در خانه بهاری به سراغ موتا ( به معنای مادر در زبان آلمانی) رفتیم. موتا یک خانم دکتر 34 ساله ایرانی ساکن آلمان هست. او علاقه دارد در رسانهها به این اسم شناخته شود. دکتر موتا صاحب سه فرزند هست. خودش دندانپزشک و همسرش پزشک است. این خانم دکتر برای ما از فرهنگهای مختلف آلمان میگوید و در این مطلب قرار هست با سیاستهای آلمان در حمایت از زنان باردار آشنا شویم. این تجربیات میتواند به مطالبات و قانونگذاریهای ما در این مورد کمک کند.
خیلی پیشترها دلم میخواست در مورد قوانین حمایتی آلمان از خانمها در دوران بارداری و اوایل بعد از زایمان بنویسم به این امید که آگاهی بخشی صادقانه و صحیح باعث ایجاد یک مطالبه اجتماعی گسترده در مردم بشود و در نهایت شاهد تصمیم گیریهای درست و نه صرفاً نمایشی در حوزه سیاستگزاریهای افزایش جمعیت در ایران باشیم.
واضح هست که بررسی قوانین هر جامعه و کپیبرداری از آنها بدون درنظر گرفتن خاستگاه آن قوانین یعنی فرهنگ، سبک زندگی رایج آن ملت و همچنین بدون بومی سازی مطابق با فرهنگ و نیاز و سبک زندگی و دین مردم سرزمین خودمان بیشتر از آنکه مفید واقع شود آسیب زننده خواهد بود.
به همین دلیل ابتدا تجربه و دیدگاه خودم را از دلیل و زمینه ایجاد بعضی از این قوانین حمایتی با توجه به سبک زندگی رایج در آلمان مینویسم. در کشور ما در رسانههای طرفدار نظام هرموقع صحبت از سبک زندگی غربی و حقوق زنان در غرب شده، همواره تأکید فراوانی بر این نکته وجود داشته که خانمها در غرب مسئولیت سنگین اقتصادی بر عهده دارند و مجبور هستند برای تأمین زندگی پابهپای مردها، بلکه بیشتر (به واسطه اینکه در عمل پایه حقوقیشان از آقایان کمتر هست) کار کنند، که مطلب صحیحی است.
اما ممکن هست این سوال در ذهن مخاطب ایجاد شود که در دهه اخیر در ایران هم سبک زندگی به همین سمت و سو رفته مخصوصاً با مشکلات اقتصادی اخیر و خانمهای بسیاری در ایران پابهپای آقایان، ساعات طولانی در روز رو سرکار هستند. حق با شماست. اما میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است… یعنی چی؟
سبک غالب و رایج زندگی در آلمان به این شکل هست که بچهها حدودا از ۱۸سالگی از خانواده جدا و مستقل میشوند و این یعنی تا قبل از این سن باید شغل و درآمد نسبتاً مناسبی برای خودشان مهیا کرده باشند تا توان تأمین هزینههای سرسام آوری مثل اجاره منزل و بهای انرژی و خرید وسائل اولیه زندگی و غیره را داشته باشند.
این درحالیست که میانگین سنی ازدواج در آلمان خیلی بالاتر از این حرفهاست (در خانمها 32 تا 36 سالگی). یادم به مونیکا افتاد؛ منشی یکی از مطبهایی که کار میکردم، که دختری ۱۹ساله بود که با پارتنرش به تازگی به یک آپارتمان مشترک اسبابکشی کرده بودند و اصطلاحاً مستقل شده بودند.
تمام هدیه و کمکی که از خانواده پسر دریافت کرده بودند ۷۰ یورو بود (سال۲۰۱۷) که با آن دوتا قابلمه توانسته بودند بخرند و بسیار، حقیقتاً بسیار خوشحال و متشکر بودند.
آنه هم منشی۱۷ساله مطب که هنوز با خانوادهاش زندگی میکرد اما از نظر اقتصادی کاملاً مستقل در هزینههایش بود و با اینکه خانواده نسبتاً ثروتمندی داشت در روز تولدش از پدرو مادرش با همدیگر فقط یک قاب گوشی هدیه گرفته بود و از شدت خوشحالی و ذوق به تمام ما و همکارانش نشان میداد و تعریف میکرد.
حتی قبل از ۱۸سالگی هم خیلی از بچهها در تأمین بخشی از زندگیشان مستقل هستند. مثلاً در حراجیهای آخر هفتهها همیشه نوجوانان حتی کودکانی را میبینید که بخشی از لباسها یا کتابها یا اسباببازیهایشان را برای فروش آوردند تا با پولش هزینه اسباببازی جدید را فراهم کنند.
ادامهی این مطلب را در سلسله مطالب آینده در این خصوص دنبال کنید. در ابتدا با کمک دکتر موتا به دنبال شناخت فرهنگ جامعه آلمانی هستیم تا بتوانیم در خصوص قوانینی که دارند بهتر تحلیل کنیم.


