محمد عسلی؛ مدیر مسئول روزنامه عصر مردم | میلیون سال قبل که من روی قانونمندی خلقت نیمه دوم خود را در کنار یافتم حسی برآمده از غریزه مرا به کششی سوق داد که دستی با مهر بر سر جفتی کشم که از آن مهر و صبوری میبارید، ما در مزرعه سبز فلک نگاهمان به داس مه نویی بود که به هر روز دستمان با بافه های نخستین و آخرین غذای کامل به دانههایی از گندم مماس میبود و با ذوقی سرشار در هر چهار فصل عشق به زندگی را تمرین میکردیم با امنیتی که در اراده و بازوان، برای پرهیز از حوادث ناگوار به بهای جدال با درندگان و بیماریهای ناشی از تغذیه نامناسب داشتیم.
اینک از آن روزهای آغازین میلیون سال گذشته است و نسلهای بعد از ما حوادث و رویدادهای بیشماری را پشت سر گذاشتهاند تا آنجا که زندگی در عصر صنعت الکترونیک طی قراردادی اجتماعی، اراده امنیتی و خدماتی خود را در قالب قوانینی مترقی با جوهره اخلاق دینی و مذهبی و با ترکیبی از عرف و فرهنگ خود و بیگانگانی که در زمین پراکندهاند واگذار کردیم به دولتهایی که تعهد کردند رفاه، امنیت، توسعه و بهبودی و سلامتی را به ارمغان آورند.
حالا یک زن، یک شوی و یک یا چند فرزند در خانواده با خطراتی مواجهاند که در آن دوران آغازین مواجه نبودند هر چند از اهمیتی برخوردارند که در آن دوران یا نداشتند و یا خود میباید شخصا آن را تأمین میکردند.
آنچه امروز کانون خانوادگی ما را گرم، با مهر و با صفا نگه میدارد صرفا درآمدهای آنچنانی یا تلاش، در رقابت بیشتر داشتن و زندگی تجملاتی نیست. بل بازگشت به قوانین طبیعی و همراه با طبیعت خداوندی بودن است.
زیرا هر آنچه از طبیعت و زندگی طبیعی و قانونمندی آن دور شدیم با خدا و امنیت فاصله گرفتیم که اگر روزگارانی ستاره و ماه و خورشید را پرستش میکردیم و به وجود آنان باور داشتیم که نور و گرما را ارزانی کرده بودند از پس آن همه دانش و تجربه و باور به ایمانی رسیدهایم که خدای یکتا را با آن اوصافی که در کتب مقدس آمده است پرستش میکنیم اما افسوس که از این پرستش بعضا در اخلاق و روابط اجتماعی و خانوادگی ما را نصیبی نیست و آنچنان در رفتار ما نمود مثبتی ندارد.
رکن اساسی تربیت در خانواده نخست باور است به نیکی و خوب بودن برای تربیت نسلی که باید از چند خصیصه برخوردار باشد.
نخست راه درست زندگی را نه تقلیدی بل عالمانه تمرین کرده باشد و دوم توان حفاظت از ارزشها را داشته باشد و سوم سرباز و نگهبان آب و خاکی باشد که زادگاه همه ما بوده و هست که اگر چنین نباشد ما به هر درجهای از دانش و فناوری برسیم قادر نخواهیم بود امنیت و سلامت خود و جامعه را حفظ کنیم و یا توسعه دهیم.
تربیت از رفتار بزرگان بیشتر تأثیر میگیرد تا از نصایح و سخنان آنان، مادر خوب، دختر خوب تربیت میکند و پدر خوب پسر خوب را. خوب بودن یک تعریف بیشتر ندارد. خوبی نمایانگر رفتار و گفتار و پندار نیک است. یعنی رفتار و گفتار و پنداری که تأمین نیازهای طبیعی را بتواند برآورده کند.
ازدواج به موقع و تشکیل زندگی اشتراکی مهمترین شاخصه تشکیل یک زندگی سالم است که مسیر طبیعی و نقطه آغاز حیات طیب را رقم میزند. موهبتی که متأسفانه بسیاری از جوانان امروزی ما از آن به هر دلیل محرومند زیرا انحراف از معیارها و سنتهای کهن موجب شده ازدواج به قلهای تبدیل گردد که صعود به آن برای اکثریتی در زمان مناسب مقدور نباشد و این همان حلقه مفقوده یک زندگی سالم است.
بیائیم به خویشتن بازگردیم به یک آغاز خوب برای یک زندگی خوب.
والسلام


