ازدواج آسمانی، ازدواج زمینی

به گزارش خانه بهاری؛ مناسبت نامگذاری این روز به دلیل ازدواج حضرت علی بن ابیطالب(ع) با حضرت زهرا(س) دختر پیامبر اسلام است.

امسال (1402) نیز مانند سال گذشته و یکی دو سال پیشتر، این مناسبت در حد یادآوری و تبلیغ برخی ازدواج های آسان و چند سخنرانی برگزار شد.

انبوهی از بایدها و نبایدها در مورد ازدواج در بزرگراه های سخنرانی به راه افتاد و گاهی برتری های ازدواج آسان و بدون تجمل و لزوم سخت نگرفتن خانواده ها از دهان سخنرانان صادر شد.

جالب اینکه این سخنرانان از عمده ترین دیوار یا دژ به راحتی گذر کردند و آن را در چاه فراموشی انداختند.

این دیوار سترگ، مشکلات اقتصادی است که همچنان پا برزمین سفت کرده و به توصیه های آسان گیری ازدواج که سخنوران بر زبان می آورند، با چشمانی دریده و لب کف آورده می خندد.

فلک کژمدار هم از اینکه سخنرانان پیشنهادگر «ازدواج به هرقیمت» و همچنین دست اندرکاران نَفَس گرم ، همچنان از دگرگونی های روزگار غافل هستند، خشنود است.

غفلت یابه تعبیری خطای ناخواسته این سخنرانان بعد دیگری هم داشت که البته خاستگاه و نیت آن نیک است و قابل اصلاح.

این سخنرانان از واژه آسمانی برای توصیف ازدواج امام علی(ع) و حضرت زهرا(س) استفاده می کنند که در جایگاه خود بسیار پسندیده و لازم است اما هر گاه از لزوم ازدواج حرفی زده می شود و به آسمانی بودن ازدواج تاکید می شود، گاهی دور از دسترس بودن ازدواج را به ذهن می آورد.

اگر پیوند این دو عزیز و برگزیده، آسمانی است که هست، جوانان و برخی افراد می گویند بسیار خوب برای ما افراد زمینی و معمولی این نوع ازدواج دست نیافتنی است.

بهتر است سخنرانان در مناسبتی زمینی همچون لزوم ازدواج افراد، صرفا به جنبه سادگی ازدواج امام اول و دختر پیامبر اسلام تاکید کنند.

جنبه ای که به نظر می رسد دلیل نامگذاری این روز به همین دلیل بوده است و سادگی ازدواج این دو گرامی، ارزش بیشتری داشته است.

البته سخت نگرفتن خانواده ها و ساده زیستی و ساده برگزارکردن ازدواج هم چندان در دسترس نیست اما دست یافتنی تر از آسمان است.

دگرگونی های زمانه و عوض شدن شرایط و عوامل دیگر همچون حذف والدین برای تصمیم گیری در مورد پیوند را نباید فراموش کرد. راه حل این معضلات را باید از کارشناسان متخصص جویا شد و به کار بست.

نکته دیگر نبود متولی مشخص برای پیوند و نبود ساماندهی متمرکز در زمینه این موضوع است.

سازمان ملی جوانان در دل وزارت ورزش و جوانان فرو رفت و ماند. اینک وزارت ورزش و جوانان را باید وزارت ورزش آن هم متولی یکی دو رشته ورزشی نامید.

اثری قابل وصف از فعالیت یا اقدامی شاخص برای جوانان اگر در قالب این وزارتخانه شده، خبر نداریم یا تبلیغ چندانی برای آن نشده است.

پیشنهاد مشخص، تفکیک بخش جوانان از این وزارتخانه و بازآفرینی تشکل سازمان ملی جوانان و مانند آن است. البته بوروکراسی همچنان در کمین است و روال کارها را به زوال کارها می کشاند.

زحمت هایی را که تاکنون برای زمینه سازی پیوند و فرزندآوری و مانند آن صورت گرفته نباید نادیده گرفت. زحمت هایی  که اگر در قالب برنامه ریزی و هدفمندی با متولی مشخص باشد به نتیجه دلخواه می رسد.

استفاده از کارشناسان بخش غیردولتی و سازمان های مردمی به این رویکرد کمک بهتر و بیشتری خواهد کرد.

انتهای خبر //

ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید