خانواده و خداناباوری فرزندان (1)

نمونه‌اي از عوامل غيرمعرفتي و ناهشيار دخيل در الحاد افراد، عدم حضور فيزيکي و مفيد پدر در کنار فرزندان است که در بين روان‌شناسان جديد به «نظرية پدر غايب يا ناكارآمد» (theory of Dysfunctional or Absent Father Figure) معروف است. بنجامين بيت هالامي (Benjamin Beit-Hallahmi)، استاد روان‌شناسي دانشگاه حيفا در پروفايل روان‌شناسي خود مي‌نويسد: بيش از نيمي از كساني كه قبل از قرن بيستم به الحاد گراييده‌اند، تجربة كودكي و بلوغ ناشاد داشته‌اند و يكي از والدين يا هر دوي آنها را از دست داده‌اند. اين فقدان در نحوة پرورش آنها و نگرش آنها نسبت به دين و خدا تأثير چشم‌گيري داشته است.
روان‌شناسان با مطالعه بر روي کساني که بدون پدر بزرگ شده‌اند به اين نتيجه مي‌رسند که فقدان پدر خوب، کارآمد و متعهد يا عدم رابطة خوب کودک و نوجوان با پدر پيامدهاي مختلفي نظير افت موفقيت تحصيلي، اعتماد به نفس کم، رشد خشونت و رفتارهاي مشکل‌زا، رشد مصرف مواد مخدر و رشد احتمال مشکلات جنسي در دوران بزرگ‌سالي دارد. اما، يکي از پيامدهاي مهم فقدان فيزيکي يا روحي پدر براي کودک، دوري از خدا و دين است؛ که در موارد بسياري به الحاد منجر مي‌شود.

منبع

ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید