یک اصل تربیتی از جناب شمس تبریزی برای خانواده ها

 

یکی از محورهای اصلی اندیشه شمس تبریزی نقد صریح به انباشت دانش نظری و تاکید بر اهمیت تجربه زیسته است. او در مواجهه با مولانا که دانشمندی برجسته بود و بر منبر می‌نشست و موعظه می‌کرد جوری برخورد کرد که در نهایت او را به فردی تبدیل کرد که مفاهیم نظری را به نحوی کاملا عملی زندگی می‌کرد و از محدوده کلمات و مفاهیم صرف خارج می‌شد. این چرخش بنیادین از گفتار به رفتار گره‌گشای یکی از رایج‌ترین چالش‌های نظام تربیت خانوادگی امروز است. بسیاری از والدین تصور می‌کنند تربیت فرزندان فرایندی صرفاً کلامی است که با تذکر مداوم و نصیحت محقق می‌شود. اما خروجی این روش معمولاً فرزندانی هستند که قوانین اخلاقی را به خوبی حفظ کرده‌اند اما در موقعیت‌های واقعی زندگی قادر به اجرای آن‌ها نیستند.
باید تاکید کرد که فرزندان محیط اطراف را نه با گوش‌ها بلکه با چشم‌هایشان تحلیل می‌کنند و به سرعت تناقض‌ها را متوجه می‌شوند. پدر خانواده وقتی ساعت‌ها درباره اهمیت نظم و صداقت برای فرزند خود صحبت می‌کند اما خودش در مدیریت زمان و کارهای روزمره آشفته است یا وعده‌هایش را فراموش می‌کند، فرزندش رفتار او را به عنوان الگوی واقعی ثبت می‌کند و کلمات را نادیده می‌گیرد. جناب شمس تبریزی به ما یادآوری می‌کند که کلمات تا زمانی که در عمل پیاده نشوند فاقد قدرت اثرگذاری هستند. تربیت اخلاقی در خانواده نیازمند توقف پند و اندرزهای مستقیم و مداوم و جایگزینی آن با آموزش‌های غیرمستقیم و مبتنی بر مشاهده است تا فرزندان اعتماد کنند.
تبدیل مفاهیم انتزاعی به تجربه زیسته در محیط خانه نیازمند تمرین در موقعیت‌های واقعی است. به جای نصیحت کردن مکرر درباره اهمیت مدارا و کنترل خشم، همسران می‌توانند در زمان بروز اختلاف نظر نحوه مدیریت احساسات و گفتگوی مسالمت‌آمیز را در حضور فرزندان به صورت عملی اجرا کنند. وقتی فرزند ببیند که پدر و مادر با وجود اختلاف سلیقه جدی همچنان به یکدیگر احترام می‌گذارند و برای رسیدن به یک توافق مشترک گفتگو می‌کنند تاثیر آموزشی ویژه ای میپذیرد. در این حالت کانون خانواده از یک کلاس درس تئوری خسته‌کننده به یک کارگاه عملی برای یادگیری روش زندگی تبدیل می‌شود و الگوهای رفتاری بدون فشار کلامی در ذهن کودک حک می‌گردد.
این رویکرد رفتاری در انتقال مفاهیمی مانند صداقت، ایثار و وفای به عهد نیز کاربرد مستقیم دارد. اگر والدین به قول‌های کوچکی که به فرزند خود می‌دهند با دقت عمل کنند نیازی نیست درباره زشتی دروغگویی سخنرانی کنند. کودکی که می‌بیند وعده رفتن به پارک، زمان مشترک برای بازی یا خواندن یک کتاب داستان در زمان مقرر دقیقاً عملی می‌شود اعتبار کلام و ارزش تعهد را در عمل تجربه می‌کند. شمس تبریزی با شکستن ساختارهای رسمی آموزش در زمانه خود نشان داد که یادگیری حقیقی در بستر ارتباط مستقیم و رفتار روزمره رخ می‌دهد.
بزرگداشت چهره‌هایی مانند شمس تبریزی تنها زمانی معنادار است که بتوانیم اصول رفتاری آن‌ها را در حل مسائل امروز به کار بگیریم. کاهش حجم سخنرانی‌های تربیتی در خانه و جایگزینی آن با رفتارهای عینی و مسئولانه بسیاری از مقاومت‌های لجبازانه کودکان را کاهش می‌دهد. توجه کنیم که خانه‌ای میتواند نیرو هایی ارزشمند تربیت کند که در آن اخلاق از حالت سخنرانی به صورت روزمره زندگی شود. در واقع این خانه محیطی امن برای رشد طبیعی فراهم می‌کند. در این ساختار، تربیت نه یک وظیفه کلامی بلکه جریانی واقعی از انتقال الگوهای رفتاری است.

ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید