مسیر توسعه نوآوریهای آموزشی که با تکیه بر توان علمی و ظرفیتهای بومی در شیراز آغاز شده بود، اکنون در غبار بیتوجهیها و فقدان زیرساختهای حمایتی به توقف کامل رسیده است؛ طرحی که زمانی با هدف ارتقای شاخصهای تغذیهای و سلامت خانواده در مناطق روستایی دنبال میشد، امروز در انتظار مجالی برای احیاست.
در سپهر پرشتاب علم و فناوری، بسیاری از طرحهای نوآورانه با تکیه بر ذهنهای خلاق و دستان توانمند در سکوت آزمایشگاهها متولد میشوند. اما این مسیر، تنها در ابتدای راه است. فاصله میان یک ایده تاییدشده در فضای آکادمیک تا ورود به چرخه خدمترسانی عمومی، درهای عمیق است که بسیاری از تیمهای خلاق و کوچک در پیچ و خم آن، اسیر بیمهریها و فقدان زیرساختهای لازم میشوند.
قصه تلاش برای پیوند زدن علم تغذیه و سلامت خانواده با زندگی روزمره مردم در حاشیه شهرها، روایتی از همین تقابل است؛ تقابلی میان امید به تغییر و واقعیت انزوا، که حکایت از سرمایههایی دارد که پیش از شکوفایی کامل، به سردی رکود گراییدند.
مژگان حاجیزمانی مدیر موسسه نیکسازان شکوفههای سلامت و از فعالان حوزه اختراعات در تشریح وضعیت فعلی این مجموعه اظهار کرد: اگرچه تحقیقات اولیه و نتایج آزمایشگاهی در خصوص برخی محصولات جدید با موفقیت همراه بود، اما در حال حاضر کلیه فعالیتهای اجرایی این مجموعه متوقف شده است.
وی افزود: این وقفه، نتیجه عدم دستیابی به حمایتهای مالی لازم و فقدان همراهی افرادی است که بتوانند در مسیر دشوار توسعه این ایدهها، دوشادوش تیم تحقیق حرکت کنند.
حاجی زمانی با اشاره به رویکرد اجتماعی این مجموعه در سالهای گذشته، تصریح کرد: فعالیتهای موسسه تنها به تولید محصول محدود نمیشد و بخشی از توان تیم صرف آموزش در مناطق روستایی اطراف شیراز و کازرون میشد. حاجیزمانی در اینباره گفت: اعضای تیم در سفر به این مناطق، ضمن آموزش اصول تغذیه بارداری و تغذیه سالم، بر نقش غیرقابلانکار رژیم غذایی در سلامت روان و پیشگیری از افسردگی تمرکز داشتند.
وی افزود: نتایج پژوهشهای ما نشان میداد بسیاری از تعارضات خانوادگی و مشکلات مرتبط با روابط زوجین، ریشه در تغذیه نادرست دارد که برای این معضل مقالات تخصصی نیز تدوین شده بود.
این فعال حوزه سلامت با تاکید بر اینکه علیرغم تقدیر مسئولان و برخی نهادهای محلی از این فعالیتهای آموزشی، حمایت ساختاری از سوی متولیان امر صورت نگرفت، خاطرنشان کرد: بار مالی و اجرایی این طرحها همواره بر دوش خود اعضای تیم بوده است.
وی در ادامه افزود: با گذشت زمان و عدم تحقق وعدههای حمایتی، انگیزه ادامه مسیر برای تیم کوچک ما که متشکل از چند متخصص صنایع غذایی بود، رنگ باخت و هر یک از اعضا ناچار به اشتغال در حوزههای کاری معمول خود شدند.
حاجیزمانی پیرامون احتمال ازسرگیری این فعالیتها گفت: با وجود توقف کامل پروژهها و پراکندگی نیروهای متخصص، هسته اصلی این ایدهها همچنان باقی است.
وی ادامه داد: در صورت فراهم شدن بسترهای حمایتی واقعی و ایجاد همدلی میان نهادهای مسئول و تیمهای نوآور، امکان بازگشت به این مسیر و تکمیل طرحهایی که میتوانند گرهای از مشکلات سلامت خانواده بگشایند، وجود دارد، اما تا زمانی که شرایط تغییر نکند، این مجموعه در وضعیت تعلیق باقی خواهد ماند.
آنچه در این میان، فراتر از ناکامی یک طرح اقتصادی یا پژوهشی، تأملبرانگیز است، خسارت پنهانی است که جامعه از فقدان این پیوندها متحمل میشود. وقتی یک تیم پژوهشی با دغدغه اعتلای سلامت روانی و جسمی خانوادهها، بهدلیل نبود همراهی و فقدان حمایتهای ساختاری، ناچار به کنارهگیری میشود، در واقع بخشی از سرمایه اجتماعی و علمی منطقه به حاشیه رانده شده است. شاید این پایان ظاهری، مقدمهای برای یک تجربه تلخ باشد؛ تجربهای که نشان میدهد چقدر سریع میتوان مشعل آگاهی و نوآوری را، حتی در مناطقی که بهشدت به آن نیاز دارند، خاموش کرد.
در غیاب یک حامی مسئولیتپذیر، هر ایده نابی، هرچند کارآمد و نجاتبخش در نهایت به خاطرهای دور در ذهن خالقانش بدل میشود؛ حکایتی که گواه میدهد برای توسعه، بیش از دانش، نیاز به همافزایی است.



