ماجرای فلسطین را چطور برای کودکان تعریف کنیم؟

ماجرای فلسطین را چطور برای کودکان تعریف کنیم؟

 

در این روز ها کودکان ما خواه ناخواه تصاویر کودکان غزه و خرابه های جنگ و همچنین راهپیمایی های روز قدس را در تلویزیون یا گوشی والدین می بینند و ذهن پرسشگر آن ها شروع به ساختن سوالاتی می کند. چرا آن خانه خراب شد؟ چرا آن بچه گریه می کند؟ آدم بدها کیستند؟ این لحظات برای والدین یک دو راهی دشوار است. اگر واقعیت عریان و خشن جنگ را بگویند روح لطیف کودک آسیب می بیند و دچار اضطراب می شود. اگر هم سکوت کنند یا دروغ بگویند فرصت طلایی برای آموزش مفاهیم مهمی مثل عدالت و دفاع از حق را از دست داده اند.
مساله فلسطین برای ما ایرانیان فقط یک بحث سیاسی نیست بلکه بخشی از هویت اعتقادی و انسانی ماست. اما انتقال این هویت به نسل جدید زبان خاص خودش را می خواهد. نمی توان با ادبیات خشک اخبار یا تصاویر خونین کودکی را عاشق فلسطین کرد. ما نیاز به قصه هایی داریم که بوی امید و زندگی بدهند نه بوی مرگ و ناامیدی. این گزارش راهنمایی است برای والدین تا بتوانند ماجرای فلسطین را با زبانی کودکانه و اثرگذار روایت کنند.
مهم ترین اصل در صحبت با کودکان زیر دوازده سال حذف خشونت بصری و کلامی است. دیدن تصویر کودکی که بدنش زخمی است یا زیر آوار مانده برای کودک ما هیچ فایده تربیتی ندارد و تنها نتیجه اش ایجاد ترس و احساس ناامنی است. کودک با دیدن این صحنه ها فکر می کند ممکن است همین اتفاق امشب برای خانه خودش بیفتد.
بنابراین قبل از هر توضیحی مراقب ورودی های چشم و گوش فرزندتان باشید. اگر اخبار پخش می شود کانال را عوض کنید یا صدای آن را کم کنید. ماجرای فلسطین را باید شنیداری و با لحنی حماسی تعریف کرد نه با نشان دادن صحنه های دلخراش. در حقیقت هدف ما ایجاد حس همدردی در کودک است نه ایجاد وحشت.

کودکان مفاهیم پیچیده ای مثل استعمار صهیونیسم یا قطعنامه های سازمان ملل را درک نمی کنند. اما مفهوم خانه و مالکیت را خیلی خوب می فهمند. بهترین راه برای توضیح اتفاقی که در فلسطین افتاده استفاده از مثال دزد و صاحبخانه است.
می توانید اینطور برایش تعریف کنید که تصور کن ما در خانه خودمان نشسته ایم و داریم شام می خوریم. ناگهان یک نفر زورگو در را می شکند و ما را از خانه بیرون می اندازد. او اسباب بازی هایت را برمی دارد و توی اتاق تو می خوابد. ما مجبور می شویم توی حیاط یا خانه همسایه چادر بزنیم. حالا اگر ما بخواهیم به خانه خودمان برگردیم و آن آقا را بیرون کنیم آیا کار بدی کرده ایم؟
این تمثیل ساده منطق دفاع را برای کودک حل می کند. او می فهمد که مردم فلسطین جنگ طلب نیستند بلکه فقط می خواهند کلید خانه ای که پدربزرگشان ساخته را پس بگیرند. این روایت جای ظالم و مظلوم را در ذهن کودک شفاف می کند بدون اینکه نیاز به توضیحات سیاسی خسته کننده باشد.

به جای تمرکز بر موشک و تانک نمادهای زیبای فلسطین را به کودک معرفی کنید. درخت زیتون بهترین نماد است. برایش بگویید که فلسطینی ها عاشق کاشتن درخت زیتون هستند چون این درخت صدها سال عمر می کند.
قصه ای بسازید درباره پدربزرگی که وقتی هم سن تو بود یک نهال زیتون کاشت. حالا آن نهال یک درخت بزرگ شده است. دشمنان می خواهند درخت را قطع کنند چون این درخت نشان می دهد که زمین مال چه کسی است. اما بچه های فلسطین دوباره نهال می کارند. این تصویرسازی به کودک می آموزد که مقاومت یعنی ساختن و سبز نگه داشتن نه فقط جنگیدن. درخت زیتون نماد ریشه داشتن و تسلیم نشدن در برابر طوفان ها است.
نکته ی دیگر آن است که یکی از آسیب های تربیت رسانه ای ما این است که همیشه فلسطینی ها را به عنوان قربانیان بیچاره و قابل ترحم نشان می دهیم. کودکان دوست ندارند شبیه قربانی ها باشند. آن ها عاشق قهرمان ها هستند.
تصویر ذهنی کودک را عوض کنید. به جای اینکه بگویید بیچاره بچه های فلسطین که کشته می شوند بگویید بچه های فلسطین شجاع ترین بچه های دنیا هستند. آن ها با اینکه تانک ندارند، اما از تانک های بزرگ نمی ترسند و با دست خالی از خانه شان دفاع می کنند.

داستان هایی تعریف کنید که در آن کودکان فلسطینی با سنگ یا قلاب سنگ جلوی غول های آهنی می ایستند. وقتی کودک حس کند همسالانش در غزه قهرمان هستند به جای دلسوزی تحقیرآمیز به آن ها افتخار می کند و دوست دارد شبیه آن ها شجاع باشد.

باید به این نکته توجه داشت که کودکان وقتی متوجه رنج دیگران می شوند اگر نتوانند کاری انجام دهند دچار غم و اضطراب می شوند. باید به آن ها راهکار عملی بدهیم تا احساس کنند در این مبارزه نقش دارند.
به فرزندتان بگویید ما نمی توانیم الان برویم آنجا و کمک کنیم اما می توانیم صدای آن ها باشیم. از او بخواهید یک نقاشی برای کودکان غزه بکشد. به او یاد بدهید که وقتی به فروشگاه می رویم خوراکی هایی را که مال آدم بدهاست یا به آن ها کمک می کند نمی خریم. این آموزش تحریم کالاهای حامی اسرائیل به کودک حس قدرت و کنشگری می دهد.

او می فهمد که حتی با انتخاب نکردن یک شکلات می تواند یک قهرمان باشد و از دوستانش دفاع کند.
باید توجه داشت که اگر بتوانیم ماجرای فلسطین را با زبان فطرت و کودکی روایت کنیم بذری را در دل نسل آینده کاشته ایم که روزی درخت قدرتمند عدالت خواهی خواهد شد.
کودکی که امروز با قصه های زیتون و کلید و خانه بزرگ شود و بفهمد که دفاع از خانه حق هر انسانی است فردا در برابر هیچ زورگویی سر خم نخواهد کرد.

ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید