عابر بانک یا تکیه‌گاه؟ جایگاه پدر کجاست؟

 

سیزدهم رجب و ولادت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)، بهانه‌ای است برای بوسیدن دستان پینه بسته و پیشانی‌های پرچین مردانی که ستون‌های نامرئی خانواده‌اند. در این روزها، بازار تبریک‌ها و خرید هدایا داغ است و جملات طنزآمیزی درباره جوراب و مظلومیت پدران دست‌به‌دست می‌شود. اما در پس این شوخی‌های ظاهری یک تراژدی فرهنگی و تربیتی در حال رشد است که خانواده ایرانی را تهدید می‌کند: کالایی شدن رابطه پدر و فرزند و تقلیل جایگاه رفیع پدری به یک کارت بانکی متحرک.
امروز در بسیاری از خانواده‌ها، ناخواسته و تحت فشار شرایط اقتصادی و تبلیغات مصرف‌گرایانه، تعریف پدر تغییر کرده است. اگر روزگاری پدر نماد خرد، اقتدار، تربیت و حلال مشکلات بود، امروز برای بسیاری از فرزندان نسل جدید، پدر صرفاً کانالی است که پول را از بیرون خانه به درون منتقل می‌کند تا نیازهای رفاهی آنان تأمین شود. این نگاه ابزاری نه تنها ظلم به پدر بلکه خیانت به آینده فرزندان است.
ریشه این معضل را باید در تغییر سبک زندگی و جمله‌ی معروف بسیاری از پدران دلسوز جستجو کرد: نمی‌خواهم فرزندم سختی‌هایی را که من کشیدم، تجربه کند. این نیت خیر آغاز یک انحراف بزرگ است. پدران برای تأمین رفاه حداکثری دو یا سه شیفت کار می‌کنند، صبح زود می‌روند و آخر شب با تنی خسته بازمی‌گردند. غیبت فیزیکی و خستگی پدر، باعث می‌شود که سهم او از تعامل با فرزند تنها به پرداخت شهریه مدرسه، خرید کنسول بازی و تأمین پوشاک محدود شود.
به مرور زمان فرزند شرطی می‌شود که محبت پدر را با پول بسنجد. اگر پدر پول داد پدر خوبی است و اگر نتوانست آخرین مدل گوشی را بخرد پدری ناکارآمد است. در این معادله هویت انسانی پدر حذف شده و کارکرد اقتصادی او جایگزین می‌شود. خطرناک‌ترین پیامد این وضعیت آن است که فرزندان ما یتیمان دارای پدر هستند؛ یعنی پدری دارند که پول می‌دهد اما پدری ندارند که با او گفتگو کنند، از او راه و رسم زندگی بیاموزند و در بحران‌ها به تجربه‌اش تکیه کنند.

این نگاه ابزاری بیشترین آسیب روانی را به خود پدران وارد می‌کند، به ویژه در دوران میانسالی و بازنشستگی. پدری که سال‌ها احترام و جایگاهش را با پول خریده است، به محض اینکه بازنشسته می‌شود و توان مالی‌اش کاهش می‌یابد ناگهان احساس بی‌ارزشی و سربار بودن می‌کند.
افسردگی‌های شایع در مردان بازنشسته اغلب ریشه در همین موضوع دارد. مرد احساس می‌کند حالا که دیگر نمی‌تواند مثل گذشته خرج کند دیگر آن ارج و قرب سابق را در نگاه همسر و فرزندانش ندارد. او خود را مانند ماشینی می‌بیند که تا وقتی کار می‌کرد، عزیز بود و حالا که فرسوده شده در گوشه‌ای رها شده است. این احساس استفاده شدن غرور مرد را خرد می‌کند و او را به انزوا و سکوت مرگبار می‌کشاند.
حالا باید پرسید که در این میان نقش مادران چیست؟ در اصلاح این نگاه غلط، مادران نقشی کلیدی دارند. متأسفانه گاهی مادران ناخواسته به این آتش دامن می‌زنند. جملاتی مثل: ببین بابات پول نداد نتونستیم بریم مسافرت یا برو از بابات پول بگیر تا برات بخرم، پدر را در ذهن کودک فقط به عامل پول ربط می‌دهد.
مادر دانا تصویر پدر را از کیف پول به قهرمان تغییر می‌دهد. او حتی اگر پدر دستش خالی باشد به فرزندان می‌آموزد که تلاش پدر مقدس است نه نتیجه‌ی مالی آن. او به بچه‌ها یاد می‌دهد که پدرشان را به خاطر امنیت روانی، حمایتگری و دانایی‌اش دوست داشته باشند. وقتی مادر به همسرش (فارغ از درآمدش) احترام بگذارد فرزندان نیز می‌آموزند که پدر واجب‌الاحترام است حتی با جیب خالی.
سیزدهم رجب فرصتی است تا به سیره امیرالمؤمنین (ع) بازگردیم. شاید حضرت علی (ع) برای فرزندانشان ثروتمندترین پدر شهر نبودند، اما بهترین مربی بودند. ایشان با فرزندانشان کار می‌کردند، بازی می‌کردند، گفتگو می‌کردند و برایشان نامه می‌نوشتند (مانند نامه ۳۱ نهج‌البلاغه). میراث حضرت علی (ع) برای فرزندانشان، باغ و ملک نبود؛ بلکه عزت نفس، شجاعت و حکمت بود.
پدران امروزی باید بدانند که هیچ کلاسی و هیچ هدیه‌ای نمی‌تواند جایگزین زمانی شود که با فرزندشان می‌گذرانند.
پدری که با پسرش کشتی می‌گیرد یا فوتبال می‌بیند، در حال انتقال حس رقابت سالم و مردانگی است.
پدری که با دخترش درد دل می‌کند و موهایش را شانه می‌زند در حال ساختن اعتماد به نفس او برای آینده است.
این‌ها کارهایی است که هیچ عابر بانکی نمی‌تواند انجام دهد.
کادوی واقعی روز پدر این است که به پدر گفته شود من تو را برای خودت می‌خواهم
در نهایت بیایید امسال در روز پدر داستان هر ساله را تغییر دهیم. بهترین هدیه برای پدران جوراب و پیراهن نیست بلکه تغییر نگاه ماست. بیایید به پدرانمان بگوییم: بابا! ما تو را نه برای نانی که به سفره می‌آوری، بلکه برای امنیتی که حضورت به خانه می‌دهد دوست داریم.
بیایید دستانش را ببوسیم نه چون چک‌ها را پاس کرده بلکه چون وقتی زمین خوردیم ما را بلند کرده است.
بیایید به او اطمینان دهیم که حتی اگر روزی هیچ پولی در بساط نداشته باشد باز هم قهرمان و تاج سر خانه است. این جمله آبی است بر آتش خستگی‌های تمام سال‌های دویدن او. احیای جایگاه معنوی و تربیتی پدر بزرگترین خدمت به سلامت روان خانواده است. پدر تکیه‌گاه است نه دستگاه پول‌شمار. نگذاریم این کوه استوار زیر بار نگاه‌های مادی آب شود.

یادداشت: زهرا زارع پور

ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید