پیامی که سرشار از توجه به مفهوم خانواده بود…

 

پیام مناسبتی رهبر معظم انقلاب در هفته دولت علیرغم ظاهر اجرایی و حاکمیت‌محور آن، حاوی لایه‌های عمیق تحلیلی در بازتعریف جایگاه نهاد خانواده به عنوان زیربنای اقتدار ملی و انسجام اجتماعی است. در این متن جامعیت نگاه به توسعه و پیشرفت کشور از شاخص‌های تک‌بعدی اقتصادی یا نظامی فراتر رفته و پایداری کلان ملی را مستقیماً به سلامت تربیتی و معیشتی کانون خانواده گره می‌زند. تحلیل ابعاد مختلف این پیام نشان می‌دهد که حکمرانی مطلوب بدون صیانت از کانون خانه ممکن نیست و ابلاغ سیاست‌های کلان زمانی به ثمر می‌نشیند که خروجی آن در سفره، آرامش روانی و تربیت فرزندان در محیط خانواده ملموس باشد.

برجسته‌ترین تصویر خانوادگی در این پیام تصریح بر جایگاه بانوان خانه‌دار در ذیل مفاهیم فراراهبردی فرهنگ و تربیت است. در ادبیات توسعه مدرن کار خانگی و فرزندپروری اغلب فعالیت‌هایی غیرمولد یا حاشیه‌ای تلقی می‌شوند که در محاسبات کلان اقتصادی و کلان‌سیاست‌ها مغفول می‌مانند. با این حال تعبیر کار خانگی به عنوان ظریف‌ترین اجزاء نقش و نگار فرهنگ آینده، تغییر زاویه دید اساسی در نگرش به نقش زن را نشان می‌دهد. در این چارچوب خانه نه یک فضای منفعل برای مصرف بلکه زیست‌بوم اصلی تولید سرمایه انسانی و اخلاقی جامعه است. مادری که در حریم منزل به تربیت فرزندان می‌پردازد شاکله زیستی و هویت ملی نسل آینده را پایه‌ریزی می‌کند. بنابراین هیچ سیاست فرهنگی و اجتماعی بدون پشتیبانی مستقیم از این نقش فراراهبردی به سرانجام نخواهد رسید.

تاکید بر حل زنجیره چالش‌های اقتصادی از قبیل تورم، بیکاری و مدیریت بازار کالا، مستقیم‌ترین ارتباط را با زیست روزمره و سفره خانواده‌ها دارد. تورم افسارگسیخته و بی‌ثباتی قیمت‌ها صرفاً متغیرهای خشک اقتصادی نیستند بلکه عوامل مستقیم ایجاد چالش در روابط زن و شوهر و تقلیل‌دهنده توان تربیتی والدین محسوب می‌شوند. هنگامی که تمام انرژی و توان سرپرستان خانواده صرف تامین نیازهای اولیه معیشتی و فشار ناشی از نوسانات اقتصادی شود ظرفیت عاطفی و زمانی آن‌ها برای گفت‌وگو و همراهی با فرزندان فرسوده می‌شود. از این منظر کنترل بازار، رونق تولید داخلی و تکیه بر اقتصاد مقاومتی پیش‌نیازهای ساختاری برای صیانت از سلامت روان کانون خانواده و جلوگیری از گسست‌های عاطفی میان اعضای آن است.

اعلام ممنوعیت قطعی هر اقدامی که به انسجام اجتماعی آسیب بزند و تاکید بر پرهیز از دوگانه‌سازی‌های موهوم، دارای ابعاد عمیق روان‌شناختی برای حفظ آرامش حریم خانه است. تنش‌های قطبی سیاسی، اخبار ناامیدکننده و ایجاد هراس از آینده نخستین اثر مخرب خود را در فضای خانه‌ها بر جای می‌گذارند. مراقبت از وحدت و انسجام اجتماعی به عنوان یک پیوست الزامی برای تمام اقدامات حاکمیتی در واقع ایجاد یک چتر حمایتی بر فراز خانه‌ها است تا کانون خانواده بتواند در محیطی باثبات و عاری از تنش‌های روانی به وظایف حمایتی خود بپردازد.

در نهایت پیوند دادن نقش معلمان، استادان و پزشکان با نقش بانوان خانه‌دار در حریم منزل زنجیره‌ای یکپارچه از نظام تربیت عمومی را ترسیم می‌کند. فرزندان یک جامعه در فاصله‌ای میان نهاد آموزش رسمی و نهاد خانواده رشد می‌کنند. اگر میان ارزش‌های منتقل‌شده از سوی معلمان در مدرسه و زیست فرهنگی جاری در خانه تعارض وجود داشته باشد کودک دچار دوگانگی هویتی و سردرگمی می‌شود. هم‌راستایی این دو نهاد و نگاه فراراهبردی به هر دو بخش ضامن آن است که آموزش‌های رسمی در خانه تکمیل شوند. این نگاه جامع ثابت می‌کند که تحقق «ایران قوی» نیازمند مقتدرتر شدن تک‌تک خانه‌ها و توجه هوشمندانه سیاست‌های اجرایی با نیازهای اصیل نهاد خانواده است.

ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید