وقتی زنگ مدرسه برای بچه‌ها زنگ اضطراب می‌شود؛ چگونه نگرانی والدین به فرزندان منتقل می‌شود؟/ راهکارهای تخصصی برای کاهش و مدیریت استرس دانش آموزان

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خانه بخاری،  برای بررسی اضطراب میان کودکان به یک دبستان پسرانه آمده ام: «نمی‌خوام برم مدرسه… می‌ترسم مامانم وقتی بره، دیگه برنگرده.» این جمله ای است که علی، دانش‌آموز کلاس اولی، صبح اولین روز مدرسه به من می گوید و با همین نگرانی وارد حیاط مدرسه می‌شود. محیط برایش تازه است؛ کلاس جدید، معلمی که هنوز نمی‌شناسد، همکلاسی‌هایی که برای نخستین بار می‌بیند و مهم‌تر از همه، چند ساعت دور ماندن از پدر و مادر. کمی آن‌طرف‌تر، طاها که کلاس چهارم است، نگرانی متفاوتی دارد و اینطور می گوید او دیگر از جدا شدن از مادرش نمی‌ترسد، اما دغدغه‌های دیگری ذهنش را مشغول کرده است؛ اینکه آیا از پس درس‌های جدید برمی‌آید؟ آیا معلم از او راضی خواهد بود؟ اگر در پاسخ دادن اشتباه کند، همکلاسی‌هایش به او می‌خندند؟ و اگر نتواند با دوستانش ارتباط خوبی برقرار کند چه؟

برای بعضی کودکان، شروع سال تحصیلی فقط به معنای باز شدن دوباره درهای مدرسه نیست؛ آغاز مواجهه با مجموعه‌ای از تجربه‌های تازه و گاهی اضطراب‌آور است. اضطراب جدایی، ترس از معلم، نگرانی از پذیرفته نشدن میان همکلاسی‌ها، ترس از اشتباه کردن، نگرانی درباره درس‌ها و حتی نگرانی از اینکه والدین چه انتظاری از آنها دارند، می‌تواند بخشی از این تجربه باشد.

اما در این میان، یک نکته مهم وجود دارد؛ گاهی کودک بیش از آنکه از خود مدرسه بترسد، از نگرانی والدینش تأثیر می‌گیرد.
مجتبی شبان، کارشناس روانشناسی، کارشناس ارشد روانشناسی بالینی کودک و نوجوان و کاندیدای دکتری تخصصی روانشناسی، متخصص حوزه کودک و نوجوان در زمینه‌هایی همچون نقص توجه و تمرکز و بیش‌فعالی، اختلالات یادگیری، نقص حافظه، رفتاردرمانی، شناخت‌درمانی، مسائل رفتاری و بازی‌درمانی، در گفت‌وگو با ما به بررسی مهم‌ترین عوامل ایجاد اضطراب مدرسه و راهکارهای والدین برای مدیریت آن پرداخته است.

والدین چگونه اضطراب خود را به کودک منتقل می‌کنند؟

شبان در ابتدای این گفت‌وگو با تأکید بر اینکه شروع مدرسه، به‌ویژه برای دانش‌آموزان کلاس اولی، یک تغییر بزرگ محسوب می‌شود، می‌گوید: کودک قرار است چند ساعت از والدینش جدا شود، وارد محیطی جدید شود، معلم و همکلاسی‌های جدید داشته باشد و مسئولیت‌های تازه‌ای را تجربه کند.
به گفته او، گاهی بچه‌ها بیشتر از خود مدرسه، از نگرانی و اضطراب والدینشان استرس می‌گیرند.

این مشاور کودک و نوجوان توضیح می‌دهد: مادری که دائماً نگران است فرزندش در مدرسه گریه کند، تنها بماند یا نتواند با بچه‌های دیگر ارتباط برقرار کند، ممکن است ناخواسته همین نگرانی را به فرزندش منتقل کند.

شبان تأکید می‌کند: قرار نیست والدین اصلاً نگران نباشند؛ مهم این است که یاد بگیرند نگرانی خودشان را مدیریت کنند.

اول استرس خودتان را کنترل کنید

به گفته این کارشناس روانشناسی، وقتی کودک صبح با گریه می‌گوید «من مدرسه نمی‌روم، می‌خواهم پیش تو بمانم»، ممکن است والدین نیز مضطرب شوند و نگرانی‌هایی مانند اینکه «نکند بچه‌ام در مدرسه اذیت شود؟»، «نکند نتواند بدون من بماند؟» یا «نکند از مدرسه متنفر شود؟» به ذهنشان برسد.
شبان توصیه می‌کند والدین پیش از هر واکنشی ابتدا خودشان را آرام کنند؛ چند نفس عمیق بکشند، کمی مکث کنند و به خودشان یادآوری کنند که گریه کردن در روزهای اول مدرسه لزوماً نشانه وجود یک مشکل جدی نیست.

او می‌گوید بهتر است به جای اینکه والدین سریع به خواسته کودک تن بدهند و مثلاً بگویند «باشه، امروز نرو»، با آرامش و مهربانی پاسخ دهند: می‌دانم که الان ناراحتی و دوست داری پیش من بمانی، اما می‌دانم که کم‌کم می‌توانی به مدرسه عادت کنی.

ترس‌های دوران کودکی خودتان را به فرزندتان منتقل نکنید
شبان یکی دیگر از عوامل ایجاد اضطراب در کودکان را نگرانی‌هایی می‌داند که ریشه در تجربه‌های دوران کودکی خود والدین دارد.

او توضیح می‌دهد: پدری که در کودکی مورد تمسخر همکلاسی‌هایش قرار گرفته یا مادری که از معلم خود می‌ترسیده، ممکن است ناخودآگاه تصور کند فرزندش نیز قرار است همان تجربه‌ها را داشته باشد.

در چنین شرایطی، تکرار جملاتی مانند «اگر معلمت دعوایت کرد حتماً به من بگو»، «مواظب باش بچه‌ها اذیتت نکنند» یا «اگر کسی با تو دوست نشد، ناراحت نشو»، اگرچه ممکن است از روی محبت گفته شوند، اما در صورت تکرار می‌توانند این تصور را در ذهن کودک ایجاد کنند که مدرسه محیطی خطرناک است.

این مشاور توصیه می‌کند والدین از خودشان بپرسند: آیا واقعاً فرزندم مشکلی دارد یا من دارم نگرانی‌های خودم را به او منتقل می‌کنم؟

به گفته او، بهتر است به جای هشدارهای مکرر، به کودک گفته شود: مدرسه جای یاد گرفتن چیزهای جدید و پیدا کردن دوست‌های تازه است. اگر مشکلی پیش آمد، معلمت هست که به تو کمک کند.

احساسات کودک را انکار نکنید

«این که ترس نداره!»، «بچه شدی هنوز می‌ترسی؟» و «ببین بقیه بچه‌ها چقدر راحت می‌روند مدرسه»؛ اینها از جمله واکنش‌هایی هستند که ممکن است با هدف آرام کردن کودک از سوی والدین بیان شوند، اما به گفته شبان، نه‌تنها اضطراب را از بین نمی‌برند، بلکه ممکن است باعث شوند کودک از بیان احساساتش خجالت بکشد.

او تأکید می‌کند ابتدا باید احساس کودک را پذیرفت و سپس به او کمک کرد با آن کنار بیاید.

برای مثال والدین می‌توانند بگویند: «می‌فهمم که دلت می‌خواهد کنار من باشی. طبیعی است که از یک جای جدید کمی بترسی. بیا با هم فکر کنیم وقتی دلت برای من تنگ شد، چه کاری می‌توانی انجام بدهی.»

خداحافظی را طولانی نکنید

شبان درباره وابستگی کودک و نحوه خداحافظی والدین نیز می‌گوید: گاهی خود والدین بیشتر از کودک تحمل جدایی ندارند. وقتی والد چند بار برمی‌گردد، پشت پنجره می‌ایستد یا مرتب با مدرسه تماس می‌گیرد، ممکن است این پیام را به کودک منتقل کند که جدا شدن از والدین اتفاقی نگران‌کننده است.

او پیشنهاد می‌کند والدین از قبل یک برنامه ساده برای خداحافظی داشته باشند: یک بغل، یک بوسه، یک جمله محبت‌آمیز و سپس خداحافظی.

به گفته این مشاور، والد باید به کودک اطمینان دهد که بعد از تعطیل شدن مدرسه به دنبال او می‌آید و اگر در مدرسه ناراحت شد، می‌تواند از معلم کمک بگیرد؛ سپس به قول خود عمل کند.

کودک را از قبل برای جدایی آماده کنید

شبان معتقد است اگر کودک از قبل به حضور دائمی والدین عادت کرده باشد، جدایی در شروع مدرسه ممکن است برای او دشوارتر شود.

او پیشنهاد می‌کند پیش از شروع مدرسه، به‌تدریج فرصت‌هایی برای مستقل بودن کودک فراهم شود؛ از جمله اینکه مدتی در اتاق خودش بازی کند، گاهی نزد پدربزرگ، مادربزرگ یا فرد مورد اعتماد دیگری بماند و بعضی کارهای شخصی‌اش را خودش انجام دهد.

به گفته شبان، در صورت امکان، آشنا کردن کودک با محیط مدرسه پیش از شروع سال تحصیلی نیز می‌تواند مفید باشد؛ البته این روند نباید ناگهانی یا همراه با فشار باشد.

به جای ترساندن، اعتمادبه‌نفس کودک را تقویت کنید

این کارشناس روانشناسی هشدار می‌دهد استفاده از جملاتی مانند «اگر مدرسه نروی، بی‌سواد می‌شوی»، «اگر گریه کنی، معلم از دستت عصبانی می‌شود» یا «بچه‌های بزرگ دیگر گریه نمی‌کنند»، معمولاً کمکی به سازگاری کودک نمی‌کند.

به گفته او، بهتر است والدین به کودک اطمینان دهند که قرار نیست از همان روز اول همه چیز را بلد باشد و اگر چیزی را یاد نگرفت، معلم به او کمک خواهد کرد.

شبان تأکید می‌کند: به جای اینکه کودک را از شکست بترسانیم، باید به او یاد بدهیم که می‌تواند با مشکلات کنار بیاید.

بعد از مدرسه فقط درباره اتفاقات بد سؤال نکنید

یکی دیگر از نکاتی که شبان بر آن تأکید دارد، نحوه گفت‌وگوی والدین با کودک پس از بازگشت از مدرسه است.

او می‌گوید پرسش‌های مکرری مانند «امروز گریه کردی؟»، «معلم دعوایت نکرد؟»، «بچه‌ها اذیتت نکردند؟» یا «دلت برای من تنگ نشد؟» ممکن است باعث شود کودک بیشتر روی اتفاقات ناخوشایند احتمالی تمرکز کند.

بهتر است والدین سؤال‌هایی مانند «امروز چه چیزی یاد گرفتی؟»، «امروز چه چیزی بیشتر از همه دوست داشتی؟»، «با کدام یکی از بچه‌ها صحبت کردی؟» و «امروز چه کاری را خودت انجام دادی؟» مطرح کنند.

البته اگر کودک از یک تجربه ناخوشایند صحبت کرد، باید با دقت به حرف‌های او گوش داد، مشکل را کوچک نشمرد و در صورت نیاز برای حل آن اقدام کرد.

گریه کودک به معنای بازگرداندن او از مدرسه نیست

شبان درباره واکنش والدین به گریه کودک در مقابل مدرسه نیز می‌گوید: اگر هر بار که کودک گریه می‌کند او را به خانه برگردانیم، ممکن است به‌تدریج یاد بگیرد که با گریه و فرار از مدرسه می‌تواند از موقعیت ترسناک دور شود و همین مسئله اضطراب او را در روزهای بعد بیشتر کند.

او پیشنهاد می‌کند والدین با مهربانی اما قاطعانه رفتار کنند و به کودک بگویند: می‌دانم که الان رفتن به کلاس برایت سخت است و می‌فهمم که دلتنگ می‌شوی؛ اما امروز طبق برنامه به مدرسه می‌روی و اگر ناراحت شدی، می‌توانی از معلمت کمک بگیری.

البته شبان تأکید می‌کند اگر کودک اضطراب بسیار شدیدی دارد یا احتمال می‌رود مشکل واقعی در مدرسه وجود داشته باشد، باید علت موضوع بررسی و متناسب با شرایط تصمیم‌گیری شود.

کودک رفتار والدین را بیشتر از حرف‌هایشان می‌بیند

به گفته شبان، کودکان فقط به حرف‌های والدین توجه نمی‌کنند؛ آنها رفتار والدین را نیز می‌بینند.

اگر والد هنگام رفتن کودک به مدرسه مدام ساعت را نگاه کند، با نگرانی قدم بزند، صدایش بلرزد یا چند بار اشک بریزد، کودک ممکن است تصور کند اتفاق خطرناکی در حال رخ دادن است.

او توصیه می‌کند والدین هنگام خداحافظی رفتاری طبیعی، آرام و مطمئن داشته باشند.

شبان می‌گوید این موضوع به معنای پنهان کردن کامل احساسات نیست. کودک می‌تواند بداند والدین هم گاهی نگران می‌شوند، اما باید یاد بگیرد که نگرانی قابل مدیریت است.

برنامه منظم، اضطراب کودک را کمتر می‌کند

این مشاور کودک و نوجوان یکی دیگر از عوامل مهم در کاهش اضطراب را داشتن یک برنامه منظم و قابل پیش‌بینی می‌داند.

به گفته او، بهتر است کودک ساعت مشخصی بخوابد، صبح‌ها با عجله و دعوا از خواب بیدار نشود، وسایل مدرسه از شب قبل آماده باشد و زمان رفتن و برگشتن از مدرسه برای او روشن باشد.

همچنین کودک پس از مدرسه به زمانی برای استراحت، بازی و صحبت با والدین نیاز دارد.

شبان تأکید می‌کند: هرچه کودک بیشتر بداند قرار است چه اتفاقی بیفتد، راحت‌تر می‌تواند خودش را با شرایط جدید هماهنگ کند.

چه زمانی اضطراب کودک نیاز به بررسی تخصصی دارد؟

این کارشناس روانشناسی در پایان درباره زمان مراجعه به متخصص می‌گوید: اگر کودک فقط در چند روز اول کمی گریه می‌کند یا دلتنگ می‌شود، معمولاً جای نگرانی جدی نیست.

اما اگر کودک به‌طور مداوم از رفتن به مدرسه خودداری کند، پیش از مدرسه دچار دل‌درد، سردرد یا تهوع شود، شب‌ها به دلیل نگرانی نتواند بخوابد، هنگام جدایی اضطراب بسیار شدیدی داشته باشد یا عملکرد تحصیلی و ارتباط او با دیگران به‌شدت تحت تأثیر قرار گیرد، بهتر است موضوع جدی‌تر بررسی شود.

شبان خاطرنشان می‌کند: اگر با وجود حمایت والدین و گذشت زمان، اضطراب کودک همچنان ادامه پیدا کند یا شدیدتر شود، ممکن است کودک به مشاوره تخصصی، آموزش والدین یا درمان اضطراب نیاز داشته باشد.

در نهایت، مدرسه برای کودک باید فرصتی برای یادگیری، تجربه استقلال، دوست‌یابی و کشف توانمندی‌های تازه باشد؛ و نقش والدین در این مسیر، نه حذف همه ترس‌ها و دشواری‌ها، بلکه کمک به کودک برای شناخت و مدیریت آنهاست.

گزارش از مریم شمالیان 

ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید