در سالهای اخیر، سبک زندگی بسیاری از خانوادهها دستخوش تغییرات قابل توجهی شده و در این میان، نگهداری از حیوانات خانگی نیز به یکی از بخشهای پررنگ زندگی برخی خانوادهها تبدیل شده است. حیوانات خانگی برای بسیاری از افراد، منبعی از محبت، سرگرمی و همراهی هستند و حضور آنها میتواند لحظات خوشایندی را برای اعضای خانواده رقم بزند. رسیدگی به حیوان، بازی کردن، مراقبت از او و وقت گذراندن در کنارش، برای بسیاری از صاحبان حیوانات خانگی به بخشی از برنامه روزانه تبدیل شده است.
با این حال، در کنار تمام جنبههای مثبت و عاطفی این رابطه، موضوعی که کمتر مورد توجه قرار میگیرد، تأثیر میزان وابستگی و زمانی است که برای حیوان خانگی صرف میشود بر روابط میان اعضای خانواده است. زمانی که حیوان خانگی بخش قابل توجهی از توجه و وقت فرد را به خود اختصاص میدهد، ممکن است بهتدریج فرصت گفتوگو، دورهمی و ارتباط مستقیم با سایر اعضای خانواده کاهش پیدا کند؛ تغییری که گاهی آنقدر آرام اتفاق میافتد که اعضای خانواده متوجه آن نمیشوند.
از سوی دیگر، روابط انسانی همواره با پیچیدگیهایی مانند تفاوت دیدگاه، اختلاف سلیقه، دلخوری، مسئولیتپذیری و نیاز به گفتوگو و حل مسئله همراه است؛ در حالی که رابطه با حیوان خانگی معمولاً سادهتر و کمتنشتر است. همین تفاوت میتواند باعث شود برخی افراد، بهخصوص در شرایطی که در روابط خانوادگی خود احساس خستگی، تنهایی یا فشار میکنند، ارتباط با حیوان خانگی را آسانتر و آرامشبخشتر تجربه کنند. مسئله زمانی جدیتر میشود که این رابطه، ناخواسته جای بخشی از ارتباطات انسانی و گفتوگوهای خانوادگی را بگیرد.
در همین زمینه با مرضیه حسنزاده، ارشد مشاور خانواده، مشاوره ازدواج، خانواده و زوجدرمانگر به گفتگو نشسته ایم که با اشاره به جایگاه حیوانات خانگی در زندگی افراد، درباره تأثیر این موضوع بر روابط خانوادگی توضیح میدهد:
چرا حیوان خانگی برای خانواده جذابیت پیدا کرده است؟
حسنزاده میگوید: این روزها حیوانات خانگی بیش از گذشته وارد زندگی خانوادهها شدهاند و برای بسیاری از افراد، به عضوی دوستداشتنی و مهم از خانه تبدیل شدهاند. رسیدگی به آنها، بازی کردن، بیرون بردنشان و وقت گذراندن در کنارشان میتواند لذتبخش باشد. اما وقتی بخشی از وقت و توجهی که پیش از این میان اعضای خانواده جریان داشت، بهتدریج به حیوان خانگی اختصاص پیدا میکند، میتوانیم از خودمان بپرسیم: چه چیزی در این رابطه وجود دارد که آن را تا این اندازه برای انسان جذاب میکند؟
وی ادامه میدهد: رابطه با حیوان خانگی معمولاً ساده، قابل پیشبینی و کمتنش است. حیوان به حضور ما واکنش نشان میدهد، به مراقبت ما نیاز دارد و محبتش را به شیوهای روشن نشان میدهد. فرد در این رابطه میتواند احساس کند که حضورش مهم است و میتواند به موجودی دیگر محبت کند و در مقابل، محبت دریافت کند. در عین حال، این رابطه بخش زیادی از پیچیدگیهای روابط انسانی را ندارد. در ارتباط با انسانها باید حرف بزنیم، توضیح بدهیم، تفاوتها را بپذیریم، با دلخوریها روبهرو شویم و برای حل اختلاف تلاش کنیم؛ اما در رابطه با حیوان، این پیچیدگیها بسیار کمتر است. همین سادگی میتواند باعث شود وقت گذراندن با حیوان، در بسیاری از موقعیتها آسانتر و خوشایندتر از درگیر شدن با یک رابطه انسانی باشد.
این مشاور خانواده میافزاید: این جذابیت زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که مراقبت از حیوان بخش بزرگی از برنامه روزانه فرد را به خود اختصاص دهد. غذا دادن، بازی کردن، گردش بردن و رسیدگی به نیازهای او، هم وقت میگیرد و هم احساس دلبستگی و مفید بودن ایجاد میکند. در نتیجه ممکن است بدون اینکه فرد آگاهانه چنین تصمیمی گرفته باشد، زمان کمتری برای نشستن کنار خانواده، صحبت کردن و باخبر شدن از حال یکدیگر باقی بماند. بنابراین، فاصله گرفتن از خانواده همیشه از یک مشکل یا نارضایتی جدی شروع نمیشود؛ گاهی بهتدریج و از تغییر سبک زندگی و تقسیم زمان شکل میگیرد.
حسنزاده ادامه میدهد: وقتی این تغییر ادامه پیدا کند، طبیعی است که بر روابط خانوادگی هم اثر بگذارد. گفتوگو و صمیمیت بدون وقت گذاشتن و حضور واقعی شکل نمیگیرد. وقتی اعضای خانواده کمتر کنار هم مینشینند و کمتر از دنیای یکدیگر باخبر میشوند، فرصت برای همدلی، شوخی، گفتوگو درباره مسائل روزمره و حتی حل اختلاف نیز کمتر میشود و فاصله عاطفی میتواند آرامآرام افزایش پیدا کند. از سوی دیگر، اگر همه اعضای خانواده درباره نگهداری از حیوان توافق نداشته باشند، هزینهها، مسئولیت مراقبت یا محدودیتهایی که در برنامه و رفتوآمد خانواده ایجاد میشود نیز میتواند به منبع اختلاف تبدیل شود.
حیوان خانگی؛ گزینه ای برای جبران صمیمت ها
وی با اشاره به جبران خلأ نیاز به صمیمت در محیط خانواده میگوید: در بعضی خانوادهها، این روند ممکن است یک مرحله دیگر هم پیدا کند؛ اگر فرد از قبل در روابط خانوادگی خود احساس تنهایی، تنش یا صمیمیت کم داشته باشد، ممکن است بهتدریج حیوان خانگی را به مهمترین منبع آرامش و همراهی خود تبدیل کند. در زمان ناراحتی یا خستگی، بودن در کنار حیوان برای او آسانتر از گفتوگو با اعضای خانواده باشد. در این شرایط، حیوان دیگر فقط یک همراه دوستداشتنی نیست؛ ممکن است به جایی تبدیل شود که فرد برای تجربه آرامش و پذیرش به آن پناه میبرد. در نتیجه، به جای اینکه مشکلات موجود در روابط انسانی حل شوند، فرد راهی برای فاصله گرفتن از آنها پیدا میکند و این فاصله میتواند بیشتر شود.
این زوجدرمانگر میافزاید: بنابراین، از نگاه روانشناختی، مسئله نه خوب یا بد بودن حیوان خانگی، بلکه جایگاهی است که در زندگی ما پیدا میکند. حیوان میتواند بخشی دوستداشتنی از خانواده باشد، اما وقتی بخش بزرگی از وقت، توجه و صمیمیتی را که باید میان اعضای خانواده جریان داشته باشد به خود اختصاص میدهد، آرامآرام چیزی در روابط انسانی تغییر میکند؛ گفتوگوها کمتر میشوند، از حال یکدیگر کمتر باخبر میشویم و فاصلهای شکل میگیرد که شاید در ابتدا حتی متوجه آن نباشیم.
حسنزاده در پایان میگوید: شاید به همین دلیل، هر خانوادهای که حیوان خانگی دارد، بد نباشد گاهی از خودش بپرسد: آیا این حیوان به ما کمک کرده بیشتر کنار هم باشیم، یا باعث شده هرکداممان بیشتر در دنیای خودمان بمانیم؟ پاسخ این سؤال میتواند چیزهای زیادی درباره کیفیت رابطههای خانوادگی به ما نشان دهد. چون در نهایت، هیچ حیوانی نمیتواند جای گفتوگویی را بگیرد که میان دو انسان باید اتفاق بیفتد؛ و هیچ آرامشی، اگر به قیمت دور شدن آدمها از یکدیگر به دست بیاید، نمیتواند جای صمیمیت واقعی را پر کند. حفظ یک خانواده، پیش از هر چیز، به وقت گذاشتن، شنیدن و حضور داشتن برای یکدیگر نیاز دارد.
عزیزان همراه بی شک عطوفت و مهربانی به حیوانات یک صفت پسندیده است اما نگهداری از آنها نباید موجب شود به سایر جنبه های زندگی و صمیمیت میان افراد خانواده آسیب وارد کند؛ پس اگر حیوان خانگی دارید در ایجاد این تعادل دقت نظر داشته باشید.
گزارش از مریم شمالیان




