دوران بلوغ از نگاه پویانمایی «Inside Out 2»

در میان رسانه‌های تصویری، پویانمایی شاید مناسب‌ترین بستر برای پرداختن به موضوعات خانوادگی باشد؛ چراکه برای همه‌ی سنین جذاب است و می‌توان خانوادگی به تماشای آن پرداخت.

در این گزارش خانه بهاری، حامد مقامی، دانشجوی کارشناسی ارشد علوم ارتباطات دانشگاه تهران پویانماییِ «درونِ بیرون» (Inside Out) محصول استودیوهای پویانمایی پیکسار را بررسی کرده که در ژانر «داستان بلوغ» تولید شده است.

داستان بلوغ در مطالعات ژانر ادبی و سینمایی به‌طور معمول به گونه‌ای از داستان اطلاق می‌شود که بر روی یک شخصیت اصلی نوجوان متمرکز است که در حال گام نهادن به نوجوانی یا جوانی است. در این ژانر شخصیت اصلی معمولاً در سن بلوغ به سر می‌برد و با مشکلات گوناگون دوره‌ی بلوغ درگیر می‌شود.

قسمت اول درونِ بیرون به کارگردانی پیت داکتر در سال ۲۰۱۵ پخش شد و به ماجرای کودکی و آغاز نوجوانی دختری به نام رایلی می‌پرداخت که به‌تدریج در حال تجربه کردن نخستین احساساتش یعنی شادی و غم و خشم و نفرت و ترس بود.

قسمت دوم این پویانمایی به کارگردانی کلسی مان در سال ۲۰۲۴ منتشر شد که داستان زندگی رایلی را از ۱۳ سالگی او پی می‌گیرد که ماجرای رویارویی رایلی با احساسات جدید دوران بلوغ است.

 

در پویانمایی درونِ بیرون ذهن انسان به‌صورت یک شهر پیشرفته به تصویر کشیده شده است. احساسات گوناگون به‌صورت شخصیت‌هایی مستقل طراحی شده‌اند. خاطرات خوب یا بد به‌صورت گوی‌های رنگی درمی‌آیند و در ذهن ذخیره می‌شوند و شخصیت را شکل می‌دهند.

تجربیات گوناگون نیز به‌صورت جزیره‌هایی در می‌آیند که هرکدام بخش دیگری از شخصیت را می‌سازند. احساسات از یک دفتر مرکزی که مجهز به کنسولی پیشرفته برای کنترل ذهن است همه‌چیز را مدیریت می‌کنند.

در قسمت دوم رایلی اکنون در آستانه‌ی ورود به دبیرستان است. احساسات شخصی‌شده‌ی او یعنی شادی و غم و ترس و خشم و نفرت بخش جدیدی از ذهن رایلی به نام «خودآگاهی» را ایجاد کرده‌اند که خاطرات و احساساتی را در خود جای داده است که شخصیت اصلی رایلی را تشکیل می‌دهند.

شادی که قصد دارد خودآگاهی رایلی را فقط با خاطرات مثبت پر کند سازوکاری ایجاد کرده است تا خاطرات منفی را به پشت ذهن او بفرستد. خودآگاهی رایلی این باور را در او تقویت می‌کند که شخص خوبی است.

رایلی و بهترین دوستانش بری و گریس که در تیم هاکی مدرسه درخشیده‌اند به یک کمپ هاکی روی یخ آخر هفته دعوت می‌شوند. رایلی امیدوار است در مسابقه‌ی نهایی برای تیم مدرسه‌ی جدیدش، شاهین‌های آتشین، واجد شرایط شود؛ ولی درست شب قبل از رفتن به کمپ، «زنگ بلوغ» به صدا در می‌آید و گروهی از کارگران ذهنی برای به‌روزرسانی کنسول احساسات رایلی وارد دفتر مرکزی می‌شوند و همه‌چیز را به هم می‌ریزند.

 

با شروع فرایند بلوغ رایلی بسیار حساس می‌شود و به هر ورودی‌ای که احساساتش به کنسول می‌دهند به‌شدت واکنش نشان می‌دهد. در همین زمان چهار احساس جدید به دفتر مرکزی می‌رسند و خود را معرفی می‌کنند: اضطراب، حسادت، خجالت و بی‌حوصلگی. همه‌چیز در آغاز دوستانه است؛ ولی احساسات جدید و قدیمی بر سر اینکه چگونه رایلی را در کمپ هدایت کنند به اختلاف می‌رسند.

شادی فکر می‌کند که رایلی باید روی خوش‌گذرانی با دوستانش در کمپ تمرکز کند، درحالی‌که اضطراب می‌خواهد رایلی جایگاهی در تیم کسب کند و دوستان جدیدی پیدا کند؛ چراکه قرار است بری و گریس از او جدا شوند و به دبیرستان دیگری بروند.

رویکرد شادی باعث لودگی رایلی و دوستانش می‌شود که به‌طور ناخواسته موجب می‌شود مدیر سخت‌گیر کمپ همه را به‌خاطر آن‌ها تنبیه کند. رایلی باید بتواند با بچه‌های مسن‌تر از خود تعامل کند تا در دبیرستان آینده‌اش تنها نماند؛ بنابراین اضطراب وارد عمل می‌شود و خودآگاهی مثبت‌اندیشانه‌ی رایلی را به پس ذهن او می‌فرستد تا خودآگاهی تازه‌ای برایش بسازد.

اضطراب احساسات قدیمی را زندانی می‌کند تا بتواند بدون مزاحمت آن‌ها ساختن خودآگاهی تازه‌ی رایلی را مدیریت کند. شادی و غم و خشم و نفرت و ترس از زندان می‌گریزند تا خودآگاهی رایلی را از پس ذهنش پیدا کنند. غم مخفیانه به دفتر مرکزی برمی‌گردد تا زمینه‌ی برگشتن خودآگاهی را فراهم کند.

اضطراب موفق می‌شود خودآگاهی تازه‌ای برای رایلی بسازد؛ ولی این خودآگاهی جدید مدام به رایلی یادآوری می‌کند که او به‌اندازه‌ی کافی خوب نیست.

شادی و خشم و ترس و نفرت خودآگاهی رایلی را پیدا می‌کنند؛ ولی تسلط اضطراب بر ذهن رایلی آشوبی به پا می‌کند که راه بازگشت آنان به دفتر مرکزی را می‌بندد؛ درنتیجه مجبور می‌شوند همراه با سیلی از خاطرات نامطلوب رایلی دوباره به ستاد ذهن رایلی بازگردند.

درنهایت شادی اضطراب را متقاعد می‌کند که کنسول را رها کند تا رایلی به آرامش برسد. خودآگاهی قبلی جایگزین خودآگاهی جدید می‌شود؛ اما رایلی همچنان دچار آشفتگی است. شادی متوجه می‌شود خودآگاهی قدیمی نیز مناسب وضعیت تازه‌ی رایلی نیست و اجازه می‌دهد خودآگاهی تازه‌ای از مجموع احساسات مثبت و منفی رایلی شکل بگیرد. رایلی درنهایت از بحران‌هایش سربلند بیرون می‌آید و شادمانه بر وضعیت جدید مسلط می‎شود.

دومین قسمت بیرونِ درون به‌خوبی بحران‌های دوران بلوغ یک نوجوان را به تصویر می‌کشد. همانند قسمت پیشین در این قسمت نیز کارآمد بودن تمام احساسات برای انسان نشان داده شده است. اگرچه شادی بارها تلاش می‌کند کنترل اوضاع را به دست بگیرد و روحیه‌ی مثبت‌اندیشی را حفظ کند، اما گاهی شکست می‌خورد و حتی اوضاع را بدتر می‌کند که نشان می‌دهد انسان علاوه بر شادی به احساسات منفی‌ای چون غم، خشم، نفرت، ترس، کسالت، خجالت و… هم نیاز دارد. از نکات دیگر این پویانمایی تغییر کردن و پیچیده‌تر شدن خودآگاهی با افزایش سن است.

روند پژوهش برای نگارش داستان با مشاوره‌ی لیزا کندال دامور روانشناس بالینی و متخصص در رشد دختران نوجوان و زنان جوان و داچر جوزف کلتنر استاد روان‌شناسی در دانشگاه کالیفرنیا انجام شده است. نظر به محتوای کارشناسی‌شده، تماشای این پویانمایی به‌طور خانوادگی به درک بهتر بحران‌های دوران بلوغ کمک می‌کند.

ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید