تثبیت حاکمیت خلیج فارس با الحاق بمبئی ایران به سیراف/دارابگرد استعداد ثبت جهانی دارد

علیرضا عسکری در گفت وگو با خبرنگار خانه بهاری تاکید دارد که مجموعه داراب گرد واقع در شهرستان داراب نیز استعداد ثبت جهانی را دارد و به عنوان یکی از اهداف آن را دنبال می کند.

وی معتقد است: فارس یکی از استان‌های بزرگ و پهناور کشور است که آثار ثبت شده ملی زیادی در آن داریم و تعدادی از آن ها مجموعه های بزرگی هستند که اثر های دیگر را به خود وابسته کرده اند.

تخت جمشید و 200 وابسته این عضو هیأت علمی اظهار داشت: تخت جمشیدیکی از آثار ثبت جهانی ما است که بیش از ۲۰۰ شهر، دهکده، معدن و سیستم های آبیاری به دو مجموعه پارس پاسارگاد وابسته هستند و باید در یک شبکه تعریف شده قرار گیرند که برای نظام مدیریتی و توسعه پایدار آن ها جغرافیای مشخصی داشته باشند.

وی گفت: درباره هخامنشی، حوزه پارس پاسارگاد بسیار مهم است که حاکمیت ایران را در هزاره اول قبل از میلاد از نظر یک فرهنگ کلاسیک در سطح جهانی تثبیت می کند.

اهمیت الحاق سیراف به ساسانی

این استاد باستان پژوه ادامه داد: آثار ساسانی در حدود 500 اثر است که حوزه داراب گرد، سروستان، فیروزآباد و بیشاپور و حتی شهر استخر را شامل می شود و حاکمیت ایران بر خلیج فارس را تثبیت می کنند که امیدواریم با استراتژی که داریم سیراف را به مجموعه ساسانی ملحق کنیم تا حاکمیت ایران بر خلیج فارس به صورت رسمی و جدی تثبیت شود.

ثبت دوران ساسانیان و منظر باستان شناسی فارس

عسکری می گوید: بعد از تشکیل حکومت ساسانی، بین فیروزآباد و بیشاپور که در قرن سوم میلادی مقر حکومتی بودند، مجموعه های بزرگ مذهبی در فراشبند و سرمشهد شکل گرفت که از نظر سیاسی و حاکمیتی اهمیت زیادی داشتند؛ از این رو در زمان مسئولیتم در ثبت جهانی ساسانیان، این دوره را به دلیل تثبیت حاکمیت دولت ایران در دوران ساسانی، با عنوان منظر باستان شناختی فارس نام گذاری کردیم.

وی که هدفش از ثبت منظر باستان شناسی فارس را حفظ پیوندهای کهن برای سرزمین مان می داند می افزاید: هدف این بود که بتوان آن 500 اثر را که تا خلیج فارس ادامه دارند، با یک مبنای معرفتی معرفی و یک وحدت ارضی برای کشور در دورانی که قلمرو ایران شامل قلعه های عمان، بخش هایی از کشورهای عربی، به خصوص فرات، سوریه و بخش هایی که تا آسیای صغیر،یعنی ترکیه فعلی و عراق بوده، تعریف کنیم.

نقش رستم در شرف ثبت جهانی

فارس شناس زبده کشورمان اظهار داشت: پرونده ثبت جهانی مجموعه نقش رستم کامل شده و تنها باید ایرادهای یونسکو رفع شود که آن پرونده نیز ثبت جهانی شود؛ همچنین مجموعه های مهمی وجود دارند که هنوز باید روی آنها کار شود و به سرعت ثبت جهانی شوند؛ همانند مجموعه ایلامی فارس که یک مجموعه کم نظیر است.

انشان و سابقه شهرنشینی 4500 ساله

عسکری درباره قدمت شهرنشینی ایران و فارس نیز می گوید: شهر انشان در کنار بیضای فارس زودتر از شهر شوش به وجود آمده، یعنی وقتی که شوش 11 هکتار بود و بر اساس مستندات باستان شناسی در مراحل اولیه شهرنشینی خود به سر می برد، شهر انشان 45 هکتار بود.

بنابراین انشان یکی از مجموعه های کهن کشور است که پیشینه شهرنشینی در ایران را تقریبا به حدود 4500 سال پیش می رساند و باید به سرعت به یک سایت موزه تبدیل شود.

انشان پیشرو در شهر نشینی ایران

عسکری اضافه کرد: مجموعه های وابسته به انشان نیز بسیار مهم هستند؛ زیرا زمانی که روستاهای دهکده نشینی فارس روند پیشرفت تاریخی خود را طی می کنند، وارد یک مرحله شهرنشینی می شوند و در هزاره پنجم قبل از میلاد به طرف انشان حرکت می کنند و یک شهر بزرگ برای اولین بار شکل می گیرد که در فرآیند شهر نشینی بسیار مهم است.

فیروزآباد فارس، خاستگاه ساسانیان

این عضو هیأت علمی درباره منشأ ساسانی نیز می گوید: خاستگاه و زادگاه ساسانیان، فارس است که بعد از هخامنشیان با همان ادعا در برابر هلنیسم و فرهنگ غربی که در دوران سلوکیان بر ایران حاکمیت پیدا کرده بودند، ظهور یافتند.

اردشیر بابکان، مؤسس ساسانی که خاستگاهش فیروزآباد بود، برای شکل دادن حکومت، دشت فیروزآباد را انتخاب کرد و یک سیستم  نظامی- حفاظتی برای بررسی موقعیت سوق الجیشی قلعه دختر و تنگاب در آن شکل گرفت.

هخامنشی و تثبیت فرهنگ پرسیانیسم در آسیای صغیر

عسکری معتقد است: در عین اینکه می دانیم پرسیانیسم یک فرهنگ حاکم بود که در دوران هخامنشی شکل می گیرد و بعد از آن نیز ادامه می یابد از دیدگاه مورخان رومی بعد از سقوط هخامنشیان، حوزه آسیای صغیر، یعنی ترکیه فعلی، سوریه و لبنان تحت تاثیر فرهنگ پرشیا بودند و بیان می کردند که زیر سایه کورش بزرگ هستند.

به ویژه کوماژان و نمرود  داغ آثاری هستند که بعد از دوران هخامنشی شکل می گیرد؛ ولی همه تحت تاثیر فرهنگ ایرانی بودند؛ به همین دلیل شناخت این مبانی برای حفظ حاکمیت هنر و فرهنگ ایرانی لازم است که چشم اندازی برای هخامنشیان و تحولات بعد از آنها داشته باشیم.

تسلط فرهنگ شرق بر غرب در دوره هخامنشیان

این استاد برتر تاریخ هنر اظهار داشت: اسکندر مقدونی نیز در چنین شرایطی وارد ایران شد. در دوره هخامنشیان که یکی از مهمترین دوران حاکمیتی ایران است، شرق بر غرب تسلط فرهنگی داشت و تداوم آن بعد از سقوط هخامنشیان در قلمرو ایران غربی کاملا مشهود است.

اهمیت ساسانیان در حفظ جغرافیای قلمرو ایران

عسکری ادامه داد: اما مسئله مورد بحث ما دوران ساسانیان است که برای حفظ جغرافیای قلمرو ایران بسیار اهمیت دارد و باتوجه به چالش های جدیدی که در قرن معاصر با آن مواجه هستیم، بدیهی است که باید فرهنگ خودمان و مبانی فرهنگی شکل گرفته و تلاش هایی که پیشتر انجام شده را بشناسیم و چگونگی ثبت میراث جهانی بایدیک فعالیت آگاهانه باشد.

آگاهی لازمه تثبیت جایگاه فرهنگ در مقابل تحریف

این فارس شناس معتقد است: اگر چه ما امروز به دنبال فاشیست گری و قدرت نمایی در جهان نیستیم اما برای حفظ و تثبیت جایگاه فرهنگ خود و اینکه بتوانیم بین روابط واقعی در دنیای کهن و امروزی پیوند برقرار کنیم و نیز بتوانیم پیوند های فرهنگی اقماری که بعداً از فرهنگ ایران جدا شدند و جایگاه و نسبت شان با تمدن کهن ایرانی که خودش منشاء فرهنگی بود را بهتر بشناسیم، لازم است آگاهی ها را بالاتر ببریم.

در غیر این صورت تاریخ تحریف خواهد شد؛ زیرا تاریخ چیزی است که گذشته و بدیهی است که ایران یک منشاء و بنیان فرهنگی بوده و نمی توان آن را نادیده گرفت؛ همان طور که اگر کار علمی و پژوهشی انجام ندهیم و در ثبت های جهانی مان مبانی نداشته باشیم، ممکن است فراموش شوند و نباید این اتفاق بیفتد.

ساسانی و هویت بخشی به ایرانیان

این باستان شناس فارسی افزود: به همین دلیل است که منظر باستان شناختی ساسانی فارس برای ما حائز اهمیت است؛ زیرا اردشیر ایران را در برابر هلنیسم نجات داد و هویت را به ایرانیان بازگرداند.

عسکری افزود: همان طور که در معماری ساسانی که از سنگ و گچ است، پیداست که طاق و قوس اختراع ایرانیان است، نظام های آبیاری که در آن دوران شکل گرفت، شخصیت پردازی های حماسی که از پیش از ساسانیان در دوران اشکانیان از دوران بلاش یکم آغاز می شود و با همین وحدت سیاسی مشروعیت پیدا می کند و باعث می شود که فارس در برابر سایر فرهنگ ها ادعای فرهنگ و هویت ایرانی را داشته باشد.

استقلال ساسانیان زمینه ساز ظهور اسلام در ایران

این تاریخ پژوه گفت: بعد از تشکیل حکومت ساسانیان در ایران شرقی (ایران شرقی: باکتریا،سغد، خوارزم، رود سیحون، جیحون، هرات امروزی و بلخ) و مقاومت در برابر هلنیسم، استقلال و هویت ساسانی یک آگاهی ایجاد و باعث ظهور اسلام در قلمرو غربی ایران می شود که تقریبا می توان گفت هم ظهور ساسانیان و هم اسلام باعث حفظ هویت شرق در برابر غرب بود.

عسکری افزود: بنابراین بعدها تثبیت اسلام نیز به دلیل همین زمینه های مناسبی بود که از ایران باستان برای دوران اسلامی به ارث رسید.

به گفته وی ایرانیان تلاش می کنند سهم گسترده ای در تاریخ و هنر و فرهنگ عصر اسلامی داشته باشند؛ مخصوصاً از نظامیه بغداد به بعد که رسماً ایرانیان در حکومت عباسی مشارکت می کنند و تقریبا می توان گفت که ظهور آن و نتیجه آن را در تاریخ، فرهنگ، هنر، معماری، فلسفه، تقویم، گاه شماری و غیره که خدماتی است که ایرانیان نسبت به اسلام انجام دادند، مشاهده می کنیم.

شیراز گهواره تمدن ایرانی- اسلامی

عسکری می گوید: همان گونه که نباید فراموش کنیم خاستگاه ساسانیان و هخامنشیان فارس است، به نظر می رسد در عصر اسلامی نیز شیراز گهواره تمدن بوده است؛ چرا که اگر همین سهمی که دانشمندان و علمای بیضاوی و شیرازی مثل سیبویه، ابن مقله، منصور حلاج، سلمان فارسی و دیگرانی که در نظامیه بغداد، در نهضت ترجمه سهم داشتند را در نظر بگیریم، این اهمیت مشخص می شود.

سهم بی بدیل علمای فارس در انتقال مبانی به عصر اسلامی

وی معتقد است: رفتن علمایی همچون شیخ کبیر، شیخ خفیف و حتی سلسله علما و عرفایی مثل شیخ ابواسحاق کازرونی، شیخ یوسف سروستانی، قاضی القضات های بیضا به آنجا و ترجمه های سیبویه و صرف و نحو در سه قرنی که از قرن سوم شروع می شد و چهارم و پنجم هجری و حتی تا قرن هشتم علمایی از منطقه فارس مانند سید داود پهلوی که در دشت فیروزآباد در روستای خرقه بودند، همگی سهم گسترده ای در انتقال اعتقادات، ادبیات و مبانی عصر ساسانی به عصر اسلامی داشتند.

عسکری افزود: نیز دعوت به گفت و گو بین جامعه زرتشتی، اسلامی و اسلام پذیری جامعه زرتشتی که بسیار مهم است، هنوز گفت و گوهای شیخ ابواسحاق کازرونی با خورشید، حاکم بیشاپور، وجود دارد و می توان به سهم فارس در گسترش اسلام پی برد.

سهم فارس در اسلام همراه با استدلال

به گفته وی حتی مسلمان شدن تا حد زیادی با مبانی علمی، منطقی و استدلال همراه بوده که این هم سهم فارس است؛ بنابراین سهم و تأثیر فارس در دوره اسلامی دست کمی از قبل از اسلام ندارد؛ به طور مثال تشکیل مدرسه خان (مکتب فلسفی ملاصدرا) در همین روند چند هزاره در شیراز شکل می گیرد.

بافت تاریخی شیراز منابع دانشی و مبانی کشور است

عسکری افزود: حال در یک فرایندی قرار گرفتیم که چرا باید ثبت جهانی کنیم؟ و چرا بافت های شیراز باید حفظ شود؟ چرا باید شهرهای بزرگ تاریخی فارس به اصل توسعه پایدار برسد؟ دلیل این است که آنها منابع دانشی و مبانی کشور ما هستند؛ چه برای عصر اسلام و چه در روندی که بعد از آن در راستای اسلام پذیری وجود داشت.

توسعه پایدار، گام مهم بعد از ثبت

وی گفت: بعد از ثبت، مسئله توسعه پایدار میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در حوزه های جامعه محلی اهمیت دارد که هنوز به این هدف نرسیده ایم؛ یعنی در مبانی دانشی در ارتباط با تاریخ، حکمت و فرهنگ در دوره های مختلف نیاز است بدانیم که این حوزه ها چه ارزش های تاریخی دارند و چه کمکی به امروز می کنند که هنوز به این آگاهی نرسیدیم.

این ایران شناس ادامه داد: بنابراین هرجا که یک اثر ثبت جهانی شود باید جامعه محلی آن منطقه از نظر سنت ها، پوشش محلی، سنت غذایی، آداب و رسوم باثبات نگه داشته شود؛ به گونه ای که در گردشگری بهره وری پیدا کنند و به عبارتی جامعه محلی ارزش داده شود؛ یعنی باید بتوانیم به طور جد زمینه توسعه پایدار این فرهنگ ها را در حوزه معماری، آداب و رسوم، پوشش، سنت های غذایی و غیره فراهم کنیم که این راه نجات سرزمین ماست.

عسکری افزود: این مسئله بسیار جدی و نیازمند شناخت، علم و حوزه ای است که سازمان میراث فرهنگی و سایر دستگاه های مرتبط با آن باید آگاهی داشته باشند که اگر ثبت جهانی انجام می دهیم فقط اثر ثبت نمی شود که تمام عرصه و حریم ثبت می شود که این کم کاری وجود دارد.

پژوهش جدی در کنار حمایت مدیریتی

این استاد باستان شناسی افزود: تمام موارد ذکر شده به سواد علمی، تحقیقات و پژوهش های باستان شناسی بسیار جدی نیاز دارد که حوزه های مدیریتی را پشتیبانی و با همکاری یکدیگر، مقدمات لازم در فارس فراهم شود؛ به طور مثال درباره حوزه ایلام این خلاء را داریم که کار به صورت جدی دنبال نشده است.

عسکری می گوید: گاهی اوقات مجموعه های اداری متوجه اهداف علمی و مبانی ما نیستند که باید توجیه شوند و در روند کار ایراداتی وارد می کنند یا خلاء هایی به وجود می آورند که روند بلند مدت ما را با وقفه مواجه می کنند؛ اما تا آنجایی که بنده در حوزه پژوهشی خود اختیار دارم فکر می کنم که بایدیک استراتژی برای کشور در حوزه ثبت جهانی داشته باشیم که حاکمیت ایران، مخصوصاً در قلمرو ساسانی تثبیت و برای دنیا معرفی شود.

اهمیت داشتن استراتژی در ثبت های جهانی

این استاد فارس شناسی دانشگاه شیراز افزود: وقتی یک پرونده به یونسکو ارائه می شود، در حقیقت نظام هویتی، حاکمیتی و فرهنگی یک سرزمین را به نمایش می گذارد و زمانی که به آن رأی داده می شود، نشان دهنده به رسمیت شناختن آن است؛ به همین دلیل باید ثبت های جهانی با یک استراتژی همراه باشند.  این ها اهدافی است که از ذهن بنده می گذرد و به عنوان یک فکر و مبانی علمی هستند که برای میراث فرهنگی ترسیم کرده ام و اینک هدفم ثبت جهانی داراب گرد است.

انتهای خبر//

ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید