واکاوی شکاف‌های اجتماعی در مناقشات حجاب در فضای مجازی

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خانه بهاری، حجاب یک پدیده اجتماعی است که در بستری از تعاملات، کنش‌ها و واکنش‌های اجتماعی شکل می‌گیرد و از منظر فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و همچنین مؤلفه‌های هویتی، مذهبی، معنوی، منزلتی و رفتاری قابل بررسی است. همان‌طور که حجاب در غرب به ابزاری برای مقاومت فرهنگی و اعتراض بدل شده، در یک جامعه دینی نیز می‌تواند خصلتی دیگر پیدا کند.

در یک مقاومت عرفی‌گرایانه، حجاب به یک امر شخصی تبدیل می‌شود و وسیله‌ای نمادین برای کسب آزادی‌های مدنی تلقی می‌گردد. با تبدیل شدن حجاب به دغدغه‌ای فرهنگی، کنترل مخالفت علنی با دین و پیامدهای آن، همچنین توجه عمومی به این مسئله، اهمیت بررسی علمی مقوله حجاب را افزایش می‌دهد.

یافته‌های یک پژوهش نشان می‌دهد که مسئله حجاب در فضای مجازی، فراتر از یک بحث پوششی، به نمادی از تقابل‌های کلان‌تر سیاسی و هویتی تبدیل شده است. فضای یوتیوب به بستری برای برخورد دو روایت متضاد تبدیل شده که هر دو طیف با استفاده از راهبردهای تقابلی (پرخاشگری کلامی در مقابل تأکید بر تقدس)، مانع از شکل‌گیری گفت‌وگو می‌شوند. تحلیل ۵۰۰ نظر کاربران نشان‌دهنده الگوی قطبی‌سازی است.

در یک سمت، طیف مخالف حجاب اجباری با دلالت‌های ضد نظام سیاسی و ضد دینی، از پرخاشگری کلامی به عنوان راهبرد اصلی کنش بهره می‌برند که نشان‌دهنده گره خوردن مطالبات حقوقی با اعتراضات ساختاری است.

از سوی دیگر، طیف موافق حجاب اجباری با تأکید بر دلالت دینی، بر امر مقدس تمرکز دارند و با اتخاذ رویکرد دفاعی، فضا را به سمت دوقطبی‌سازی پیش می‌برند.

گروه سوم (بی‌تفاوت‌ها) نیز بخشی از کاربران هستند که موضوعات دیگری را اولویت می‌دانند؛ این امر حکایت از فاصله گرفتن بخشی از جامعه از دوقطبی‌های جاری دارد.

این شکاف‌های اجتماعی در فضای مجازی، ریشه در نوع جهان‌بینی حاکم بر نظام اجتماعی دارد. جامعه همواره بر اساس فلسفه و جهان‌بینی خود، نظام اجتماعی‌اش را تدوین می‌کند: یا باید سکولاریسم را پذیرفت و نظام اجتماعی را مبتنی بر مراتب دین فردی بنا نهاد، یا نظام اجتماعی مکتب اسلام را سرلوحه امور قرار داد. با استانداردهای دوگانه نمی‌توان حکمرانی کرد؛ زیرا این امر آشفتگی مدنی را به دنبال خواهد داشت.

اگر نظام سیاسی جامعه ایران مبتنی بر جهان‌بینی توحیدی و اسلامی بنا شده باشد، باید بستر معنایی نظام نیز بر همین مبنا تفسیر شود. در غیر این صورت، هرگونه موضع‌گیری فرهنگی، سیاسی یا اجتماعی با تناقضات درونی روبه‌رو خواهد شد.

توصیه‌های سیاستی:
۱. جایگزینی تقابل با گفت‌وگوی اجتماعی: ایجاد بسترهای غیررسمی برای گفت‌وگوهای میان‌فرهنگی و استفاده از مفاهیمی که فراتر از دوگانه‌های سیاسی-دینی عمل می‌کنند.
۲. تلاش برای جذب اکثریت خاموش: تمرکز بر دغدغه‌های مشترک گروه سوم (بی‌تفاوت‌ها) که اولویت‌های معیشتی یا اجتماعی متفاوتی دارند، می‌تواند از فراگیری دوقطبی‌های رادیکال جلوگیری کند.
۳. بازنگری در روایت‌گری: ضرورت خروج از راهبرد تأکید محض بر تقدس و حرکت به سمت راهبردهای عقلانی و اجتماعی که برای طیف خاکستری جامعه قابل پذیرش باشد.
در مجموع، تحلیل پدیده اعتراض به حجاب اجباری و درک لایه‌های معنایی کنشگران، از آن جهت اهمیت دارد که کمتر پژوهشی به آن پرداخته است. پرداختن به این مسئله می‌تواند راهگشای سیاست‌گذاری‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی باشد.

اصل پژوهش از طریق لینک زیر قابل دسترس است:
مومنی، مریم. (1403). بررسی جا‌معه‌شناختی دلالت‌های معنایی کاربران پویش مجازی اعتراض به حجاب اجباری در یوتیوب. فصلنامه علمی – پژوهشی اسلام و علوم اجتماعی، 16(31), 225-249:
https://soci.rihu.ac.ir/article_2203.html

یادداشت از مریم مؤمنی؛ دکتری جامعه شناسی و پژوهشگر اندیشگاه مطالعه فلسفه و سبک زندگی

ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید