شرایط سخت کاری کادر اداری و درمان دانشگاههای علوم پزشکی یکی از معضلاتی هست که در زندگی آنها مسائلی را ایجاد میکند که مورد مطالبه پرستارانی که اعتصاب کردند نیز بوده است. اما این مسئله زمانی حادتر میشود که خود کادر دانشگاههای علوم پزشکی هم این شرایط را سختتر میکنند.
در گذشته در خانه بهاری به سراغ یکی از فارغ التحصیلان رشته هوش بری رفته بودیم که در حال گذراندن طرح خود بودند و مسائل طرح این مادر را تحت عنوان «بررسی منطق بیمارستانها؛ یا طرح یا فرزند» منتشر کردیم. اما این بار روایت دردناک یک مادر را میخوانیم که فرزندش در معرض خطر از بین رفتن است اما کادر اداری دانشگاه علوم پزشکی شیراز با نیت نامعلوم در یک قانون رسمی کشور دست میبرند و با اجرای آن مقابله میکنند.
نام این شخص و رشته او پیش ما به دلیل اینکه بعد از گذراندن دوره بارداریشان بتوانند دوباره سرکار بگردند، محفوظ است. چرا که بارها شاهد این مسئله بودیم مدیران به جای برخورد با کارمندهای خطا کار، با کسانی که معترض به این خطاها هستند برخورد میکنند. این روایت را بخوانید:
قبل از اینکه باردار شوم از دوستان و کسانی که در حال گذراندن طرح بودند، مطالبی را در خصوص برخورد زننده و نامناسب کادر علوم پزشکی با کسانی که باردار شده بودند را شنیده بودم. به عنوان مثال یکی از دوستانی که طرح داشتند، همزمان باردار شدند. زمانی که برای درخواست دورکاری رفتند و مسئولین متوجه شده بودند که باردار شده به گفته بودند که «به چه حقی باردار شدی، ما باید از تو حتماً تعهد میگرفتیم که باردار نشوی و حساب کار دست بیاد.»
بنده خدا را اولش خیلی ترسانده بودند و تهدید کرده بودند که بیرون از طرح بزند و گفته بودند که «ما نیروی این مدلی نیاز نداریم» که به نظر میرسد نیت این بوده پرداختیهای زمان مرخصی زایمان را انجام ندهند و به گفته بودند که «نیروی تمام وقت نیاز داریم» که کاملاً خلاف قانون با او برخورد شده بود.
برای دور کاری دستور مدیر مستقیم ارجحیت دارد
این موارد را شنیده بودم و انتظار رفتار خوشایندی هم نداشتم و حس میکردم که نسبت به بارداری سازمان یک گاردی دارد. قبل از اینکه باردار بشوم از پشتیبانی سئوال کردم و از سازمان مرکزی هم سئوالاتی پرسیدم که شرایط بارداری و دورکاری به چه صورت هست.
در قوانین جوانی جمعیت چند ماده و بند مثلاً ماده 17 مختص مادران باردار شاغل هست که یند پ آن گفته شده است :« اعطای دورکاری به درخواست مادران باردار، حداقل به مدت چهار ماه در دوران بارداری در مشاغلی که امکان دورکاری در آنها فراهم است، الزامی است» یعنی حداقل 4 ماه باید به خانمی که خودش درخواست دور کاری دارد، مرخصی داده شود. برروی آن پارافی هم نیست که حتماً به تأیید مدیر یا تأیید مدیرکمیسیون باید برسد، این قانون الزامی هست و باید اجرا شود.
بنده پرسیدم که این قانون به چه صورت اجرا میشود، گفتند که خانمهای باردار که درخواست دورکاری زایمان دارند به کمیسیون پزشکی میروند و در این کمیسیون تصمیم گرفته میشود که چه میزان به این خانم دورکاری بدهند و به چه صورت و براساس تشخیص خودشان دور کاری میدهند، اما در نهایت مدیر مستقیم آن خانم هست که مشخص میکند که دور کاری به او میدهند یا خیر.
یعنی اگر مدیر مستقیم مخالفت کند با دورکاری، حتی اگر کمیسیون موافقت کرده باشد شما نمیتوانی دورکاری داشته باشی و برعکس اگر نظر مدیر موافق باشد حتی نیازی به رفتن به کمیسیون نداری. این طوری به بنده گفتند که انگاری دستور مدیر مستقیم ارجحیت دارد به رأی کمیسیون پزشکی.
دو شیفت کاری که به ازای آن غیبت رد شده بود!
در همین حد میدانستم. زمانی که باردار شدم شرایطی خاصی برای من پیش آمد. اطراف جفت خونریزی شده بود و جنین تهدید به سقط بود. دکتر برای من استراحت مطلق نوشتند که حدوداً دو ماهی هم کاملاً باید رعایت میکردم، حتی سوار ماشین هم نباید میشدم و بالا و پایین از پله و … ممنوع بود که دلیل این خونریزی را هم رفت و آمد از پله و فعالیت زیاد تشخیص داده شده بود.
برای این دو ماه مرخصی استعلاجی، کمیسیون پزشکی رفتم که موافقت شد. بعد از این مدت که خواستم که از فرصت 30 روز مرخصی استحقاقی استفاده کنم. هر نیرویی از فروردین تا اسفند هرسال فرصت دارد که 30 روز مرخصی استحقاقی بگیرد که این هم موافقت شد.
در تیر و مرداد که مرخصی تمام شده بود و باید سرکار میرفتم، شرایط مناسبی نداشتم و قصد داشتم از فرصت دورکاری استفاده کنم. با دکتر آزمند که مدیر مستقیم بنده بودند، صحبت کردم و برای دو ماه موافقت کردند. از تاریخی که قرار بر شروع دورکاری بود وظایف را مشخص کردند و کارها را سپردند.
در این تاریخی که من دورکاری نیاز داشتم، بخاطر گرما ساعت اداری کار از 6 تا 10 یا 11 صبح بود ولی کاری که به من داده شده بود به صورتی بود که از صبح تا ظهر و از ظهر تا شب به صورت دو شیفت در حال انجام کار بودم و گزارش کار میفرستادم.
تقریباً نیمههای مرداد به دکتر آزمند گفتم که کار اداری برای این دورکاری نیازی ندارد انجام دهم؟ چون تا حالا پیگیر کار اداری نشده بودم و نمیدانستم برای گرفتن دورکاری بارداری باید چه کاری انجام داد. احتمال میدادم که خود دکتر آزمند باید یک نامه بنویسند و یک درخواستی بدهند و ماجرا برای من حل شود.
اما عملاً برای من این روزهایی که داشتم دورکاری انجام میدادم، برای من در سیستم چون اثر انگشتی نمیزدم حدوداً این دو ماه داشت برای من غیبت رد میشد.
مقابله یک کارشناس برای اجرای قانون رسمی کشور
از طرفی طرح من 30 فروردین 1402 شروع شد که فروردین 1404 تمام میشد. در ماده 17 بند الف قانون جوانی جمعیت در خصوص مرخصی زایمان توضیح میدهد که 9 ماه هست و مادران بارداری که نیاز داشته باشند میتوانند از دو ماه پایانی بارداریشان تا 7 ماه بعد از زایمان، میتوانند مرخصی داشته باشند یا 9 ماه بعد از زایمان از این فرصت استفاده کنند.
حدوداً شهریور یا اوایل مهر دو ماه پایانی من بود که میخواستم با توجه به شرایطم از مرخصی زایمان استفاده کنم و به دکتر آزمند اطلاع داده بودم. قرار بود به بنده 2 ماه دورکاری بدهند که بعدش مرخصی زایمان من شروع شود که ایشان هم پذیرفتند.
برای کارهای اداری مرخصی زایمان تماس گرفتم با پشتیبانی که متوجه بشوم به چه صورت باید درخواست بدهم. اول که کارشناسها قوانین جمعیت را نخوانده بودند و نمیدانستند که همچین قوانینی هست. این کارشناس آقای «د» بودند که نمیپذیرفتند. به ایشان گفتم که شما دانلود کنید قانون جوانی جمعیت را که متوجه شوید به چه موضوعی اشاره میکنم.
بعد از این که ایشان مطالعه کردند باز هم نمیپذیرفتند و میگفتند که «شما اول تکلیف غیبتهایی که برای شما رد شده را مشخص کنید و بعد درخواست دیگری داشته باشید.» مرخصی استحقاقی را هر ماه یا هر دوماهی باز میکنند. به این صورت نیست که بتوانید در طول یکسال دسترسی داشته باشید.
به ایشان گفتم که شما دسترسی من را باز کنید که بتوانم مرخصی استحقاقی این 30 روز را رد کنم، که مشکل حل شود. موافقت کردند که این حل شد. فقط مسئله دو ماه دورکاری بود که آقای آزمند موافقت کرده بودند. برای این مسئله هربار که با آقای «د» تماس میگرفتم به یک بهانه کار من را عقب میانداختند و میگفتند که «کار شما اصلاً معلوم نیست که به چه صورتی شود، چون غیبت دارید.»
من میگفتم من دورکاری بودم و غیبتی نداشتم ولی کلاً بد برخورد میکردند و توجهی نمیکردند. میگفتند که حضوری بیاید که من شرایط حضوری رفتن را نداشتم و همسرم هم مسئلهای برای پدرشان پیش آمده بود که کلاً شیراز نبودند. برای آنها شرایط را توضیح دادم که باز هم توجهی نکردند و کاری را پیش نبردند.

پاسکاری برای مقابله با یک حق قانونی
با آقای «ح» از کارشناسهای معاون توسعه علوم پزشکی تماس گرفتم که کمک کردند و پیگیری هم انجام دادند برای حل مشکل این دو ماه دور کاری که برای بنده غیبت رد شده بود. ایشان میگفتند که دکتر خسروی مشاور معاون توسعه با دکتر تیموری که معاون پشتیبان دانشگاه هستند باید صحبت کنند و به همین منظور نامه درخواستی بنویسم و برای آقای «ح» بفرستم که انجام دادم.
گویا دکتر خسروی با دکتر تیموری هم صحبتی کرده بودند و برای این بنده خدا توضیح داده بودند که استفاده این قانون بسیار عادی هست و نیازی نیست که اشخاص را برای این قانون دور بزنند. به آقای «ح» میگفتم که بازهم کارشناسهای پشتیبانی توجهی نمیکنند، گفتند که درخواستی را بنویسم و برای کارگزینی بفرستم. درخواست را نوشتم و به همراه قانون برای آقای «ص» یکی از کارشناسهای کارگزینی ارسال کردم.
البته به آقای «ص» این نکته هم گفتم که نیاز دارم دو ماه مرخصی زایمان را زودتر بگیرم و نامه بنده را در گردش بذارند که کارم زودتر به نتیجه برسد. اما اصلاً مجاب نمیشدند و به من جواب دادند که «باید آقای «د» همان کارشناس پشتیبانی تصمیم بگیرند و من هیچ کاری نمیتوانم برای شما انجام بدهم و با ایشان صحبت کنید.»
با آقای «د» هم که صحبت میکردم کلاً اهمیتی نمیدادند و اذیت میکردند و وقتی گفتم که نامه فرستادم، گفتند نامه کجاست گفتم که پیش آقای «ص» کارشناس کارگزینی هست، حتی نامه را هم ندیده بودند و هیچ کاری انجام نمیدادند. هر روز فقط اذیت میکردند و وقت را هدر میدادند.
به آقای «ح» کارشناس معاون توسعه گزارش دادم و ایشان گفتند که حق ندارند این کار را انجام بدهند و قانون هست و حق شما. ایشان هم تا جایی که میتوانستند پیگیری کردند ولی وقتی پشتیبانی انقدر محکم در مقابل قانون ایستاده بود، کاری پیش نمیرفت.
از حق اصلیام گذشتم، قانون را اجرا کنید
با توجه به این شرایط از این دو ماه مرخصی زایمان که بنده الف ماده 17 قانون جوانی جمعیت بود و حق طبیعی من گذشتم. من دوباره درخواست همان دورکاری را داشتم که دو ماه پایانی دورکاری را انجام دهم که آقای آزمند به بنده گفتند که از سمت پشتیبانی با او تماس گرفتند که من حتماً باید حضوری بروم و جوابگو باید باشم برای دورکاری.
من حضوری رفتم پیش آقای بازجو که به من گفتند که اصلاً این دوماه دورکاری من که با تأیید مدیر مستقیم بود، تأیید نمیشود و باید بروم به کمیسیون پزشکی و فقط با تأیید کمیسیون به من دور کاری میدهند. توضیح دادم که طبق قانون وقتی مدیر مستقیم من تأیید کرده دلیلی ندارد که کمیسیون پزشکی بروم، چرا باید مراجعه کنم وقتی درخواست مرخصی استعلاجی ندارم.
درخواستم که همراه با پاراف دکتر آزمند بود و نشان از تأییدیه ایشان را به دکتر بازجو دادم و ایشان نپذیرفتند و گفتند که همان صحبتی که گفتند هست و اصلاً قبول نمیکنند، مگر اینکه کمیسیون تأیید کند.
با آن شرایطم حضوری رفتم کمیسیون و پیگیر شدم از دکتر قاضی پور که رئیس کمیسیون پزشکی دانشگاه علوم پزشکی بودند. ایشان گفتند که «اصلاً نمیتوانیم برای ماقبل یعنی تیر و مردادماه تصمیم بگیریم و رأی صادر کنیم، ما میتوانیم از شهریور به بعد برای دور کاری شما تصمیم بگیریم.»
این مسئله را به دکتر بازجو گفتم و ایشان قبول کردند و میگفتند که «خود شما پیگیر نبودید و باید پیگیر کار اداری میشدید و ما دور کاری شما را قبول نمی کنیم.» معترض شدم که من از کجا باید متوجه میشدم این حرفی که شما ادعا میکنید، هست. من طبق قانون و تحقیقی که گذشته کردم، فکر میکردم وقتی مسئول من این مورد را تأیید کند، مشکلی نیست و همین کافی هست.
قطع حقوق و بیمه سر هیچ و پوچ! خروج اجباری هم قوز بالای قوز
پشتیبانی دانشگاه بنده رو در شرایطی قرار داده بود که دیگر نمیدانستم باید چه کاری انجام بدهم و به هیچ وجه با من همکاری نمیکردند تا این که دوباره با آقای «ح» صحبت کردم و ایشان گفتند که نامه بنویسم به دکتر هاشمی معاون توسعه دانشگاه و شرایط را مطرح کنم.
این همزمان شده بود با اینکه پشتیبانی حقوق و بیمه من را قطع کرده بودند و داشتند به این صورت با من لجبازی هم میکردند، در صورتی که دکتر آزمند هم بارها گفته بودند با موافقت ایشان من دورکاری انجام دادم.
تصمیم گرفتم از سمت دانشگاه پیگیری کنم و هرچه نامه میزدم گردش میخورد بین چند نفر و به پشتیبانی میرسید و به خانم «ج» که مسئول حضور و غیاب ساختمان لوله بودند. به ایشان که میرسید کلاً همه چیز منحل میشد و انگار نامهای نزدم و با شرایطی که داشتم حضوری میرفتم و از پلهها بالا پایین میرفتم که خطر هم داشت ولی پیگیری میکردم و دائم من را از این اتاق به آن اتاق رجوع میفرستادند و جواب سربالا میدادند و باز به هیچ نتیجهای نمیرسیدم.
خانم «ج» مسئول حضور و غیاب هم که شرایط من را میدیدند و اطلاع داشتند، بازهم کمکی نمیکردند و میگفتند که هر تصمیمی که پشتیبانی بگیرد و انگار قانون هم برای آنها مهم نبود. در حین اینکه پیگیر بودم دکتر آزمند به من اطلاع دادند که باید بروم تخلفات ساختمان مرکزی و از آن جا من را خواسته بودند.
در بخش تخلفات به من گفتند که پشتیبانی به ما نامه زدند و در آن قید شده که شما غیبت داشتید و پیگیری نکردید برای این غیبتها و از ما خواستار این شدند که خروج از طرح شما را پیگیری کنیم. هم حقوقم و هم بیمه را قطع کرده بودند و الان میخواستند اجباری من را از طرح خارج کنند. البته این به نفع این بزرگواران بود چون حقوق و مزایای دوران بارداری و زایمان را دیگر نیازی نبود پرداخت کنند.
به بخش تخلف توضیحات را دادم و نامه مسئول مستقیم را نشان دادم که به من گفتند که اگر از همان بخش پشتیبانی به ما نامهای بزنند و منحل کنند، این مسئله تمام میشود. همان روز که تخلفات رفتم، دفتر دکتر خسروی مشاور معاون توسعه دانشگاه هم رفتم و خیلی اتفاقی شرایطی فراهم شد که بتوانم با دکتر خسروی حضوری صحبت کنم.
حرف مشاور عالی هم برای خانم مسئول مهم نبود!
برای دکتر خسروی شرایط را توضیح دادم، از نوع عملکرد پشتیبانی و نامه تخلف و اتفاقات کمیسیون و قانون را کامل توضیح دادم. دکتر خسروی ناراحت شدند و از کارشناسشان آقای «ن» پیگیری کردند که ایشان هم کامل اطلاع داشتند و نامه هایی که من برای دکتر هاشمی نوشته بودم به دست ایشان هم رسیده بود و حضوری هم پیگیری کرده بودم از او و گفته بودند که نمیشود کاری کرد که البته خانم «ج» به او گفته بودند کاری نمیشود کرد.
پس از مکالماتی این کارشناس هم گفتند که ما خودمان به قانون، رأی کمیسیون را اضافه کردیم که دکتر طلب کار شدند که یعنی چی خودمان اضافه کردیم و این وظیفه کمیسیون پزشکی نیست. این کارشناس گفتند که تنها راه حل این مشکل این هست که دکتر خسروی یا رئیس دانشکده پزشکی شخصاً بنویسند که دورکاری ایشان بدون رأی کمیسیون مورد تأیید است که دکتر خسروی هم با رئیس دانشکده پزشکی صحبت کردند و ایشان هم پذیرفتند که نامه بزنند و مسئله حل میشود.
دکتر آزمند که پیگیری کرده بودند از آقای نبوی زاده رئیس دانشکده پزشکی که ایشان گفته بودند که حتماً باید پاراف و نوشته دکتر خسروی باشد تا کاری انجام دهند که دوباره رفتم دفتر دکتر خسروی و پایین نامه من پاراف نوشتند و دوباره منشی نامه را در گردش گذاشتند.
پیگیر که شدم دوباره نامه رسیده بود به خانم «ج» که دوباره رفتم پیش ایشان گفتم نامه را بررسی کنند و خانم «ج» نامه را چک کردند و گفتند که «این دستوری نیست و فقط گفته شده که مساعدت شود و این به معنای قبول دورکاری بدون رأی کمیسیون نیست و شما الکی پیگیر نباشید و طبق روال قبل هست و من دستوری حساب نمیکنم این نوشته آقای خسروی.»
دکتر خسروی گفته بودند که این رأی کمیسیون که سرخود به قانون اضافه شده و دست برده شده در قانون باید حذف شود و به همه جا ابلاغ شود و در رأس کار قرار بگیرد. دوباره رفتم دفتر دکتر خسروی و گفتم که گفتند پیگیری نمیکنند که سریع کارشناس مربوطه را فراخواندند و در دفتر آقای هاشمی جلسه گذاشتند و تصمیم بر این شد که با تأیید یک پزشک معتمد دانشکده این قانون اجرا شود و به همه بخشها ابلاغ شود که دیگر نیازی به رأی کمیسیون پزشکی نیست.
کارشناسی که بازهم کار راه نمیانداخت
قرار بر این شد که نامه ارسال شود به دانشکده و پشتیبانی تا مشکل حل شود. دو روز بعد از ارسال نامه از پشتیبانی با من تماس گرفتند که باید حضوری بروم پشتیبانی پیش آقای «د» که همهی داستان از ایشان شروع شده بود. ایشان به من گفتند که ابلاغیه تخلف شما آمده و شما باید ابلاغیه تخلف را امضا کنید و پیگیر شوید که من به ایشان گفتم که دکتر خسروی دستور گذاشتند و نامه در گردش هست و شما باید این را چک کنید و این تخلفاتی که شما بابتش نامه زدید حل شده و من نامه را امضا نکردم.
آقای «د» میگفتند «حتماً باید امضا کنید و این حرفی که میزنید مورد قبول نیست» و خیلی بد برخورد کردند و به من میگفتند که «باید امضا کنید و ببرید بخش تخلفات و برید دادگاه و آنجا دفاعیه کنید تا تصمیم بگیرند و نتیجه دادگاه را باید برای من بیارید.» به او گفتم که این مسئله حل شده و چرا باید این را امضا کنم و وارد این پروسه شوم و آقای «د» به من فشار میآوردند که باید امضا کنید یا پشت این برگه بنویسید که امضا نمیکنید و ما این نامه را ما به شما ابلاغ کردیم.
حتی حاضر به پیگیری از هیچ کسی نبودند که متوجه شوند این مسئله حل شده است. با کلی اصرار تماس گرفتند با کارشناس دکتر خسروی که ایشان گفتند که اصلاً نباید من امضا کنم و از پشتیبانی باید نامه به یخش تخلفات بزنند که این مسئله حل شود.
بعد از آن آقای «د» کوتاه آمدند و به من هم یاد دادند که چطور دورکاری را وارد کنم. تا پایان زمان مورد نظر دورکاری را انجام میدادم و وارد هم میکردم و تأیید هم میشد. الحمدلله ابلاغیه مربوط به دورکاری بارداری سریع به تمام دانشگاه منتشر شد و یکی دیگر از همکاران ما هم که باردار شده بودند به راحتی از این فرصت چهار ماه دورکاری استفاده کردند.
دختری که قدمش برای همهی مادران با برکت بود
الان این قانون درحال اجرا است و مسئله دورکاری من حل شده و البته مرخصی زایمان را هم تأیید کردند و الان در بازهی مرخصی زایمان هستم. این دو هفتهای که بین دانشکده پزشکی و ساختمان مرکزی پیاده در رفت و آمد بودم تا این قانون اجرا شود، بابت سختی و فشاری که این رفت و آمد برای من داشت که این را فقط یک خانم باردار که در شرایطش هم خاص باشد، متوجه میشود، پزشکم باز هم استراحت مطلق نوشتند چون دخترم دچار مسئله شده بود.
اگر شما هم در هر جای ایران عزیز دچار مسئلهای مشابه هستید، میتوانید مسئله خود را با تیم خانه بهاری جهت پیگیری در میان بگذارید.






