بحران جمعیت و حرکت شتابان کشور به سوی سالمندی، دیگر یک پیشبینی آماری نیست، بلکه واقعیتی ملموس است که به تعبیر رهبر معظم انقلاب (مدظلهالعالی) “اَبَرچالشی” حیاتی برای آینده اقتدار، هویت و بقای ایران اسلامی محسوب میشود. عبور از این گردنه خطرناک که موجودیت اقتصادی، امنیتی و فرهنگی ما را هدف گرفته است، نیازمند یک عزم ملی و “جهاد همهجانبه” است. این جهاد، صرفاً متکی به اقدامات اقتصادی نیست، بلکه یک پازل سهبعدی فرهنگی، اقتصادی و سیاسی است که باید به صورت هماهنگ اجرا شود.
گام اول: جهاد تبیین و بازسازی فرهنگی
ریشه بحران جمعیت، پیش از آنکه در “جیب” خانوادهها باشد، در “ذهن” و “قلب” آنان است. دههها تهاجم فرهنگی و جنگ نرم دشمن، موفق شده است «سبک زندگی غربی» مبتنی بر فردگرایی، لذتجویی آنی و اصالت رفاه شخصی را جایگزین «سبک زندگی اسلامی-ایرانی» مبتنی بر خانوادهمحوری، ایثار و توکل کند. ترس از فقر، نگرانی از آینده تحصیلی و شغلی فرزند، و شعار “فرزند کمتر، زندگی بهتر”، همگی ویروسهایی بودند که در این جنگ شناختی به باورهای جامعه تزریق شدند.
بنابراین، راهکار اول، «جهاد تبیین» در حوزه خانواده است. رسانه ملی، نهادهای فرهنگی، حوزههای علمیه و مساجد موظفند به صورت شبانهروزی، گفتمانسازی کنند:
بازتعریف مفهوم “رزق”: احیای باور اسلامی که “هر آن کس که دندان دهد، نان دهد”. فرزندآوری باید از یک محاسبه مادی (هزینه-فایده) به یک اقدام معنوی و مبتنی بر توکل (برکت و رزقآوری) تبدیل شود.
الگوسازی مثبت: رسانهها باید به جای نمایش خانوادههای کوچک و مرفه، «خانوادههای موفق، بانشاط و پرجمعیت» را به عنوان الگوی مطلوب و دستیافتنی معرفی کنند.
مقابله با تجملگرایی: ترویج فرهنگ «ازدواج آسان» و «سادهزیستی فاطمی» به عنوان پیشنیاز اصلی تشکیل خانواده و فرزندآوری، و تقبیح فرهنگ مخرب تجملگرایی و مهریههای سنگین که سن ازدواج را بالا برده است.
گام دوم: حمایت واقعی دولت و اجرای کامل قانون (رفع موانع اقتصادی)
اگرچه فرهنگ، زیربناست، اما نمیتوان از مشکلات معیشتی که جوانان را از ازدواج و فرزندآوری بازمیدارد، چشمپوشی کرد. دولت اسلامی موظف است موانع را از پیش پای خانوادهها بردارد. «قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت» یک نقشه راه مترقی است، اما اجرای ناقص و قطرهچکانی آن، دردی را دوا نمیکند.
تأمین مسکن: ارائه زمین یا تسهیلات بانکی بلندمدت و کمبهره، مشخصاً برای خانوادههای جوان و به ویژه خانوادههایی که صاحب فرزند سوم و چهارم میشوند، یک اولویت فوری است.
امنیت شغلی و حمایت از مادران شاغل: زن نباید مجبور به انتخاب میان «نقش مادری» و «حضور اجتماعی» شود. اجرای کامل مرخصیهای زایمان، ایجاد مهدکودکهای استاندارد و رایگان در جوار ادارات، و ترویج دورکاری برای مادران، از وظایف قطعی دولت است.
بستههای حمایتی ملموس: پرداخت یارانههای مؤثر فرزندآوری، پوشش کامل بیمه درمان ناباروری، و رایگان شدن خدمات بهداشتی و درمانی مادران باردار و کودکان تا سنین مشخص، باید به صورت کامل و بدون بروکراسی اداری اجرا شود.
گام سوم: مطالبهگری عمومی و مسئولیت اجتماعی
این بحران، تنها با اقدام دولت حل نمیشود. تمام ارکان جامعه باید احساس مسئولیت کنند. خیرین باید به حوزه «ازدواج و فرزندآوری» ورود کنند. کارفرمایان بخش خصوصی باید سیاستهای تشویقی برای کارکنان صاحب فرزند در نظر بگیرند. همچنین، مردم و رسانهها باید به «دیدهبان» اجرای قانون جوانی جمعیت تبدیل شده و از مسئولینی که در این زمینه کوتاهی میکنند، «مطالبهگری» جدی نمایند.
در نهایت، آینده ایران اسلامی در گرو صدای گریه و خنده نوزادانی است که امروز باید در خانههای ما طنینانداز شود. این یک انتخاب شخصی نیست، بلکه یک مسئولیت تاریخی، شرعی و ملی برای حفظ اقتدار و هویت این مرز و بوم است.


