چرا گفت‌وگو با همسر دشوار می‌شود؟/گفتگو با همسر ضامن ثبات خانواده و سلامت روان زوجین

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خانه بهاری، کلافه و سردرگم است، حوصله ندارد، حس اینکه شوهرش به عنوان مرد خانه نتوانسته شنونده خوبی باشد برایش یک معضل بزرگ شده است، اما خودش هم مهارت کافی برای گفتگو با همسرش را ندارد، بسیاری از رنجش هایی را که همراه دارد حتی از ذهن همسرش عبور نکرده؛ چراکه هیچ وقت متوجه نشده و از طرف زنش مطرح نشده اند که حتی بداند…

گفتگو همواره چاره ساز مشکلات است؛ چراکه فرصت مطرح شدن موضوعاتی را فراهم می سازد که اگر عنوان نشوند، مانند یک زخم کهنه کار را به ناکجا می کشاند.

در این میان گفتگوی موثر زوجین نقش کلیدی در ایجاد یک ارتباط موثر، رفع دلخوری و سوتفاهم ها و … می شود.

در این گزارش با یک مشاور خانواده و یک روانشناس تربیتی به گفتگو پرداخته ایم که امیدواریم به ایجاد مسیری برای گفتگوی موثر با همسر برایتان چاره ساز باشد:

بخش بزرگی از زوج‌ها تنها وقتی حرف می‌زنند که تعارض به نقطه انفجار رسیده است

مرضیه حسن زاده، مشاور خانواده در همین خصوص در گفتگو با خبرنگار ما می گوید: در هر رابطه انسانی، گفت‌وگو صرفاً وسیله‌ای برای انتقال اطلاعات نیست، بلکه سازوکار اصلی برای شکل‌گیری پیوندهای عاطفی، شناختی و روانی میان دو نفر است.

وی می افزاید: پژوهش‌ها نشان می‌دهند که کیفیت گفت‌وگو، با رضایت زناشویی، ثبات خانواده، سلامت روان زوجین و رشد هیجانی فرزندان رابطه مستقیم دارد؛ با این حال، بخش بزرگی از زوج‌ها در عمل نمی‌توانند «حرف بزنند»، یا تنها وقتی حرف می‌زنند که تعارض به نقطه انفجار رسیده است.

به گفته این مشاور خانواده، این دشواری، نه از ناتوانی ذاتی افراد، بلکه از مجموعه‌ای پیچیده از عوامل فرهنگی، تربیتی، روانی و شناختی ناشی می‌شود که در ساختار شخصیت و روابط انسانی ریشه دوانده‌اند؛ هنگامی که فرد وارد زندگی مشترک می‌شود، نظام ارتباطی درونی‌اش را از خانواده و فرهنگ به همراه می‌آورد، یعنی سبکی که در آن یاد گرفته چگونه احساساتش را ابراز کند، چگونه به دیگران گوش دهد و چگونه با تعارض مواجه شود؛ در بسیاری از خانواده‌های ایرانی، گفت‌وگو در معنای واقعی آن، جایگاه تثبیت‌شده‌ای ندارد و کودکان غالباً در فضایی رشد می‌کنند که سکوت بر خشم ترجیح داده می‌شود و «تحمل» به عنوان فضیلت آموزش داده می‌شود.

دکتر حسن زاده با اشاره به اینکه والدین از فرزندان انتظار دارند احساسات منفی خود را کنترل کنند، اظهار می کنند: والدین خود نیز کمتر نمونه‌ای از گفت‌وگوی سازنده درباره احساسات را ارائه می‌کنند و نتیجه این نوع تربیت، نسلی است که از نظر عاطفی باسواد نیست؛ یعنی نمی‌توانند احساسات خود را به زبان تبدیل کنند، از آنها بترسند و به جای بیان، عقب‌نشینی یا انفجار را انتخاب کنند.

وی ادامه می دهد: چنین افرادی در بزرگسالی، با هر اختلافی در رابطه زناشویی، به جای مکالمه، یا سکوت می‌کنند یا در مسیر حمله و تقابل قرار می‌گیرند.

حسن زاده ترس از آسیب‌پذیری را یکی از بنیادی‌ترین علل دشواری گفت‌وگو با همسر می داند و می گوید: انسان وقتی احساسات و نیازهایش را بیان می‌کند، خود را در معرض قضاوت، رد یا بی‌اعتنایی دیگری قرار می‌دهد؛ در فرهنگ‌هایی که وابستگی عاطفی به‌عنوان ضعف تلقی می‌شود، این ترس تشدید می‌شود و افراد ترجیح می‌دهند نارضایتی‌ها را پنهان کنند تا مبادا به عنوان «شاکی»، «ناسپاس» یا «ضعیف» دیده شوند، اما سکوت دائمی، نوعی انزوا درون رابطه می‌سازد؛ فرد در ظاهر با دیگری زندگی می‌کند، اما روانش جدا می‌شود.

این مشاور حوزه خانواده می افزاید: در مراحل بعد، گفت‌وگو معنایش را از دست می‌دهد، زیرا رابطه از بستر همدلی به میدان رقابت یا بی‌تفاوتی بدل می‌شود؛ در این نقطه، حتی ساده‌ترین بحث‌ها در میان زوج‌ها با الگوهای تدافعی و سوگیری‌های شناختی مانند ذهن‌خوانی، پیش‌بینی منفی و تعمیم افراطی آمیخته است، این الگوهای ذهنی گفت‌وگوی سالم را ناممکن می‌سازند، زیرا پیش از آنکه واژه‌ای ردوبدل شود، ذهن‌ها در برابر هم سنگر گرفته‌ و آنها را از اقدام به گفتگو بازمی‌دارد.

سردرگمی زوجین نتیجه عدم گفتگوی موثر

وی پیامد این چرخه را کاهش تدریجی احساس صمیمیت، کاهش اعتماد و افزایش فاصله روانی میان همسران می داند و عنوان می کند: مسائل کوچک که در ابتدا قابل حل بودند، با انباشته شدن، به کلاف سردرگمی تبدیل شده و احتمال وقوع مشاجرات ناگهانی و ویرانگر را افزایش می‌دهند؛ این وضعیت، اغلب با احساس تنهایی در کنار همسر، سردی، بی‌تفاوتی و در نهایت، کاهش چشمگیر رضایت از زندگی مشترک همراه است.

حسن زاده ادامه می دهد: این بحران محدود به زوجین نمی‌ماند؛ کودکانی که در معرض سکوت پرتنش یا تعارضات حل‌نشده والدین قرار دارند، اغلب یاد می‌گیرند که گفت‌وگو امری خطرناک است و با الگوی ناکارآمدی از ارتباط بزرگ می‌شوند؛ آنها نه تنها درک عمیقی از هیجانات خود ندارند، بلکه امنیت روانی و ثبات هیجانی‌شان نیز دچار اختلال می‌شود؛ در بزرگسالی، همین کودکان در روابطشان یا ارتباطی سطحی برقرار می‌کنند یا درگیر تعارض‌های مکرر می‌شوند، زیرا در کودکی یاد نگرفته‌اند چگونه درباره احساسات و خواسته‌ها حرف بزنند بدون آنکه احساس خطر کنند.

به گفته این مشاور در بعد اجتماعی نیز، ناتوانی در گفت‌وگو با همسر، پیامدهایی فراتر از مرز خانواده دارد؛ فردی که در امن‌ترین رابطه‌اش قادر به ابراز خود نیست، معمولاً در محیط کار یا اجتماع نیز از بیان خواسته‌هایش، دفاع از دیدگاهش یا برقرار کردن ارتباط اصیل با دیگران ناتوان است و این وضعیت به کاهش اعتماد به نفس اجتماعی، روابط سطحی و تمایل به انزوا منجر می‌شود.

حسن زاده می افزاید: به این ترتیب، مشکل گفت‌وگو در خانواده، به تدریج به موضوعی اجتماعی تبدیل می‌شود که بر کیفیت ارتباط انسانی در سطح جامعه تأثیر می‌گذارد؛ عبور از این چرخه نیازمند یادگیری و تمرین است، زیرا گفت‌وگو مهارتی ذاتی نیست، بلکه شرطی آموزشی دارد؛ یعنی زوج‌ها باید محیطی امن برای گفت‌وگو بسازند، البته نه زمانی که ذهنشان درگیر خستگی یا اضطراب است، بلکه باید لحظاتی آگاهانه برای شنیدن و بیان ایجاد کنند.

وی ارتباط سازنده را مستلزم تغییر زبان درونی از «اتهام» به «درک» دانسته و می گوید: گفتن «من احساس بی‌توجهی می‌کنم وقتی کمک نمی‌گیریم»، بسیار مؤثرتر از گفتن «تو هیچ وقت کمک نمی‌کنی» است و این تغییر کوچک در زبان، جهت‌گیری روانی گفت‌وگو را از حمله به همدلی منتقل می‌کند.

تمرین گفت‌وگو باید مستمر باشد، نه محدود به لحظه بحران

حسن زاده معتقد است که گوش دادن فعال، یعنی توجه به احساسات پشت کلمات که گام ضروری دیگر است و با ارائه جزییات بیشتری می گوید: بسیاری از افراد شنیدن را با دفاع یکی می‌دانند، در حالی که شنیدن واقعی یعنی توان پذیرش دیدگاه دیگری بدون قضاوت فوری.

وی تاکید می کند: تمرین گفت‌وگو باید مستمر باشد، نه محدود به لحظه بحران؛تمرین‌های کوتاه و روزانه، مثلاً چند دقیقه در مورد احساسات روز یا اتفاقات کوچک، ساختار ارتباط را زنده نگه می‌دارد.
این مشاور خانواده همچنین معتقد است که گفت‌وگو مهارتی است که هرچه به صورت عادت درآید، احتمال بقا و رضایت رابطه را بیشتر می کند.

حسن زاده کسب مهارت گفتگو را برای افراد مجرد نیز حیاتی دانسته و عنوان می کند: زیرا بسیاری از مشکلات زناشویی از الگوهای ارتباطی پیشین ناشی می‌شوند؛ اما فرد می‌تواند از هم‌اکنون که مجرد است با پرورش سواد هیجانی، تمرین نام‌گذاری احساسات و نوشتن روزانه عواطف خود، زمینه رشد ارتباطی‌اش را بسازد.

گفت‌وگو به معنای دیدن، شنیدن و پاسخ دادن به واقعیت روانی دیگری است

وی تمرین «نه گفتن»، «درخواست کردن» و «پرسیدن» در فضایی محترمانه را گامی در جهت آمادگی برای رابطه سالم آینده عنوان می کند و می گوید: شناخت الگوهای خانوادگی و واکاوی نحوه واکنش والدین در مواجهه با تعارض، به فرد کمک می‌کند تا آگاهانه سبک ارتباطی خود را بازسازی کند و در کنار این، مطالعه نظام‌مند آثار علمی در حوزه زوج‌درمانی، ارتباط غیرخشونت‌آمیز و هوش هیجانی، افق‌های عملی برای شکل دادن به زبان احساسی و گفت‌وگوی بالغ فراهم می‌سازد.

حسن زاده تصریح می کند: در نهایت، گفت‌وگو نه ابزاری برای حل بحران بلکه فرآیندی برای تغذیه روزانه رابطه است؛ زوج‌هایی که از ابتدا در مسیر همدلی و گفت‌وگو حرکت می‌کنند، نه تنها مانع از فرسایش عاطفی می‌شوند، بلکه بستر رشد شخصی و روانی یکدیگر را تقویت می‌کنند؛ همچنین بسیاری از خانواده‌های ایرانی سرشار از عشق و فداکاری‌اند، اما اغلب فاقد ابزار ابراز آن هستند.

وی ادامه می دهد: یادگیری گفت‌وگوی سازنده یعنی آموختن چگونگی تجلی عشق، نه فقط احساس آن؛ گفت‌وگو به معنای دیدن، شنیدن و پاسخ دادن به واقعیت روانی دیگری است، نه بازتاب خشم یا دفاع از خود؛ وقتی زوج‌ها این مسیر را بپیمایند، خانواده نه صحنه تحمل، بلکه میدان رشد متقابل می‌شود که این رشد، نه تنها ثبات رابطه را تضمین می‌کند، بلکه الگویی برای نسل آینده خواهد بود تا بداند عشق واقعی، در بیان محترمانه و شنیدن صادقانه متولد می‌شود.

این مشاور حوزه خانواده می افزاید: به همین دلیل، گفت‌وگو باید نه به عنوان تکلیف اجباری، بلکه به عنوان یک هنر و دانش انسانی در فرهنگ خانواده نهادینه شود؛ هنری که می‌تواند ریشه بسیاری از رنج‌های خاموش را التیام بخشد و از عشق، معنایی پایدار و بالغ بسازد.

اصول و مهارت گفتگو قابل آموزش است

اینکه به هر دلیلی زوجین نتوانند گفتگوی موثر داشته باشند به این معنا نیست که به بن بست خورده امد، زیرا گفتگوی موثر اصولی دارد که قابل آموزش است و با بهره گیری از کارشناسان امر می تواند آموخته شود.

دکتر سمیرا راه پیما، دکتری روان شناسی تربیتی و عضو هیئت علمی موسسه آموزش عالی زند شیراز با اشاره به ناتوانی زوجین در گفتگو با یکدیگر به عنوان یک مشکل اصلی می گوید: علی‌رغم اینکه در روابط زوجین بر لزوم تعامل و گفت‌‌و‌گوی صحیح، صحبت از نیازها، احساسات و مسائل و مشکلات موجود در زندگی مشترک تأکید بسیار می‌شود، متأسفانه بسیاری از مواقع در جلسات مشاوره شاهد آن هستیم که مشکل اصلی زوجین به ناتوانی آنان در برقراری یک ارتباط صحیح و گفت و گو پیرامون مسائل و مشکلاتشان مربوط می شود.

وی می افزاید: در ریشه یابی این مسئله معمولا به چند عامل برمی خوریم که در اینجا به ذکر برخی از این موارد می پردازیم.

راه پیما اضافه می کند: گاهی اوقات زوجین به صورت غیرواقع بینانه بدون صحبت کردن در رابطه با مسئله و مشکل موجود یا بدون در میان گذاشتن نیاز، خواسته یا احساسات خود با همسرشان از طرف مقابل خود انتظار دارند که با ذهن خوانی بدانند که موضوع چیست؛ برای مثال زمانی که مراجعی ناراحتی خود را بابت یکی از رفتارهای همسرش در جلسه مشاوره مطرح می کند، از او پرسیده می شود که آیا تا به حال به همسرت هم گفته ای که این رفتار تو را آزرده می کند؟ گاهی با این جواب مراجع روبرو می شویم که «خودش باید بداند»، یا اینکه «یعنی نمی داند که این رفتار مرا ناراحت می کند؟»؛ در صورتی که بدون گفت و گو و صحبت کردن با دیگران، آنها به آنچه در دورن ما می گذرد آگاهی پیدا نمی کنند و آن مسئله حل نشده باقی می ماند.

وی ادامه می دهد: از طرفی، گاهی اوقات زوجین به دلیل ضعف در مهارت‌های ارتباطی و در نظر نگرفتن برخی از ملاحظات در گفت‌و گو و تعامل با همسر خود نمی توانند ارتباط و گفت‌وگوی صحیحی را شکل دهند که علت آن می تواند شامل در نظر نگرفتن زمان و مکان مناسب برای گفت‌و‌گو باشد؛ برای مثال زمانی که دو طرف یا یکی از زوجین خسته و بی حوصله هستند، یا انتخاب مکانی شلوغ که دیگران از جمله خانواده ها حضور دارند، فرصت مناسبی برای گفت و گو نیست و معمولا در این شرایط ارتباط درستی شکل نمی گیرد.

این روانشناس تربیتی عدم توجه به لحن و تن صدای مناسب هنگام گفت و گو با همسر و عدم توجه کافی به حرف های طرف مقابل را نیز در انجام گفتگوی موثر دخیل می داند و می گوید: برای مثال کارکردن با موبایل زمانی که طرف مقابل در حال صحبت کردن است یا قطع کردن حرف های او، عدم همدلی و درک کافی احساسات وی، قضاوت کردن، توهین، تمسخر، سرزنش کردن و نصیحت کردن طرف مقابل از دیگر موانع ارتباطی است که به رابطه و گفتگوی موثر آسیب می زند.

وی تاکید می کند: عدم توجه به این موارد باعث شکست در گفت و گو و برقراری یک ارتباط درست می شود و با در نظر نگرفتن هر یک از موارد فوق هنگام گفت و گوی زوجین، نه تنها مشکل موجود که موضوع گفت و گو بوده است حل نمی شود، مشکلات دیگری را به همراه می آورد و چه بسا یکبار تجربه ناموفق در این زمینه، می تواند زوجین را به این نتیجه برساند که سکوت و صحبت نکردن در رابطه با مسائل موجود بهتر از صحبت کردن و گفت و گو با همسر است؛ در صورتی که این واکنش می تواند بسیار مخرب و آسیب زننده باشد.

راه پیما ادامه می دهد: با این حال، جای امیدواری است؛ چرا که این اصول و مهارت ها قابل آموزش هستند؛ زوجین می توانند با مطالعه کتاب های خودیاری در این زمینه، تمرین اصول و کمک گرفتن از یک مشاور با تقویت مهارت های ارتباطی خود زمینه را برای برقراری یک ارتباط سالم و موثر فراهم آورند.

همراهان گرامی، در این گزارش به دلیل اهمیت نقش گفتگو در یک زندگی زناشویی موفق به بررسی اینکه چرا زوج ها مهارت گفتگو ندارند پرداختیم که امیدواریم برای شما کارآمد باشد؛ توصیه ما این است که گفتگو با همسر را جدی بگیرید و اگر مهارت کافی برای آن ندارید از کمک متخصصان و مشاوران خانواده بهره مند شوید.

گزارش از: مریم شمالیان

ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید