گرچه همه ما بیش از همه، حضرت زینب (س) را به عنوان بانویی اثرگذار در واقعه عاشورا میشناسیم اما واقعیت این است که هر یک از زنان حاضر در این کارزار از اهل بیت سیدالشهدا گرفته تا زنان اصحاب و یاران ایشان، به نوبه خود نقشی در حمایت و حفاظت از آرمانهای امام حسین (ع) ایفا کردهاند که شاید کمتر به آنها پرداخته شده باشد. مثلاً حضرت سکینه (س) دختر نوجوان بانو رباب یکی از خطبای اثرگذار پس از واقعه عاشورا بودند که در جوار عمه بزرگوارشان با بیاناتی حکیمانه و عمیق، حقیقت عاشورا را به تصویر کشیدند. در این گزارش میخواهیم همراه با دکتر طاهره همیز استاد دانشگاه و حوزه و پژوهشگر تاریخ اهل بیت (ع)، ابعادی از شخصیت و نقش حضرت سکینه (ع) در واقعه عاشورا را با هم مرور کنیم.
بانویی ربانی اما باصلابت در برابر کوفیان
سکینه(س) با نام اصلی فاطمه، دختر رباب و خواهر علیاصغر(ع) بود و از چهرههای اثرگذار در ماندگاری واقعه عاشورا. دختری که به آرامش و طمانینه شهرت داشت و به همین سبب نیز مادرش، لقب سکینه را برای او برگزید. بزرگ شدن در خانواده علوی و بهره مندی از سیره خاندان رسولالله (ص)، از سکینه (س) دختر نوجوانی ساختهبود سرشار از فضایل معنوی و تقوای الهی با فصاحت بیانی که پس از واقعه عاشورا بیش از پیش بر همه روشن شد. چهبسا اصلا تعجبآور نیست که اگر در واقعه عاشورا و در ایام پس از آن، با دختر نوجوانی مواجه میشویم که به رغم گذر از واقعهای تلخ و سنگین، با صلابت اما آرامشی الهی در برابر کوفیان میایستد و طوری فصیح و موقرانه سخن میگوید که همه از بیاناتش مبهوت میمانند. همان سکینهای که به گفته اباعبداللهالحسین (ع) غرق در الوهیت خداوند بوده و از فضایل اخلاقی بسیاری بهرهمند.
همیز در رابطه با جایگاه معنوی این بانوی بزرگوار توضیح میدهد: «طبق اسناد تاریخی، ایشان دختری ۱۰ساله بودهاند که در کربلا همراه پدر بوده و پس از آن نیز در کوفه به سخنرانی کوبنده و حکیمانهای میپردازند. البته وقتی از سکینه ۱۰ساله حرف میزنیم، منظورمان دختری است که طبق روال تربیتی در خاندان حضرت محمد(س)، کاملا به بلوغ عقلی رسیده و به لحاظ ظاهری نیز مثل تمام دختران عرب به مانند بانویی بالغ بوده است، شاید دختری شبیه به دختران ۲۰ساله ایرانی؛ اما با این حال امام حسین(ع) پیش از واقعه کربلا به خواستگار ایشان جواب رد میدهند و میفرمایند: ایشان غرق در الوهیت خداست و آماده پذیرایی از همسر نیست. همین فرمایش امام حسین(ع) به خوبی نشان میدهد که حضرت سکینه(س) چه جایگاه روحانی و ربانی منحصر به فردی داشتهاند و چقدر میتوانستهاند در ماندگاری جریان عاشورا اثرگذار باشند.»
وداعی که حجت را بر سکینه (س) تمام کرد
«ای سکینه! بدان که بعد از من گریه زیادی در پیش خواهی داشت، اما تا هنگامی که جان در بدن دارم، با این اشک جانگدازت، دلم را آتش نزن! آن زمان که کشته شدم، تو که بهترین زنان هستی، سزاوارترین فرد به گریستن بر منی!» این آخرین جملاتی بود که پس از دعوت به صبوری از زبان اباعبدالله الحسین (ع) خطاب به حضرت سکینه (س) گفته شد. سخنانی که حجت را بر این دختر نوجوان تمام کرد تا سکینه (س)، قدم در مسیری گذارد که دیگر خبری از تکیه گاه استواری چون پدر نیست. پژوهشگر تاریخ اهل بیت (ع) میگوید: «درهنگام وداع، دیگر همه مردها کشته شدهاند و فقط پدر باقی مانده است. پدری که امنیت است و نبودنش خانواده را وحشت زده میکند. حضرت سکینه (س) از پدرشان میخواهند که آنها را بازگرداند اما امام حسین (ع) به عنوان تنها پدری که به دخترشان نه میگویند، ایشان را به صبر و استقامت دعوت میکنند که این ویژگیها نیز پس از واقعه در وجود مبارک حضرت سکینه (س) کاملا نمایان است و حضرت دوشادوش عمه جانشان ایستادگی میکنند و به رغم آنکه مصیبتی بزرگ را به چشم دیدهاند اما از پا نمینشینند و طوری به سخنرانی میپردازند که خطبهای تاریخی از خود به جای میگذارند»
تاریخ این خطیب نوجوان را فراموش نمیکند
اگر بخواهیم از چند بانوی اثرگذار در واقعه عاشورا یاد کنیم، قطعا نام حضرت سکینه(س) در میان آنها میدرخشد. دختر نوجوانی که با فصاحت و صراحت کلام در خطبهای ماندگار توانست دوشادوش حضرت زینب(س) به روشنگری حقایق پرداخته و اسباب رسوایی دشمنان اباعبدااللهالحسین(ع) را فراهم آورد.
حفاظت از زنان کاروان با درایت این بانوی نوجوان
گرچه حضرت سکینه خودشان در سنین نوجوانی بودهاند اما با این حال نسبت به کاروان و مراقبت از زنان احساس مسئولیت میکرده اند، طوریکه وقتی میبیینند یزید برخلاف درخواست بانو ام کلثوم (س)، سرها را به نیزه و با کاروان وارد شام میکند تا مبادا نگاه نامحرمان از زنان کاروان دور بماند، حضرت سکینه وارد عمل میشوند.طبق نوشته تقی الدین ابراهیم بن علی کفعمی در کتاب «المصباح»، حضرت سکینه به محض آنکه آشنایی مییابند و با سهل بن سعد از اصحاب واقعی پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) روبرو میشوند، از او میخواهند که نزد حامل ملعون سر پدر بزرگوارشان رفته و به او بگوید، از بین کاروان خارج شود تا مردم به دیدن او سرگرم شده و به زنان کاروان که حرم پیامبر خدا هستند، نگاه نکنند. سهل بن سعد به درخواست حضرت، نزد آن مرد میرود و با پرداخت ۴۰۰ دینار، او را راضی به خروج از میان زنان میکند تا کاروان در تیررس نگاه آلوده شامیان نباشند.
افشاگری حکیمانهای که در تاریخ ماندگار شد
اما همانطور که گفتیم، بزرگترین اثرگذاری حضرت سکینه (س) به خطبههای ایشان بعد از واقعه عاشورا و به ویژه خطبه کوفه بازمی گردد که خطبهای تمام عیار است. همیز توضیح میدهد: «وقتی کاروان وارد کوفه میشود، با اینکه حضرت علی (ع) پیشتر امیر آنجا بوده و مردم، ایشان و خاندانش را میشناخته و حتی از آموزشهای قرآنی حضرت زینب (س) بهره میبردهاند اما با این حال به هلهله و شادی میپردازند که آنجا حضرت زینب خطبه بسیار تحقیرآمیزی برای مردم میخوانند و خانم سکینه نیز ادامه دهنده راه ایشان میشوند، بطوریکه خود من، ۴۶ نکته علمی از این خطبه اثرگذار استخراج کرده ام. البتهام کلثوم (س) هم خطبه خوانی داشتهاند اما خطبه سکینه (س) طولانیتر است. به هرحالام کلثوم (س) در برابر حضرت زینب (س) ملاحظاتی داشته و چندان ابراز حکمت و دانش نمیکنند اما سکینه (س) دختر ۱۰سالهای است که مصیبتی بزرگ بر دل دارد، داغ تشنگی علی اصغر به جانش نشسته و نمیتواند یک چیزهایی را نگوید.»
او ادامه میدهد: «خانم سکینه در آن سن و سال هنوز تجسم گرا هستند و به تفکر انتزاعی نرسیدهاند اما با این حال خطبهای حکیمانه با کلمات و الفاظی متناسب سن و سالشان میخوانند. ایشان ابتدا میفرمایند: خدا را حمد میکنم به تعداد ریگهای بیابان و به سنگینی زمین تا عرش آسمان؛ سپس اشهد میگویند تا حقانیتشان را ثابت کنند؛ چون مردم میگفتند اینها اسرای ترک و کابل هستند و حضرت نیز با شهادتینی که مسلمان بودنشان را نشان میداد، لب به سخن میگشایند و بلافاصله میگویند: فرزند پیغمبر را در کنار آب فرات ذبح کردند. به واقع ایشان هزاران مفهوم تاریخی را در حدود ۵ کلمه به ذهن مخاطب میریزند و با گفتن اینکه خدایا به تو پناه میبرم اگر به تو دروغ ببندم و اگر خلاف قرآن تو حرف بزنم؛ خطاب به خداوند شروع به صحبت میکنند نه کوفیانی که حتی لایق خطاب قرار گرفتن نیستند!»
متهم کردن کوفیان با جسارت و صراحت تمام
حضرت سکینه (س) در حالی با جسارت و صراحت تمام به بیان خطبهای کوبنده در دفاع از خاندان اهل بیت میپردازد که به عنوان اسیر در کوفه به سرمی برد اما ابایی از دشمنان ندارد و این نیز به خودی خود نشان از حقیقت غیرقابل انکار واقعه کربلا دارد.استاد دانشگاه و حوزه میگوید: «ایشان در بخشی از خطبه خود تاریخ را به طور عیان بازگو و از حضرت علی(ع) به طور رسا دفاع کرده و میگویند: «حقش را از او گرفتند، به او خیانت کردند و او را بدون هیچ گناهی کشتند، همچنان که بچهاش را دیروز در خانهای از خانههای خدا کشتند. به واقع خانم به جای آنکه از کربلا به عنوان قتلگاه عزیزانشان احساس تنفر کنند، آینده کربلا را به روشنی میبینند و به باطن بیت اللهی این مکان اشاره کرده و ضمن پرداختن به کمالات امام حسین (ع) در ۱۴ جمله، ادامه میدهند: فکر نکنید شما برنده اید! ای کسانی که به زبان مسلمانید و اهل فریب و خودخواهی، ما اهل بیت پیغمیریم که خدا ما را با شما آزمایش کرد و شما را با ما، اما امتحان ما حسن است، چون ما ظرف حکمت و حجت خدا روی زمین هستیم و خدا ما را گرامی داشت، درحالیکه شما ما را تکذیب کردید، اموال ما را به غارت بردید و گفتید اینها فرزندان ترک و کابل هستند و باید کشته شوند. شما کینهای قدیمی نسبت به ما داشتید و چشمتان از کشتن ما روشن و قلبتان شاد شد و به خودتان آفرین گفتید، اما فکر نکنید برنده شمایید، خدا با شما مکر کرده است!»
همیز در تفسیر این بخش از خطبه توضیح میدهد: «به واقع حضرت سکینه (س) با همان سن و سال کمشان، به طور کامل به روانشناسی کوفیان میپردازند و با اشاره به مکر خدا در برابر کوفیان، عاقبت سختی را در انتظار آنها میدانند؛ چه بسا زیارت عاشورایی که با آن لعنها و سلامها خوانده میشود، بخشی از همین عاقبت است. لعنهایی که الان هم اثر دارد و در برزخ به آنها وارد میشود، چون عالم حاضر است و تمام نشده و اینها تا قیامت عذاب میبینند و این همان مکر خداست.» با اینکه حضرت سکینه بیشتر به سبب همین خطبه کوبنده، رسا، بلیغ و رسواکننده در کوفه شناخته شدهاند اما به گفته پژوهشگر تاریخ اهل بیت، خطبههای ایشان در سالها بعد به خصوص دورانی که فضا را برای حضرت زینب (س) میبندند نیز تداوم داشته و ایشان با فصاحت کلام و زبان شعر، روی افکار عمومی تاثیر بسیاری گذاشته اند. چه بساکه همین روشنگریها باعث شده تا واقعه کربلا بعد از ۱۴۰۰ سال، این چنین ماندگار شود.




