دنیای کودکان دنیای رنگها و چیزهای قابل لمس است. برای یک کودک پنج ساله جشن تولد یعنی کیک خامهای، شمع روشن، کادوهای رنگارنگ و صدای خنده. در ذهن او کسی که تولدش است باید حضور داشته باشد و شمع را فوت کند. حال در آستانه نیمه شعبان والدین دغدغهمند با یک چالش شیرین اما پیچیده روبرو هستند. اینکه چگونه برای امامی که او را نمیبینیم جشن تولدی بگیریم که برای کودک لذتبخش و معنادار باشد؟
بسیاری از والدین نگرانند که مبادا صحبت کردن از مفاهیمی مثل غیبت یا دشمنان دنیای امن کودکشان را بهم بریزد. البته آنها حق دارند. انتقال مفاهیم انتزاعی دینی به ذهن عینیگرای کودک نیاز به ظرافت و تغییر روش دارد. این گزارش به بررسی روانشناسی تربیت مهدوی میپردازد و همچنین به دنبال ارائه راهکارهای عملی ای است تا بتوانیم عید نیمه شعبان را به متن زندگی کودکان بیاوریم.
روانشناسی رشد به ما میگوید که کودکان تا قبل از سنین نوجوانی درک درستی از مفاهیم انتزاعی ندارند. واژههایی مثل غیبت، انتظار، عدالت جهانی و دولت کریمه برای یک کودک هفت ساله قابل درک نیست. اگر ما تلاش کنیم امام زمان را با این ادبیات معرفی کنیم کودک یا گیج میشود یا تصویری ترسناک و گنگ در ذهنش میسازد.
راه حل چیست؟ راه حل تبدیل مفاهیم به نمادهای شاد و ملموس است. نیمه شعبان نباید برای کودک کلاس درس باشد بلکه باید یک موقعیت برای شادی باشد. کودک باید بفهمد که این روز یکی از خاصترین روز های سال برای خانواده ها است. همانطور که برای عید نوروز لباس نو میخریم و خانه را تمیز میکنیم برای تولد امام دوازدهم نیز باید تغییرات فیزیکی در خانه ایجاد شود. نصب ریسههای رنگی و پختن غذاهای مورد علاقه بچهها اولین قدم برای این است که کودک حس کند اتفاق مهمی افتاده است.
متاسفانه در برخی روشهای تربیتی غلط تصویر امام زمان برای کودکان با ترس و نظارت پیوند خورده است. جملاتی مثل اگر دروغ بگویی امام زمان ناراحت میشود یا امام زمان دارد کارهای بد تو را میبیند سمیترین جملاتی است که میتوان به یک کودک گفت. این جملات امام را در جایگاه یک ناظم سختگیر یا یک دوربین مداربسته قرار میدهد که فقط دنبال مچگیری است.
برای جشن نیمه شعبان باید روی صفت مهربانی و پدری امام تمرکز کنیم. به کودک بگوییم امروز تولد مهربانترین بابای دنیاست. کسی که همه بچهها را دوست دارد و حتی وقتی ما حواسمان نیست او مراقب ماست. استفاده از واژه بابا برای امام حس امنیت و صمیمیت ایجاد میکند. کودک باید بداند که این امام پناهگاه است. جشن تولد بهترین بهانه است تا بذر محبت را بکاریم نه بذر ترس را.
یک سوال هوشمندانه که بچهها میپرسند این است که اگر تولد اوست چرا خودش نیست که کیک را ببرد؟ یا کادو را به چه کسی بدهیم؟
اینجا بهترین فرصت برای آموزش مفهوم حضور نامرئی است. میتوانیم از مثالهای ساده استفاده کنیم. مثل خورشیدی که پشت ابر است اما نور و گرمایش به ما میرسد. میتوانیم بگوییم او الان در سفر طولانی است اما نامههای ما را میخواند و از جشن ما خوشحال میشود.
برای موضوع کادو از تکنیک هدیه معکوس استفاده کنید. به کودک بگوییم چون امام زمان خیلی بخشنده است در روز تولدش دوست دارد ما به دیگران کادو بدهیم و خوشحالشان کنیم.
میتوانید کادویی که کودک دوست دارد (مثلا یک اسباببازی) را بخرید و بگویید این هدیه را امام زمان برایت فرستاده چون تو را خیلی دوست دارد. این کار باعث میشود شیرینی نام امام زیر زبان کودک بماند. همچنین میتوانید با کمک کودک بستههای کوچک شکلات یا غذا آماده کنید و به نیت امام زمان بین همسایهها یا کودکان کار پخش کنید. این کار به کودک یاد میدهد که عاشق امام زمان بودن یعنی مهربان بودن با مردم.
نکته ی دیگر آنکه کودکان عاشق ابرقهرمانها هستند. آنها بتمن و مرد عنکبوتی را دوست دارند چون آدمها را نجات میدهند. شخصیت امام زمان ظرفیت بالایی دارد تا به عنوان بزرگترین ابرقهرمان واقعی معرفی شود.
به جای تعریف داستانهای تاریخی پیچیده داستان مردی را تعریف کنید که روزی میآید و تمام آدم های بدجنس را شکست میدهد، تمام مریضها را خوب میکند و کاری میکند که هیچ بچهای در دنیا گرسنه نماند. این تصویر برای کودک جذاب و امیدبخش است. او یاد میگیرد که منتظر کسی باشد که قرار است دنیا را جای قشنگتری کند
نیمه شعبان فرصتی است برای خانهتکانی دل و خانه. مشارکت دادن کودکان در تمیز کردن خانه و تزیین آن حس تعلق ایجاد میکند. به کودک بگوییم شاید مهمان عزیزمان بیاید، باید خانه را خوشگل کنیم. حتی اگر او در ظاهر نیاید این آمادگی و انتظار روحیه امید را در خانواده زنده نگه میدارد.
یکی از کارهای جذاب درست کردن کارت پستال یا نقاشی برای امام است. از کودک بخواهید آرزوهایش یا حرفهایش را نقاشی کند و آن را در جایی از خانه یا لای قرآن بگذارد. این ارتباط شخصی و بیواسطه حس حضور امام را در زندگی کودک تقویت میکند.
جشن تولد امام زمان برای کودکان نباید تبدیل به یکی از مناسک خشک مذهبی شود. هدف ما در دوران کودکی انتقال اطلاعات نیست بلکه انتقال احساسات است. اگر بتوانیم کاری کنیم که کودک با شنیدن نام نیمه شعبان یاد بوی کیک، صدای خنده، کادوهای دوستداشتنی و حس امنیت بیفتد، برنده شدهایم.
ما در حال تربیت نسلی هستیم که قرار است سربازان و یاران آن حضرت باشند. سرباز خوب سربازی است که فرماندهاش را عاشقانه دوست دارد نه سربازی که از فرماندهاش میترسد. بیایید امسال شمعهای کیک نیمه شعبان را با نیت روشن کردن نور امید در دل فرزندانمان فوت کنیم و به آنها قول بدهیم که این پدر مهربان روزی میآید و شمع دل های خاموش شده ی جهان را روشن میکند.


