روایتی از یک دختر قهرمان
انگار خداوند او را آفریدهبود تا روزی روی ویلچر بنشیند و با قدرت هرچه تمام نیزه را پرتابکند به دور دورها؛ آنقدر دور که سهمش مدال المپیک باشد. او میگوید: «استعداد و توانایی یک طرف قضیه است و تمرین و سخت کوشی یک طرف دیگر. من واقعا با تمام توان تمرین میکردم.


