ورزش برای زنان، فراتر از یک فعالیت تفریحی، نقشی تعیین کننده در سلامت جسمی و روانی ایفا میکند و میتواند به عاملی برای توانمندسازی اجتماعی تبدیل شود. با این حال، مسیر ورزش زنان از سطح همگانی تا قلههای حرفهای، با موانع ساختاری، علمی و اقتصادی عظیمی روبهروست که رفع آنها نیازمند نگاهی نظاممند و فراتر از شعار است.
به گزارش خبرنگار خانه بهاری، بر اساس آخرین یافتههای علمی، فعالیت بدنی منظم یکی از مؤثرترین ابزارها برای ارتقای کیفیت زندگی زنان در تمامی مقاطع سنی محسوب میشود. پژوهشها نشان میدهند که ورزش هوازی میتواند به بهبود چشمگیر سلامت قلب و متابولیسم در زنان یائسه کمک کند و خطر ابتلا به بیماریهای مزمن مرتبط با افزایش سن را کاهش دهد.
همچنین، شواهد معتبری وجود دارد که نشان میدهد ورزش منظم میتواند سطح لیپوپروتئین با چگالی بالا (HDL) یا همان کلسترول خوب را در زنان به طور قابل توجهی افزایش دهد و این تأثیر مثبت در مقایسه با مردان بارزتر است. از سوی دیگر، تحقیقات بر نقش ورزش در بهبود عملکرد شناختی و حفظ سلامت مغز در زنان بزرگسال تأکید دارند، موضوعی که در جامعهای با جمعیت سالمندی در حال رشد، از اهمیت مضاعفی برخوردار است. با این وجود، آمارهای جهانی حکایت از فاصله عمیقی بین پتانسیل بینظیر ورزش برای سلامت زنان و میزان مشارکت واقعی آنان دارد. به طوری که سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده است ۳۱ درصد از جمعیت جهان از کمتحرکی رنج میبرند و این معضل، یکی از عوامل اصلی خطر برای بیماریهای غیرواگیر محسوب میشود.
وضعیت در ایران نیز چندان مطلوب نیست و زنان به دلایل متعددی از جمله محدودیتهای اجتماعی و نبود زیرساختهای مناسب، تحرک بدنی کمتری نسبت به مردان دارند. بر اساس اعلام فدراسیون ورزشهای همگانی در تابستان سال ۱۴۰۱، حدود ۶۴ درصد از زنان ایران کمتحرک هستند و حداقل فعالیت بدنی توصیه شده توسط سازمان جهانی بهداشت را در هفته ندارند. این آمار نگرانکننده در حالی ثبت شده است که بر اساس گزارش بانک جهانی در سال ۲۰۲۳، فقط حدود ۱۴.۴ درصد از زنان ایرانی شاغل بودهاند و بیش از ۸۰ درصد از زنان غیرشاغل، خانهدار محسوب میشوند. این همبستگی میان اشتغال و تحرک بدنی، نشان از آن دارد که سیاستگذاری برای افزایش مشارکت ورزشی زنان، باید به موازات رفع موانع اقتصادی و اجتماعی آنان دنبال شود.
اگرچه مزایای فردی ورزش برای زنان انکارناپذیر است، اما هنگامی که پای ورزش حرفهای به میان میآید، چالشها ابعاد تازه و پیچیدهای پیدا میکنند. یکی از برجستهترین این موانع، شکاف عمیق اقتصادی و معیشتی است. ناامنی مالی، نه تنها آینده شغلی ورزشکاران را تهدید میکند، بلکه بسیاری از استعدادهای درخشان را وادار به ترک زودهنگام ورزش خواهد کرد.
فراتر از مسائل مالی، زنان ورزشکار با چالشهای علمی و پزشکی خاصی نیز دستوپنجه نرم میکنند که ریشه در کمبود پژوهشهای اختصاصی دارد. یکی از بارزترین مصادیق این مسئله، آسیب رباط صلیبی قدامی (ACL) است. تحقیقات نشان داده است که زنان ورزشکار به دلیل تفاوتهای آناتومیکی، هورمونی و بیومکانیکی، به طور قابل توجهی بیشتر از مردان در معرض این آسیب خطرناک قرار دارند. یک بررسی نظاممند در سال ۲۰۲۴ نشان داد که احتمال پارگی رباط صلیبی در زنان، چیزی بین چهار تا شش برابر مردان است. به نظر میرسد، اکثر پروتکلهای آموزشی، برنامههای گرمکردن و روشهای پیشگیری از آسیب، بر اساس دادههای به دست آمده از بدن مردان طراحی شدهاند و این خلأ تحقیقاتی، هزینههای جبرانناپذیری را به زنان ورزشکار تحمیل میکند.
در نهایت، نابرابری در پوشش رسانهای، حلقه دیگری از این زنجیره است. سهم زنان از پوشش خبری ناچیز است. در واقع، آنچه امروز به عنوان مانعی بر سر راه ورزش زنان دیده میشود، حاصل تعامل پیچیدهای از عوامل اقتصادی، علمی، فرهنگی و رسانهای است. رهایی از این شرایط، مستلزم عزمی جمعی برای سرمایهگذاری هدفمند، بازنگری در اولویتهای پژوهشی، و به رسمیت شناختن جایگاه واقعی زنان در عرصه ورزش است؛ چرا که سلامت و موفقیت یک جامعه، در گرو شکوفایی تمامی استعدادهای آن، خصوصا زنان و مادران خواهد بود، چون سلامت یک خانواده در گرو شادابی زن است.
بیشتر بخوانید:
پرونده ویژه | از رویای قهرمانی تا مربیگری و داوری؛ روایت بانوی کشتی آلیش فارس
پرونده ویژه | از مسیر پرچالش کاراته تا سکوی افتخار المپیک ناشنوایان


