سیزدهم جمادیالثانی، سالروز وفات حضرت امالبنین (س)، در تقویم ما به نام روز تکریم مادران و همسران شهدا ثبت شده است. شاید در نگاه اول، این روز یادآور سوگواری و صبر باشد، اما اگر از زاویه دید سبک زندگی به آن بنگریم، با پدیدهای شگفتانگیز مواجه میشویم. سخن از زنانی است که در اوج جوانی و در لحظهای که ستون خانه (پدر) فرو میریزد، خود به ستونی محکمتر تبدیل میشوند تا کانون گرم خانواده حفظ شود و سقف زندگی بر سر فرزندان آوار نشود. همسران شهدا، قهرمانان خاموشِ مدیریت بحران در نهاد خانواده هستند؛ زنانی که هنرمندانه جای خالی پدران را با درایت و اقتدار زنانه پر میکنند.
اولین چالش بزرگ برای همسر یک شهید، مدیریت گذار از وضعیت همسری به وضعیت سرپرستی کامل است. وقتی خبر شهادت میرسد، جنگ برای مرد تمام شده و او به فوز عظیم رسیده است، اما برای زن، یک جنگ تمامعیار در جبههای جدید آغاز میشود. او باید در حالی که قلبش مالامال از اندوه است، سکان کشتی طوفانزده خانواده را در دست گیرد. هنر این زنان در این است که اجازه نمیدهند سوگ، نظم خانه را از هم بپاشد. آنها با تکیه بر توکل و الگوگیری از حضرت زینب (س)، ساختار جدیدی در خانه تعریف میکنند که در آن، مادر نه یک قربانیِ ضعیف، بلکه یک مدیر مقتدر است که هم بار عاطفی و هم بار اقتصادی و اجتماعی خانه را به دوش میکشد.
دشوارترین بخش این مدیریت، تربیت فرزندانی است که سایه پدر را بر سر ندارند. اما این همسران شهدا هستند که یاد پدر را در خانه زنده نگه میدارند. در این خانهها، پدر یک قاب عکس روی دیوار نیست؛ بلکه یک ناظر زنده و یک الگوی رفتاری است. مادر با روایتگری صحیح از منش و اخلاق شهید، او را به عنوان قهرمان زندگی فرزندان معرفی میکند و بذر غیرت و ایمان را در دل آنها میکارند.
این مادران با ظرافتی خاص، تعادل میان مهر مادری و جذبه پدری را برقرار میکنند. آنها از یک سو باید منبع بیپایان محبت باشند تا خلأ عاطفی فرزندان را پر کنند و از سوی دیگر، باید انضباط و قاطعیتی مردانه داشته باشند تا فرزندان آسیبپذیر بار نیایند. این برقراری تعادل، نیازمند حکمتی است که تنها در مکتب تربیتی انقلاب اسلامی یافت میشود.
همچنین همسران شهدا علاوه بر چالشهای درونی، با چالشهای بیرونی نیز دستوپنج نرم میکنند. قضاوتهای نادرست برخی افراد، شایعات مربوط به سهمیهها و رفاهیات (که اغلب فرسنگها با واقعیت فاصله دارد) و نگاههای ترحمآمیز، فشاری مضاعف بر دوش آنان است. اما این شیرزنان، با الگوگیری از حضرت امالبنین (س) که مظهر ادب و وفاداری بود، با صبر و وقاری مثالزدنی، از حریم خانواده صیانت میکنند. آنها نه تنها اجازه نمیدهند این حواشی به روحیه فرزندان آسیب بزند، بلکه با تربیت فرزندانی نخبه و موفق، بهترین پاسخ عملی را به جامعه میدهند.
در نهایت، باید پذیرفت که اگر شهدا توانستند با خیالی آسوده در خط مقدم بجنگند، به پشتوانه زنانی بود که میدانستند سنگر خانه را حفظ خواهند کرد. همسران شهدا، مصداق بارز جهاد زنانه هستند. آنها ثابت کردند که مدیریتِ خانه، تنها شستوشو و پختوپز نیست؛ بلکه معماریِ روح انسانها و مدیریتِ بحرانهای پیچیده است. در روز تکریم این بانوان، بزرگترین هدیه جامعه به آنان، درکِ عمقِ مجاهدت خاموششان و الگوبرداری از سبک تربیتی و مدیریتی آنان برای عبور از بحرانهای زندگی است؛ زنانی که تاریخ وامدار ایستادگی آنان خواهد بود.


