پیشنهادی برای فراموش نکردن جایگاه بازنشستگان در خانواده

روزهای اول بازنشستگی شاید برای خیلی‌ها شبیه یک تعطیلات طولانی و جذاب به نظر برسد. اما بعد از چند ماه وقتی آن هیجان اولیه فروکش می‌کند یک سکوت سنگین در خانه حاکم می‌شود. پدری که سال‌ها صبح زود از خانه بیرون می‌زده و در شلوغی‌های شهر با هزار نفر سر و کله می‌زده حالا ناگهان خودش را در یک اتاق آرام و بی‌سروصدا می‌بیند. این تغییر ناگهانی سبک زندگی فقط یک استراحت ساده نیست بلکه می‌تواند شروع یک بحران باشد. بحرانی که در آن فرد احساس می‌کند دیگر مثل گذشته مفید نیست و انگار از روند پرسرعت جامعه کنار گذاشته شده است. اما بزرگترین اشتباه ما فرزندان این است که فکر می‌کنیم احترام گذاشتن به پدر و مادر بازنشسته یعنی اینکه نگذاریم دست به سیاه و سفید بزنند. دائم می‌گوییم شما استراحت کنید و ما خودمان کارها را انجام می‌دهیم. این مهربانی‌های ظاهری در واقع مثل یک سم عمل می‌کند و به مرور زمان حس استقلال و ارزشمندی را از آن‌ها می‌گیرد. پدری که یک عمر ستون خیمه خانواده بوده حالا با این ترحم‌های بی‌جا احساس می‌کند به یک مصرف‌کننده بی خاصیت تبدیل شده است. هنر خانواده در این روزها این است که جایگاه رهبری اخلاقی و مشورتی بزرگترها را دوباره در خانه احیا کند. در واقع ما باید یاد بگیریم که در تصمیم‌گیری‌های مهم زندگی از تغییر شغل و تجارت گرفته تا مسائل تربیتی بچه‌ها، حتما پای پدر و مادرها را وسط بکشیم. جوان‌ترها معمولا به خاطر سرعت بالای زندگی مدرن خیلی زود تصمیم می‌گیرند و خیلی زود هم پشیمان می‌شوند. اما وقتی با یک چالش مالی یا کاری روبرو می‌شویم بهترین کار این است که از تجربه‌های ارزشمند بزرگترها کمک بگیریم. این مشورت گرفتن‌ها به آن‌ها یادآوری می‌کند که هنوز هم مهم‌ترین مشاوران ارشد این خانواده هستند. این مدل از تعامل در خانه که بدون هیچ اجباری و فقط بر پایه احترام به والدین و فضیلت‌های اخلاقی شکل می‌گیرد همان چیزی است که پایه‌های یک خانواده اصیل را محکم نگه می‌دارد. از طرف دیگر حضور نوه‌ها یک فرصت بی‌نظیر برای بازگشت نشاط به دنیای بازنشستگی است. روزمرگی و بیکاری می‌تواند هر انسانی را از پا درآورد اما صدای خنده بچه‌ها در خانه بهترین راه برای این درد است. مثلا وقتی پدربزرگی با آن نگاه پخته و آرام وقت می‌گذارد و با نوه اش بازی می‌کند یک اتفاق بزرگ تربیتی و عاطفی در حال رخ دادن است. او در این لحظات فقط یک هم‌بازی ساده نیست بلکه دارد تمام صبر و وقار خودش را به این بچه منتقل می‌کند. این ارتباط شیرین و پر از عشق به پدربزرگ‌ها ثابت می‌کند که وجودشان چقدر برای آرامش روان و تربیت درست بچه‌های ما ضروری و غیرقابل جایگزین است. خیلی از بازنشسته‌ها مهارت‌های فوق‌العاده‌ای دارند که در طول سال‌های کار به دست آورده‌اند. سپردن بعضی از مسئولیت‌های خاص در خانواده به آن‌ها یک راهکار عالی دیگر است. مثلا مدیریت برنامه‌های دورهمی فامیلی یا نظارت بر خرید وسایل مهم خانه وقتی به آن‌ها سپرده می‌شود دوباره همان حس اقتدار و مفید بودن را در وجودشان زنده می‌کند. ما نباید فراموش کنیم که انسان‌ها تا آخرین لحظه عمرشان به هدف و انگیزه نیاز دارند و خانواده امن‌ترین جایی است که می‌تواند این انگیزه را تامین کند. روز تکریم بازنشستگان بهانه‌ای است که به خودمان یادآوری کنیم گنجینه‌های واقعی ما همین آدم‌هایی هستند که موهایشان را در مسیر بزرگ کردن ما سفید کرده‌اند. اگر بتوانیم فضای خانه را طوری مدیریت کنیم که بزرگترها همچنان خودشان را فرماندهان عاطفی و مشاوران اصلی زندگی ما بدانند بزرگترین قدم را برای سلامت روح آن‌ها برداشته‌ایم.

ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید