وطن دوستی بدون شعارزدگی
در روزهایی که خیابانها پر از پرچم میشود و سرودهای حماسی از تلویزیون پخش میگردد سوال مهمی در ذهن بسیاری از والدین شکل میگیرد که چگونه حس تعلق به این آب و خاک را به نسل جدید منتقل کنیم؟ نسلی که هویتش با اینترنت جهانی گره خورده، اخبار مهاجرت را میشنود و با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم میکند. در واقع او دیگر با روشهای سنتی و سخنرانیهای خشک هیجانزده نمیشود. برای نوجوان امروز وطندوستی نباید یک تکلیف اجباری باشد بلکه باید یک حس درونی و عمیق باشد. حسی شبیه به دوست داشتن مادر که حتی اگر پیر و رنجور شود باز هم عزیزترین است.
بسیاری از کارشناسان تربیتی معتقدند که بزرگترین آسیب در مسیر آموزش مفاهیم ملی شعارزدگی است. وقتی وطن را فقط در قالب کلمات اغراقآمیز معرفی کنیم اما در عمل چیزی نشان ندهیم کودک دچار تناقض میشود. این گزارش به دنبال راهکارهایی است که عشق به ایران را از لایه سطحی شعارها عبور داده و به لایه عمیق سبک زندگی وارد کند.
اولین گام برای ایجاد عشق به میهن، درک کارکرد روانی آن است. وطن فقط یک محدوده جغرافیایی نیست بلکه لنگرگاه هویت انسان است. روانشناسان میگویند نوجوانانی که احساس تعلق ملی پایینی دارند بیشتر دچار افسردگی و بحران هویت میشوند. آنها مثل برگهایی در باد هستند که نمیدانند به کجا تعلق دارند.
باید به فرزندانمان بیاموزیم که ایران ریشه آنهاست. درخت بدون ریشه شاید مدتی سبز بماند اما با اولین طوفان میافتد. آموزش وطندوستی در واقع مقاوم کردن فرزندان در برابر حس بیارزشی است. وقتی کودک بداند که پشت سرش هزاران سال تمدن، فرهنگ، علم و هنر ایستاده است احساس غرور میکند و این غرور عزت نفس او را میسازد.
نکته ی دیگر آنکه نمیتوان عاشق چیزی شد که آن را نمیشناسیم. بسیاری از کودکان ما پایتخت کشورهای اروپایی را میشناسند اما نمیدانند خلیج فارس چه شکوهی دارد. وطندوستی از طریق تجربه حسی به دست میآید.
به جای اینکه مدام بگوییم ایران خوب است ایران را به آنها نشان دهیم. سفرهای خانوادگی هدفمند به جای تکرار مسیر شمال. بازدید از موزهها و دیدن معماریهای شگفتانگیز اصفهان و یزد و شیراز و یا حتی تماشای مستندهای طبیعتگردی ایران بذر محبت را در دل کودک میکارد. کودکی که بداند یوزپلنگ ایرانی چقدر کمیاب است برای حفظ محیط زیست کشورش تلاش میکند. نوجوانی که بداند ستونهای تخت جمشید یا گنبد مسجد شیخ لطفالله با چه مهندسی دقیقی ساخته شدهاند به ایرانی بودن خود افتخار میکند. در حقیقت عشق زاییده شناخت است.
از دیگر سو یکی از چالشهای بزرگ والدین مواجهه با گلایههای فرزندان است. نوجوان میگوید اگر ایران خوب است چرا تورم داریم؟ چرا هوا آلوده است؟
پاسخ اشتباه انکار مشکلات یا برخورد خشن است. پاسخ درست آموزش تفاوت بین نقد و نفرت است. باید به فرزندمان یاد بدهیم که وطن مثل خانه ماست. اگر سقف خانه چکه کند یا دیوارش ترک بردارد ما خانه را آتش نمیزنیم یا ترکش نمیکنیم بلکه آستین بالا میزنیم و تعمیرش میکنیم.
به او بگوییم کسی که کشورش را دوست دارد حق دارد از مشکلات ناراحت باشد. اتفاقا چون دوستش دارد ناراحت میشود. اما راه حل قهر کردن نیست. این منطق برای نسل جدید که ذهنی تحلیلگر دارد بسیار پذیرفتنیتر از تعصب کورکورانه است. ما باید نسلی تربیت کنیم که مطالبهگر باشد تا ایران را آباد کند نه نسلی که ناامید باشد و منتظر فرصتی باشد برای فرار از کشورش.
همچنین هویت ملی با قصهها زنده میماند. کودکان ما مرد عنکبوتی و بتمن را میشناسند چون برایشان قصه گفتهاند. ما اما برای معرفی آرش کمانگیر، رئیسعلی دلواری، شهید باکری یا میرزا کوچک خان چه کردهایم؟
قهرمانان ملی، ستونهای وطندوستی هستند. وقتی برای کودک تعریف میکنیم که خلبانی مثل شهید دوران چطور برای حفظ امنیت آسمان این کشور جانش را داد. یا دانشمندان هستهای ما چطور برای پیشرفت علم تلاش کردند او هم مفهوم فداکاری برای وطن برایش ملموس میشود. این داستانها باید با زبان جذاب و هنری بیان شوند نه با زبان خشک کتابهای درسی نکته ی مهم دیگر ای است که وطندوستی نباید فقط در حد حرف باقی بماند. یکی از بهترین راههای آموزش عملی، فرهنگ خرید است. وقتی پدر و مادری با افتخار جنس باکیفیت ایرانی میخرند و به فرزندشان توضیح میدهند که با این خرید کارگران هموطنمان هم شغل دارند کودک درس بزرگی میگیرد.
میتوانیم به کودکان یاد بدهیم که لوازم تحریر یا اسباببازی ایرانی بخرند. این کار حس مشارکت در ساختن کشور را به آنها میدهد. وطندوستی یعنی ترجیح دادن منافع جمعی مردم کشور. این یک تمرین اخلاقی بزرگ است.
البته باید توجه داشت که آموزش وطندوستی در عصر جهانی شدن کار دشواری است اما غیرممکن نیست. کلید موفقیت هم صداقت است. اگر میخواهیم فرزندانمان عاشق ایران باشند باید خودمان عاشقانه و مسئولانه رفتار کنیم. پدر و مادری که در ترافیک به قانون احترام میگذارند. در طبیعت زباله نمیریزند و با احترام از تاریخ و فرهنگ کشور یاد میکند بهترین معلم وطندوستی هستند. ایران فقط یک نام در نقشه جغرافیا نیست بلکه ایران مادری است که همه ما در دامانش رشد کردهایم و وظیفه داریم این میراث گرانبها را با عشق و نه با شعار به نسل بعد بسپاریم تا آن را زیباتر از ما بسازند. انشاالله.


