سبک زندگی اسلامی چگونه واقعا محقق میشود؟

سبک زندگی اسلامی چگونه واقعا محقق میشود؟

 

در دهه‌های اخیر، کلیدواژه سبک زندگی اسلامی به یکی از پرکاربردترین مفاهیم در گفتمان فرهنگی و رسانه‌ای ما تبدیل شده است. از همایش‌ها تا برنامه‌های تلویزیونی، همگان در پی تبیین و ترویج این سبک هستند. اما در این هیاهوی ترویج، به نظر می‌رسد دچار یک خطای راهبردی شده‌ایم: تمرکز ما بیش از آنکه بر زندگی، محتوا، ریشه و بینش، باشد، بر سبک، فرم، پوسته و ظواهر، معطوف شده است.

این یادداشت تحلیلی در پی پاسخ به این پرسش اساسی است که آیا سبک زندگی اسلامی مجموعه‌ای از رفتارهای ظاهری است یا نتیجه‌ی طبیعیِ یک جهان‌بینی درونی؟

سبک زندگی، درختی که ریشه در باور دارد

در نگاه اسلامی، سبک زندگی مجموعه‌ای از دستورالعمل‌های پراکنده و ظاهری نیست. این یک اشتباه رایج است که گمان کنیم اگر مجموعه‌ای از بایدها و نبایدهای رفتاری، مانند نوع پوشش، آداب غذا خوردن یا مدل معماری، را کنار هم بچینیم، به سبک زندگی اسلامی دست یافته‌ایم.

تحلیل عمیق‌تر نشان می‌دهد که سبک زندگی اسلامی مانند درختی است که ریشه‌ آن، باورها و اندیشه‌ها و ساقه و شاخه‌هایش، ارکان و وظایف اعضای خانواده می‌باشد. به عبارت دقیق‌تر، سبک زندگی، انعکاس مستقیم گرایش‌ها و ارزش‌های یک فرد یا جامعه و به شدت وابسته به چگونگی شکل‌گیری هویت مذهبی آن جامعه است.

خطر اصلی رویکرد فعلی ما اینجاست: ما در حال تلاش برای ساختن شاخه‌ها، سبک، بدون توجه به ریشه، زندگی و باور، هستیم. در حالی که منطق اسلام برعکس این را حکم می‌کند. در نگاه اسلامی، حتی اساسی‌ترین رفتارها، اگر پشتوانه‌ی اعتقادی نداشته باشند، اسلامی محسوب نمی‌شوند.

وقتی ترویج سبک زندگی به ترویج پوسته و فرم تقلیل می‌یابد، نتیجه‌ی آن، تربیت نسلی با تدین گزینشی یا تدین پوک است. نسلی که ممکن است ظواهر را رعایت کند، اما چون آن سبک برآمده از یک زندگی و بینش عمیق درونی نیست، در برابر اولین شبهه یا تهاجم فرهنگی فرو می‌ریزد.

ما نمی‌توانیم از فردی که هویت دینی او به درستی شکل نگرفته، انتظار سبک زندگی اسلامی داشته باشیم. این مانند آن است که از کسی که مبانی فیزیک را نمی‌داند، بخواهیم پیچیده‌ترین مسائل مهندسی را حل کند. تا زمانی که باورها و بینش‌ها اصلاح نشود، تغییر روش به سبک زندگی حقیقی منجر نخواهد شد.

بنای زندگی بر اساس الگوی امام صادق ع

اما راهکار چیست؟ اگر سبک تابع زندگی است، آن زندگی، بینش و باور، چگونه باید ساخته شود؟ پاسخ را می‌توان در سیره عملی اهل بیت ع یافت.

در روایتی عمیق، از امام صادق ع پرسیدند: زندگی خود را بر چه اصولی بنا کردید؟ ایشان در پاسخ، به مجموعه‌ای از رفتارها یا سبک‌ها اشاره نکردند، بلکه فرمودند زندگی خود را بر پایه علم و معرفت، یعنی همان زندگی و بینش، بنا کردند.

امام فرمودند:
۱. دانستم (علم و بینش)، که روزی مرا دیگری نمی‌خورد، پس آرام شدم، (سبک و رفتار).
۲. دانستم (علم و بینش) که خدا مرا می‌بیند، پس حیا کردم (سبک و رفتار).
۳. دانستم (علم و بینش) که کار مرا دیگری انجام نمی‌دهد، پس تلاش کردم (سبک و رفتار).

این الگو، دقیق‌ترین نقشه راه برای احیای سبک زندگی اسلامی است. امام ع به ما می‌آموزد که آرامش، حیا و تلاش، که همگی ارکان سبک زندگی هستند، محصول یک سبک تحمیلی نیستند، بلکه نتیجه‌ی مستقیم یک زندگی مبتنی بر دانستن و یقین به رزاقیت، نظارت و عدالت خداوند هستند.

در پایان باید دانست تا زمانی که تمرکز رسانه‌ها، خانواده‌ها و نهادهای فرهنگی ما بر سبک، ظواهر، باشد و از اصلاح زندگی، بینش توحیدی، غفلت کنیم، در این نبرد گفتمانی شکست خواهیم خورد. راهکار، بازگشت به اصول است: ابتدا باید هویت اسلامی و باورهای بنیادین مبتنی بر علم و معرفت را در نسل جدید نهادینه کنیم. آنگاه سبک زندگی اسلامی نه به عنوان یک فرم تحمیلی، بلکه به عنوان میوه‌ی شیرین آن زندگی، خودبه‌خود شکوفا خواهد شد.

ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید