به گزارش خانه بهاری به نقل از خبرگزاری فارس محال است فرزند داشته باشید و فکرتان سراغ این سوال مهم نرفته باشد که چه زمانی فرزندم را در اتاق جداگانه بخوابانم؟ اگر کودکم برای جداخوابیدن در اتاق خودش مقاومت کرد و دوست نداشت در اتاق جداگانه بخوابد؛ آن موقع چه کنم؟تازه مادرها هم که تجربه اول مادرشدنشاناست نگرانی های بیشتری را تجربه میکنند، هزارمدل فکر و خیال میکنند اگر هم درجه نگرانیشان هم کمی بیشتر از بقیه باشد؛ مدام در حال جست و جو برای پیدا کردن جواب سوالشان هستند. البته که حساسیت بر سر مسائل تربیتی برای هر پدر و مادری لازم وخوب است اما نباید به نحوی باشد که هم پدر و مادر از زندگی عادی خود دور شوند هم نگرانیهای بیش از حد و وسواسهای فکری آنها باعث اذیت فرزندشان شود.اگر شما هم به دنبال پاسخ این سوال هستید با ما همراه باشید. « زهرا مجیدی »روانشناس کودک در این مورد چنین برایمان میگوید: جداکردن اتاق کودک یک ماجرایی است که نیازمند صبر است شاید برای برخی از مادرها سوال به وجود آید اتاق کودکمان را زیر۶ ماهگی جداکنیم بهتر است یا نه؟ این روانشناس در پاسخ برایمان اینطور توضیح میدهد: وقتی بچه را زیر سن ۶ ماه از خودمان جدا میکنیم؛ اول از همه ممکن است مادر برای شیر دادن به فرزندش، در رفت آمد به اتاق کودک و اتاق خودشان خیلی اذیت شود و در طول شب مجبور باشد چندین بار رفت و آمد داشته باشد. مورد بعدی اینکه ممکن است کودک گریه کند و مادر را صدا کند و مادر متوجه صدای او نشود در مواردی هم ممکن است مادر همیشه آنقدر هوشیار بخوابد که با کوچکترین صدا هم متوجه صدای فرزندش شود و سریع خودش را به او برساند و اصلا به مرحله گریه نرسد اما اگر شرایط به نحوی باشد که کودک این پیام را دریافت کند که مجبور به گریه کردن است تا مادر صدای او را بشنود یا اینکه با کوچکترین نیاز مادر نمیتواند پاسخ گو و در دسترس باشد ممکن است حس بدی به کودک منتقل شود. همچنین این الگو برای کودک ترسیم شود که تا وقتی که گریه نکنی پاسخ گوی نیازهایت نخواهیم بود. نظر گروه دوم روانشناسان چیست؟ گروه دوم از روانشناسها معتقدند که وقتی کودک کلامش کامل شد، مفهوم ترس و احساسات را شناخت؛ آن وقت جای خواب بچه جدا شود که اگر بچه نیازی به والد داشت یا خواب بدی دید یا احساس خطری کرد بتواند به مادر مراجعه کند و نیاز و خواستهاش برآورده شود. نکتهای که اینجا اهمیت دارد حواسمان باشد که قرار نیست اجازه دهیم تا ۵ سالگی جای خواب بچه جدا نباشد بلکه حدود ۳ سالگی سن خوبی برای این کار است چون کودک باید حس استقلال را تجربه کند و این حس برای رشدش خیلی کمک کننده است.
روشها برای هر خانوادهای متفاوت است!
یک موضوعی که وجود دارد این است که زندگی هر کسی با بقیه متفاوت است و منحصر به خودش و خانوادهاش است، ممکن است زمانی کسی بگوید فرزندم عادت دارد همیشه در اتاق ما بخوابد و روابط عاطفیم با همسرم تحت الشعاع قرار میگیرد و به آن خدشه وارد میشود در این حالت مادر حس بدی را تجربه خواهد کرد در این شرایط بهتر است که زودتر جای خواب بچه را جا به جا کند.یا ممکن است فردی بگوید از صدای گریه کودکم همسرم عصبانی میشود معمولا چون پدر هم نمیتواند شرایط را مدیریت کند پس بازهم باید جای کودک جابجا شود. نکتهای که اینجا میخواهم بگویم این است که در روانشناسی ما مسئلهای به اسم نسخه_کلی نداریم. همان طور که بچهها با هم فرق دارند راهکار زندگی هرکس هم متفاوت است ما روش بهتر را میگوییم. اما اینکه هرکس چطور عمل کند بستگی به شرایطش دارد و این طور نیست که مثلا فردی فرزندش را زیر ۶ ماه جدا کرد حتما کودکش آسیب میبیند. و اگر بالای سه سال جدا کرد حتما آن بچه سلامت روان دارد، عوامل زیادی به سلامت روان کودک تاثیر دارد، پس با یک راهکار تصمیم گیری نکنید، بررسی کنید مطالعه کنید بعد بهترین روش متناسب با زندگی خودتان را انتخاب و اجرا کنید.
نگرانیهایتان مانع جداکردن اتاق کودک نشود!
بعضاً دیده میشود برخی از والدین که میگویند «من دلم نمیاد جای خواب بچه ام رو زیر دو سالگیش از خودم جدا کنم؛ شاید بیدار بشه بترسه، شاید من خوابم سنگین بشه صداشو نشونم و…» این کارشناس در پاسخ به نگرانی مادران چنین میگوید:عدهای از روانشناسها معتقدند که زیر ۶ ماه که بچهها هنوز با مفهوم ترس آشنا نشده اند باید جای خواب کودک را جدا کرد؛ چون بعدا که بزرگتر شود این کار کمی سختتراست، پس باید همان نوزادی این کار را انجام داد. اما ما مفهومی داریم به نام دلبستگی_ایمن که خیلی مهم است که زیر ۲ سال به درستی شکل بگیرد.
دلبستگی ایمن یعنی چه؟
شاید برایتان سوال به وجود آید که اصلا دلبستگی ایمن چه مفهومی دارد؟ این کارشناس در پاسخ میگوید: دلبستگی ایمن یعنی هر وقت کودک مادر را طلب کرد مادر بدون هیچ چون و چرایی و سریع در دسترس باشد تا کودک متوجه شود که مادر همیشه در کنارش و پاسخ گوی نیازهای اوست. در این شرایط کودک نسبت به محیط اطراف و آدمها احساس ایمنی میکند و در آینده هم میتواند به بقیه اعتماد کند و روابط عاطفی؛ دوستی و کاری درستی را برقرار کرده و موفق شود.
پاسخگویی حتما به معنای بغل کردن کودک است؟
پاسخگویی به نیاز فرزندمان به این معناست که حتما او را بغل کنیم یا به عبارتی نگذاریم آب در دل فرزندمان تکان بخورد یا معنی دیگری دارد؟ زهرا مجیدی معتقد است: پاسخ گو بودن به معنی صرف بغل کردن نیست؛ به معنی لوس کردن نیست؛ به معنی کودک هرچیزی و هرکاری را خواست انجام دهد نیست؛ بلکه مادر میتواند کودک را در آغوش بگیرد اما آن موردی که برای کودک خطرناک است را به کودک ندهد یا میتواند در کنار کودک باشد و حواس او را پرت کند و این پیام را به کودک دهد که قرار نیست همیشه با گریه خواسته ات برآورده شود. پس مفهوم پاسخ گو بودن فقط مساوی بغل کردن نیست.



