعه ایجاد کند؛ یکی از این مسائل عدم توجه ویژه به مسئله معنویت و ارتباط با خدا که به عنوان بزگترین پشتیبان بشری است؛ پشتیبانی که میتواند انسان را در سخت‌ترین شرایط و در بن بست‌های فکری و اجتماعی، امیدوار، مقاوم و استوار نگهدارد؛ خدایی که ابراهیم (ع) را از آتش نجات داد، موسی (ع) را از رود نیل عبور داد، یوسف (ع) را از چاه نجات داد، نوح (ع) را از طوفان نجات داد و همیشه و همه جا به تک تکِ بندگانش توجه دارد میتواند بهترین و مؤثرترین پشتیبانِ انسان برای برون رفت از بن بست‌ها و ناامیدی‌ها باشد. مسئله دیگر هم همبستگی ارگانها و نهادهای مؤثر در مسئله کاهش آسیب‌های اجتماعی است؛ اینکه هر کدام به صورت جزیره‌ای فعالیت نکنند و توان و ظرفیت‌های خود را در یک مسیر فعال کنند تا اثرگذاری بیشتری داشته باشد.

 آیا کمبود امکانات مشاوره‌ای یا روان‌شناسی در منطقه وجود دارد و مردم دسترسی آسان به خدمات مشاوره و روان‌درمانی دارند؟
در برخی از شهرستان‌های فارس مراکز مشاوره با میزان نیاز جامعه همخوانی ندارد یا هزینه‌های درمان به قدری بالاست که بسیاری از مردم توان اقتصادی برای مراجعه به این مراکز را ندارند؛ اینجاست که نهادهای مؤثری مانند استانداری، علوم پزشکی، بهزیستی، نیروی انتظامی، سپاه و مجموعه‌های مردم نهاد مثل بهارنکو می‌توانند نقش‌آفرینی کنند.

چه برنامه‌هایی برای شناسایی افراد در معرض خطر اجرا می‌شود و نقش مدارس، دانشگاه‌ها و مراکز فرهنگی در پیشگیری چیست؟
آموزش و پرورش از طریق طرح غرباگری درصددِ شناسایی افراد در معرض خطر و اتصالشان به مشاورین مدارس است؛ از سوی دیگر در طرح جامعی که در حال تدوین است تلاش می‌شود سیستمی به عنوان سیستم ارجاع به مشاور طرح ریزی شود که پس از شناسایی افرادِ در معرض خطر، این افراد توسط همیارانِ مشاور به مراکز مشاوره و مشاورین دلسوز ارجاع شوند. با توجه به اینکه بالاترین آمار اقدام به خودکشی در سنین ۱۵ تا ۳۵ سالگی است نقش آموزش و پرورش و هسته‌های فرهنگی که با جوانان و نوجوانان مرتبط هستند بسیار جدی و اثرگذار است.

چه خلأ مدیریتی یا ساختاری باعث شده این مسئله به یک نگرانی جدی تبدیل شود و از نظر شما مسئولیت اصلی رسیدگی به این وضعیت بر عهده کدام نهاد است؟
با توجه به اینکه مسئله خودکشی تک عاملی نیست و به عوامل اجتماعی، اعتقادی و فرهنگی متعددی مرتبط است نمی‌توان یک نهاد یا ارگان خاص را مسئول این آسیب اجتماعی دانست. به همین دلیل است که اکثر نهادها و ارگانهای دولتی و غیر دولتی ردیف‌های بودجه و جایگاه‌های سازمانی برای کاهش آسیب‌های اجتماعی از جمله مسئله خودکشی دارند اما به صورت خاص بیشترین نگاه از نظر مدیریتی به وزارت کشور، استانداری و فرمانداری‌هاست. به طوری که برخی از فرماندارانِ دلسوز به صورت ماهانه جلساتی را با حضور نمایندگان مردمی، اصحاب رسانه و نمایندگانی از تمامی ارگان‌های مؤثر در بحث آسیبهای اجتماعی برگزار می‌کنند که اگر این جلسات استمرار و جدیت در اجرای مصوبات داشته باشد می‌تواند در زمینه کاهش خودکشی اثرگذار باشد.

به عنوان یک فعال اجتماعی چه راهکار کوتاه‌مدت و بلندمدتی برای کاهش این آسیب اجتماعی دارید و از نظر شما مهم‌ترین اقدام فوری که می‌تواند وضعیت را بهبود دهد چیست؟
طبیعتا وقتی یک آسیب اجتماعی در بازه زمانی ۵ تا ۱۰ سال در یک منطقه فراگیر می‌شود برای جلوگیری و کاهش آن نمی‌توان به دنبال راهکار کوتاه مدت بود و بیشتر باید به دنبال راهکارهای بلند مدت و ماندگار بود اما به صورت ویژه آنچه ۲مسئله محوری از اهمیت بسیاری برخوردار است ابتدا تلاش برای ارتباط جوانان و نوجوانان با خدا و معنویت به عنوان بزرگترین و بهترین پشتیبان بشری و دوم تلاش برای آگاه‌سازی والدین و دانش آموزان نسبت به آسیب‌های فضای مجازیِ کنترل نشده، همچنین تلاش برای ایجاد ارتباط سریع و آسان بین جامعه هدف و مشاورینِ دلسوز نیز کمک شایانی به حل این معضل می‌کند اما برای راهکارهای بلند مدت باید به عوامل دیگری مثل زیرساختهای فرهنگی، ورزشی، تفریحی، اقتصادی، نظارتی و امنیتی توجه کرد؛ عواملی که در کنار هم می‌توانند به بهبود شرایط جامعه کمک کنند؛ ما در تلاشیم تا برای برخی شهرستان‌های استان طرحی جامع آماده کنیم که به تمامی این ابعاد توجه داشته باشد؛ طرحی که پس از ارائه آن به نهادها و ارگان‌های ذیربط، مقدماتی برای عملیاتی شدنش فراهم شود.

چه انتظاری از دولت  یا نهادهای ملی برای کمک به مناطق با آمار بالای خودکشی، دارید؟ 
انتظارمان از دولت و ارگان‌های مرتبط با کاهش آسیب‌های اجتماعی این است که در وهله اول از انجام کارهای هم عرض و کم بازده خودداری کنند و با مدیریت واحد و طرحی جامع در مسئله کاهش آسیب‌های اجتماعی قدم بردارند. بدون شک هر طرحی که شکل گرفته اگر خواست مردم نباشد و گروه‌های مردمی را با خود همراه نکند محکوم به شکست است. در مسئله کاهش آسیب‌های اجتماعی بخش زیادی از کار باید توسط مردم و دلسوزان محلی اجرا شود به عنوان مثال وقتی کاهش خودکشی در مدارس به عنوان هدف قرار می‌گیرد قطعا دانش‌آموزانی که انگیزه و استعداد کافی برای این کار دارند، باید شناسایی شوند و در فرآیند رشد قرار گیرند تا بتوانند به همکلاسی‌ها و هم محلی‌های خودشان کمک کنند و به نوعی کنشگری فعال در فضای اجتماعی خود داشته باشند. در حال حاضر بسیاری از دانش آموزان و خانواده ها با توجه به بالا بودن هزینه‌های مشاوره‌ای، انگیزه‌ای برای مشورت و مراجعه به مراکز مشاوره ندارند؛ دولت و ارگان‌های مرتبط با آسیبهای اجتماعی باید تدبیری برای این مسئله داشته باشند و زیرساختهای رایگان یا ارزان قیمت برای این مسئله فراهم کنند.

طبق گفته این فعال اجتماعی خودکشی دیگر یک هشدار پراکنده و مقطعی نیست بلکه نشانه‌ای از انباشت بحران‌های حل‌نشده در لایه‌های اجتماعی، خانوادگی و فرهنگی است که تمرکز بر یک عامل واحد چه اقتصاد، چه فرهنگ و چه فضای مجازی  نمی‌تواند این گره پیچیده را باز کند.

راه برون‌رفت در مدیریت یکپارچه، تقویت بنیان خانواده، افزایش دسترسی ارزان و سریع به خدمات مشاوره و بازسازی امید در میان نوجوانان و جوانان نهفته است. اگر هماهنگی نهادی و مشارکت واقعی مردم شکل نگیرد، این بحران خاموش می‌تواند به چالشی فراگیرتر و عمیق‌تر تبدیل شود.

مصاحبه از فرزانه قنبر دزفولی

 

ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید