ساختار زندگی شهری و گسترش آپارتماننشینی خانوادهها را از شبکههای حمایتی سنتی جدا کرده است. در دهههای گذشته حضور فیزیکی اقوام و همسایگان در یک محله بار تربیت و نگهداری از فرزندان را میان چند نفر تقسیم میکرد. امروز مادری که همسرش ساعات طولانی را در محل کار میگذراند اغلب روزها را به تنهایی در یک فضای بسته با فرزند خردسال خود سپری میکند. این انزوای فیزیکی ارتباط مادر را با جریان عادی زندگی قطع میکند و او را در چرخه تکراری کارهای روزمره قرار میدهد. فقدان گفتگوی روزانه با بزرگسالان فشار روانی زیادی به مادران جوان وارد میکند.
مراکز تجاری و فضاهای تفریحی مقاصد عمومی دیگری برای گذراندن وقت هستند اما استفاده مستمر از آنها نیازمند صرف هزینه مالی است. در مقابل، مسجد محله یک فضای معنوی و عمومی است که حضور در آن قواعد سختگیرانه و مادی گرایانه فضاهای تجاری را ندارد. نزدیکی فیزیکی مساجد به محل سکونت باعث میشود مادران بتوانند بدون نیاز به طی کردن مسافتهای طولانی از فضای آپارتمان خارج شوند. این جابجایی از خانه به مسجد اولین اقدام برای توقف انزوای روزانه مادران است.
گردهمایی زنان در بخشهای مختلف مسجد یا حیاط آن بستر مناسبی برای شکلگیری شبکههای همبستگی محلی بر محور معنویت و اخلاق توحیدی میسازد. وقتی مادران یک محله در زمانهای مشخصی با یکدیگر روبهرو میشوند به طور طبیعی درباره مسائل جاری زندگی خود گفتگو میکنند. اشتراکگذاری تجربههای مربوط به تغذیه کودکان، بیماریهای فصلی و چالشهای رفتاری فرزندان به مادران نشان میدهد که در مواجهه با این مسائل تنها نیستند. شنیدن این روایتها در فضای معنوی مسجد از زبان زنان دیگر سطح اضطراب مادر را پایین میآورد و به او نشان میدهد که این چالشها بخش معمول روند فرزندپروری هستند.
ارتباطات شکلگرفته در این فضا به مرور زمان از گفتگوی ساده فراتر میروند و به چرخهای از اقدامات حمایتی متقابل تبدیل میشوند. مادران در زمان بروز اتفاقات پیشبینینشده مانند بیماری یک عضو خانواده، خستگی مفرط یا برای نگهداری موقت از فرزندان به یکدیگر کمک میکنند. باید توجه داشت که فضای مجازی و شبکههای اجتماعی اصلا توانایی جایگزینی با این ارتباط فیزیکی را ندارند. آماده شدن برای رفتن به مسجد و پیادهروی تا محل، مادر را وادار میکند تا از فضای منفعلانه فاصله بگیرد و این تحرک فیزیکی در بهبود خلقوخوی او موثر است.
همچنین حیاط مساجد امکان فعالیت بدنی را برای کودکان فراهم میکند. خانههای آپارتمانی امروزی فضای کافی برای بازیهای پرتحرک ندارند و والدین در محیط خانه های کوچک کودکان را به کمتحرکی تشویق میکنند. حضور در مسجد این محدودیت را برطرف میکند. تخلیه انرژی کودکان در یک محیط کنترلشده باعث میشود آنها پس از بازگشت به خانه رفتار آرامتری داشته باشند. علاوه بر این حضور در مسجد امکان ارتباط میاننسلی را فراهم میکند. زنان مسنتری در مساجد حضور دارند که تجربههای کاملی از اداره خانواده دارند. این مواجهه نسلی در محیط محله خلأ ناشی از دور بودن مادربزرگها را تا حدی پر میکند و مادران جوان از حمایت عاطفی زنانی بهره میبرند که مراحل سخت فرزندپروری را پشت سر گذاشتهاند.


