ایران‌بانو، جشنی برای بانوان استوار

در شلوغی شهر، یک گعده زنانه برگزار شد. تلاشی برای دیده شدن استواری زن ایرانی در جامعه متلاطم ایران
ساعت حدود ۲:۲٠ دقیقه بعد از ظهر است و کمتر از یک ساعت از شروع برنامه «ایران بانو» گذشته که درهای سالن وزارت کشور بسته می‌شود و اجتماعی مشتاق از بانوان، پشت درهای ورودی همچنان منتظر می‌مانند.
این جماعت که برای رسیدن به آیتم های برنامه پشت در ایستاده اند میهمانان سالهای گذشته اند و برای تجدید خاطره ای شیرین آمده اند. مثل «عطیه محلاتی» مادر علی و ثمین. پسرک دبستانی اش، کلاس مجازی را به شوق شرکت در برنامه، در مسیر آمدن گذرانده است تا در جمع شرکت کنندگان این اجتماع باشد و همچنان امیدوار ایستاده اند تا شاید دری به رویشان باز شود.

عکس یادگاری از میهمانی ایران بانو

پیش از ورود به سالن، ایستگاه عاشقی به رسم همیشه گروه دانشجویی «مثل هانیه»، انتظار میهمانان را می‌کشد.  دیواری کوچک و تزئین شده با گلها و پروانه هایی به رنگ های ملیح، تا همه میهمانان در بدو ورودشان سری به آن بزنند و اگر دلشان طلبید قابی دوست داشتنی از حضورشان را ماندگار و در کنار رجزی زنانه که بر روی این دیوار نقش بسته است به ایران بانو بودنشان افتخار کنند.

آینه‌ای که در آن زیباتر از همیشه‌ای

چند قدم  آن طرف تر آیینه ایست برای انعکاس تصاویری زیبا از زنان و دخترانی که می‌خواهند در حالی میهمان این محفل شوند که مزین به حجاب اند. پوششی که شایسته یک میهمانی فاطمی است.دختران مجموعه «مثل هانیه» هم، با افتخار و با لبخند و روی خوش همیشگی، به میزبانی ایستاده‌اند.

تجربه‌ای که  آغاز یک راه می‌شود

«فاطمه دربرداری» دختر ۱۵ ساله‌ای است که به قول خودش با آنکه مادر محجبه است اما تا به حال به داشتن حجاب فکر نکرده است. کنار آینه می‌ایستد. دختری از گروه «مثل هانیه» شالش را به زیبایی دور سرش می‌بندد. فاطمه به آینه نگاه می‌کند.  رضایت و تأیید در چشم هایش موج می زند. در جایگاه عکس یادگاری می‌ایستد. من هم کنار دوستش از او یک عکس یادگاری میگیرم. و یک سوال ؟ چرا تا به حال به حجاب فکر نکرده است؟! استدلالش هرچه که هست بماند اما انگار از همین لحظه نظرش برگشته است.

خانواده ایرانی بی نظیر است

زنان و دختران می‌آیند و می‌روند و یک به یک عکس یادگاری می‌گیرند اما در این میان حضور «کوروش خسروانی»، پسرک کلاس سومی در جایگاه ایران بانو توجه را کمی بیشتر جلب می‌کند.«صفیه» با عشق  از او عکس می گیرد. خلوت مادر و پسر را برای لحظه ای در هم می ریزم. بی مقدمه می گوید:« مادرم را خیلی دوست دارم. با هم  آمدیم تا در جشن مادرها شرکت کنیم. یک خواهر هم دارم. در دانشگاه بابلسر درس می‌خواند.» مرد کوچک  روز مادر را به همه مادران ایرانی تبریک می‌گوید. با سادگی و شیرینی کلامش برای لحظه ای، زیبایی انسجام و عشق در یک خانواده ایرانی به جان آدم می نشیند.

کجا پیدا کنم دیگر شراب از این طهوراترر

خادمان بارگاه رضوی هم بساط چایخانه را به راه کرده اند تا کام میهمانان را به جرعه ‌ای از چای تبرکی شیرین و معطر کنند.

اینجا کلاس درس است؛ به زحمت آمدنش می ارزد

صدای کف زدن و شور و هیجان بانوان ایران زمین به طرف محل مراسم هدایتتان می‌کند. ظاهرا برنامه آنقدر جذاب است که گذشته از تمام سالن که مملو از جمعیت است، روی زمین و کنار پله‌ها هم جای سوزن انداختن نیست. از لابه‌لای جمعیت که می‌گذریم خانمی با ۴ بچه قد و نیم قد، روی زمین نشسته‌است. کوچکترین آنها مروارید است که در میان اینهمه سر و صدا آرام در آغوش امن او به  خواب رفته. لهجه غلیظی دارد. جملاتش کمی نامفهوم است. یکی از خانم‌ها که روی چند صندلی آن طرف تر نشسته‌است، سرش را کج می‌کند و تک تک جملاتش را برایم به وضوح می گوید؛ ۵ تا بچه دارد! دو تا دختر دبیرستانی که امروز مدرسه‌اند. ۳ تا را با خودش آورده و یکی هم امانت دوستش است. معتقد است بچه‌ها باید در این برنامه‌ها حاضر شوند تا راه و رسم عاشقی یاد بگیرند. عشق به خدا، به مادرمان فاطمه زهرا (س) و خانواده‌ای که برایشان ریشه و اصالتند.انصافاً همتش ستودنی است.

چند دقیقه با نوجوانان دهه هشتادی

دخترهای دبیرستانی هم که پای صحبت‌های دکتر عزیزی ریسه رفته‌اند. اجتماعی از اونیفورم پوشان «دبیرستان طهماسبی» که از منطقه ۱۴ تهران به همراه مربیانشان آمده‌اند تا نامشان را در جمع ایران بانوان بنویسند. به نمایندگی از بین این جماعت شنیدن حرف‌های «نازنین حیدری»،«ستایش یاوری» و «ستایش عامری» خالی از لطف نیست.انگار پیش تر از این‌ها هم پیگیر برنامه‌های مجموعه دانشجویی «مثل هانیه» بوده‌اند و از جذابیت آن مطمئن.
رجز خوانی «ابوذر روحی» حس اعتماد به‌نفسشان را به عرش رسانده‌است که از انگیزه و غرور می گویند. از افتخار به ایرانی بودن و از عزت نفسی که ثمره حضور در این اجتماع است. به حرف‌های سخنران اشاره می‌کنند! اینکه زیبایی به چهره نیست، باطن را باید بسازیم. ظاهر مهم نیست و نباید تنها به فکر آن باشیم. و یک دنیا حرف‌هایی که با چاشنی شوخی و طنازی دکتر عزیزی، انگار برای بچه محصل‌های این مهمانی، کاری کارستان کرده‌است. این مشتریان پر و پا قرص معتقدند مجموعه حاضر برنامه‌ریزی‌های خوبی دارد و حجاب و عفاف را هم به زیبایی و جذابیت به تصویر می‌کشد. در پایان گپ و گفت صمیمانه‌مان، این نوجوانان که برق نگاهشان حکایت از آینده‌ای روشن دارد، به نمایندگی از همه دختران ایران زمین، میهمان قاب ماندگار خبرنگار می شوند.

مادری که هنوز چشم انتظار است!

در شلوغی میهمانی دو تصویر از یک شهید مدافع حرم در دستان پیرمردی در ردیف دوم قابل تأمل است. حاج آقا اجازه می‌دهید یک عکس از شما و پسرتان بگیرم؟ بلافاصله اجازه می‌دهد. انگار اینجا برخلاف همیشه تاریخ است! به جای آن که پسر دست پدر را بگیرد  و به قامت و صلابتش تکیه کند، پدر مفتخر است که «امیر»، فرزند رشید اوست. مادر هم لبخندی مادرانه می‌زند و انگار اجازه می‌دهد کمی پای درد دل‌هایش بنشینم. از امیر می‌گوید:« هر طور بگویم شهیدم خوب بود؛ اخلاق، رفتار، کردار، ایمان، و تقوایش. اولین شهید مدافع حرم در سال ۹۲ بود. غریبانه رفت…» طیبه مادر ۵ فرزند است؛ چهار دختر و پسری که به قول خودش هدیه ای بود تقدیم به حضرت زینب. امیدوار است که بانوی دمشق فرزندش را از او بپذیرد از سختی دوری می‌گوید از اینکه  هنوز هم منتظر است تا در پس زنگی که در خانه به صدا در می‌آید صدای امیرش را بشنود و امروز بیشتر از همیشه دلش تنگ است تا یک بار دیگر  پیش چشمش بنشیند و با همه وجود بگوید مادر روزت مبارک. حرف آخر مادر این است:«ان شاالله خون بچه‌های ما نگذارد هرج و مرجی بشود اوضاع و احوال خوب شود و ما بتوانیم باز هم به زیارت حضرت زینب(س) برویم.»

ایران بانوان سرزمینمان

نوبت به معرفی ۱۰ بانوی برجسته سرزمینمان می‌رسد. انتخابی با معیار دستیابی به موفقیت‌های چشمگیر در حرفه‌های خود، دغدغه‌مندی اجتماعی و همچنین کمتر شناخته‌شده بودن آن‌ها به منظور الگو قرار دادن برای مخاطبان جوان و نوجوان از قشرهای مختلف با پوشش‌ها و ادیان گوناگون تا الهام‌بخش نسل جوان در ترویج ارزش های مثبت باشند و قرار است هدایایی از دست مادر شهید «محمد حسین حدادیان»، خواهر شهید «ابراهیم هادی» و «زهرا توکلی» مسئول مجموعه مثل هانیه تقدیمشان شود. «ثریا مطهرنیا»، دانش آموخته آموزش ابتدایی، مدیریت دولتی، مدیریت برنامه‌ریزی، علوم سیاسی و روابط بین الملل، حقوق بین الملل و دکترا برنامه ریزی درسی، بانوی صلح جهان اسلام، نامزد ده معلم برتر دنيا از طرف یونسکو، بنيانگذار جايزه ملی و بين المللی معلم ايران، بنيانگذار بنياد خيريه و دارالايتام مهرآفرين گروس، دو دوره برگزيده به‌عنوان قهرمان ملی ايران از طرف بيننده های شبكه  ملی، اولين دارنده ی نشان بی نشان كشورمؤلف و نويسنده بیش از ۱۲ جلد كتاببرگزيده به‌عنوان صد مدير موفق ايرانكارآفرين برتر كشور، مؤسس توليدی كاردو كردستان.«سمیرا شاهوردی»، فعال اجتماعی و مسئول گروه جهادی آرزوهای قشنگ‌ ساکن استان خراسان رضوی شهر مشهد مقدسبیش از ۱۲هزار آرزو در مناطق مختلف کشور تا کنون برآورده شد که بیشتر مناطق محروم مرزی بوده است.اهدای ۴۰۰کانکس در زلزله کرمانشاه، ساخت کامل روستای چم کمبود در سیل لرستان، ساخت مدرسه مادران بهشتی برای ۲۰۰دانش آموز کپر نشین و مناطق محروم جازموریان، اهدای بیش از ۵۰۰سری جهیزیه و برگزاری جشن ازدواج. اعزام بیش از هزار زیارت اولی به کربلای معلی.
«فریبا مرتضوی»،۳۵ سال تجربه بازیگری تئاتر و صداوسیما، فعال اجتماعی در راستای صلح و سازش و حمایت از زندانیان و جرائم غیر عمد و حامی بیماران کم برخوردار و کپرنشین.زهرا حسینی تبار»، مدرس حوزه و دانشگاهفعال حوزه جمعیت و واسطه ۸ هزار تولد از طریق اصلاح سبک زندگی، مدیر سازمان های مردم نهاد و خیرین سلامت دانشگاه علوم پزشکی تهران و  همچنین مدیر کانون رویای مادری. زهرا حسینی تبار»، مدرس حوزه و دانشگاه، فعال حوزه جمعیت، واسطه ۸ هزار تولد از طریق اصلاح سبک زندگی، مدیر سازمان های مردم نهاد و خیرین سلامت دانشگاه علوم پزشکی تهران و همچنین مدیر کانون رویای مادری.«فاطمه باشنده»، بانوی ولایتمدار اهل تسنن و فعال در حوزه  تبیین مسائل روز برای محرومترین و دورافتاده ترین اقشار جامعه«سمیه میهن خواه»، معلم نمونه ، دهیار و خیر بومی در ساخت و تأسیس کتابخانهصاحب طرح لبخند و طعم کتاب و فعال صنعت گردشگری.«حنانه سادات میرعظیمی»،یک دهه هشتادی؛اینفلوئنسر، نقاش، عکاس و فیلمبردار حرفه ایمسلط به زبان انگلیسی و مهمتر از همهعامل به فرمان رهبر انقلاب در خصوص ارتباط جوانان با همتایان خارجی در منطقه و دنیا با استفاده هنرمندانه از فضای مجازی برای پاسخ به سوالات جوانان غربی و خارجی غیرمسلمان درخصوص اسلام، قرآن و مذهب تشیع، بازگویی جنایات صهیونیستها و رساندن فریاد مظلومیت غزه به گوش جوانان دنیا، آشنا کردن جوانان غربی با فرهنگ اصیل و شاعران ایرانی، شناساندن شهدای ایران زمین به جوانان خارجی که به قول خودش  هدف اصلی‌ام نمایش و معرفی زیبایی‌ها و ارزش‌های اسلام به جامعه، به‌ویژه در محافل انگلیسی‌ زبان است. «هاشمیه متقیان»، صاحب مدال طلای بازى‌هاى پاراآسيايى هانگژو ۲۰۲۲ که پس از اهدای آن به کودکان غزه، ناعادلانه و با شیطنت پس گرفته شد.رکورددار و دارنده اولین مدال طلای دو میدانی بانوان ایران در پارالمپیک و ورزشکار تراز انقلاب اسلامی و بالاخره معرفی ایران بانوی طلایی سال ۱۴۰۳ از سوی مجموعه دانشجوی مثل هانیه؛«سیده خمسا اسبقیان» دانشمند جوان، خلبان و دارنده کمربند دان ۴ تکواندو.تنها جوان و دختر ایرانی فارغ التحصیل دوره جهانی رهبران جوان تاثیرگذاراولین دختر ایرانی صاحب عنوان نماینده برجسته و دختر تاثیرگذار در دنیا در کنفرانس روز جهانی زن در سازمان ملل متحدنماینده ایران در نشست جوانان شورای اقتصادی اجتماعی سازمان ملل متحدشناساننده جمهوری اسلامی ایران به جوانان غربی با حجاب برتر در همه مجامع بین المللی.بانویی که شاخصه‌های انتخابش جوانگرایی، اندیشمندی، ورزشکاری، تلاش است.

همخوانی در یک میهمانی باشکوه از جنس مادرانه

گروه سرود نجم الثاقب نیز دعوت شده‌اند تا لحظاتی شیرین و ماندگار را برای میهمانان ثبت کنند.هیجان جمعیت وصف ناپذیر است. بچه‌ها با تمام وجود همراه گروه می‌خوانند و انصافا بزرگترها هم کم نمی‌گذارند. یک همخوانی دسته جمعی در یک میهمانی باشکوه از جنس مادرانه.»

پرچم‌های مقاومت در دستان مادران فردا

در سراشیبی رسیدن به ابتدای سالن، چهره‌های بانوانی از کوچک تا بزرگ به لبخند نشسته است. به نظر می‌آید برنامه حسابی برایشان خواستنی و جذاب است. پرچم‌هایی در طرح‌ها و رنگ‌های مختلف در دست دارند؛ پرچم فلسطین، لبنان، ایران همیشه سرافراز و نشان سپید منقش به نام مجموعه دانشجویی «مثل هانیه».در ردیف اول میهمانانی ویژه به صندلی‌ها تکیه زده‌اند؛ آرام و با متانت اما سرشار از غرور و صلابت. شناسنامه هر کدام در دستانشان پیداست. حلقه‌هایی از گل که در دلشان تصویری از یک قهرمان دارند.مفتخرند که با نام فرزندانشان معرفی شوند.می‌ارزد که یک بار از ابتدا تا انتهای ردیف اول را به نیابت از همه مهمانانی که در سرتاسر سالن بزرگ وزارت کشور نشسته‌اند طی و زیارتی مختصر کنیم.

تنها بانوی شهید راه مقاومت هم میهمان این مادرانه است

در میان تصاویر، چهره معصوم تنها بانوی شهید راه مقاومت به چشم می‌خورد.«سیده رقیه موسوی»، مادر «معصومه کرباسی» است. می گوید: «در خانه آرزو صدایش می‌کردیم. از ۳ سالگی با قرآن مأنوس بود. مدرسه، دانشگاه، کار و زندگی، همه جا امور فرهنگی و تبیین و قرآن را رها نمی‌کند. فرزندان معصومه هم در کنار مادربزرگ نشسته‌اند. حضورشان در این جشن مادرانه کمی غریبانه است. خدا می داند بچه ها چقدر دلتنگ‌اند. انگار مادر، آن‌ها را هم برای شهادت آماده کرده‌است‌. همانطور که خودش آماده بود این حرف مادربزرگ است. از قول معصومه می‌گوید:«می‌خواهم ۵ تا بچه هایم را فدای رهبرم کنم.» مادر از شهادت آرزویش ناراحت نیست انگار همه آرزوی او عاقبت بخیری او بوده و هست. اما از خدا که پنهان نیست. عجیب دل تنگ اوست.
حسن آغاز که تلاوت آیات نور با صدای دلنشین آقای «رضوان» پدر شهید مدافع امنیت،«محمد مهدی رضوان» بود و حسن ختام سومین ایران بانو هم تجلیلی می شود از مادران شهیدان و یک عکس یادگاری از بانوانی که امتحان مادری را تمام و کمال پس داده اند.
ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید