ورود به یک نبرد تمام عیار و تاریخی با امریکا و رژیم صهیونیستی ایجاب می کند که تمام ارکان جامعه در حالت آماده باش و کار جدی قرار بگیرند. در این میان نهاد خانواده به عنوان قرارگاه اصلی تربیت نیروی انسانی سنگین ترین رسالت را بر دوش دارد. هیچ ملت بزرگی نتوانسته است با اتکا به نسلی شکننده و نازپرورده از گذرگاه های سخت تاریخ عبور کند و به پیروزی دست یابد. شرایط امروز کشور بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازنگری عمیق در الگوهای فرزندپروری و عبور از تربیت های رفاه زده است.
آسیب شناسی الگوهای تربیتی رفاه محور
در دهه های اخیر تحت تاثیر برخی الگوهای وارداتی و مصرف گرا سبک تربیتی بسیاری از خانواده ها به سمت ایجاد یک فضای ایزوله برای کودکان سوق داده است. در این سبک فانتزی والدین تمام تلاش خود را می کنند تا فرزندشان هیچ گونه سختی یا کمبودی را تجربه نکند. نتیجه این حمایت های افراطی پرورش نسلی است که مقاومت بسیار پایینی دارد و در مواجهه با کوچکترین بحران های اجتماعی یا فشارهای اقتصادی دچار فروپاشی می شود. وقتی کشوری درگیر یک جنگ سرنوشت ساز با استکبار جهانی است قطعا با تحریم ها و تلاطم های اقتصادی نیز روبرو خواهد شد. نسلی که به رفاه مطلق عادت کرده باشد در برابر این تکانه ها به سرعت ناامید شده و میدان را خالی می کند. درواقع برای ایستادگی در برابر خشن ترین دشمنان تاریخ ما نیازمند پرورش نسلی مقاوم هستیم. روان شناسی به ما می آموزد که انسان ها مانند ماهیچه ها برای قوی تر شدن نیازمند تحمل فشار و وزنه های متناسب هستند. کار جدی در حوزه خانواده امروز به این معناست که والدین باید با آگاهی کامل فرزندان خود را با واقعیت های سخت اما سازنده زندگی روبرو کنند. آموزش قناعت در شرایط جنگ اقتصادی و پرهیز از برآورده کردن فوری تمام خواسته های مادی، ابزارهایی هستند که استقامت درونی کودک را شکل می دهند. فرزندی که یاد بگیرد برای رسیدن به اهداف خود تلاش کند و بر ناکامی ها غلبه نماید در بزرگسالی نیز در برابر تهدیدات نظامی و فشارهای بیگانه تسلیم نخواهد شد.
یکی دیگر از ارکان مهم در پرورش نسل مقاوم عبور از فردگرایی و پیوند زدن هویت فرزندان با آرمان های بزرگ جمعی است. در تربیت های فانتزی تمام تمرکز بر موفقیت های شخصی است. اما در یک تربیت حماسی والدین به فرزند خود می آموزند که او بخشی از یک پیکره بزرگتر به نام ایران و جبهه مقاومت است. وقتی نوجوان درک کند که ایستادگی امروز او در برابر فشارهای اقتصادی جنگ بهای استقلال سرزمینش و دفاع از ارزش های انسانی است رنج ها برای او معنادار می شوند. انسانی که برای تحمل سختی ها دلیل و آرمانی مقدس داشته باشد هرگز در میانه نبرد خسته نخواهد شد.
در حقیقت خانواده ایرانی امروز در خط مقدم یک جنگ شناختی و هویتی قرار دارد. عبور از الگوهای تربیتی رفاه زده و حرکت به سمت پرورش انسان هایی مسئولیت پذیر و آرمان گرا مهم ترین پشتیبانی از جبهه های نبرد است. سلاح ها و تجهیزات نظامی تنها زمانی کارآمد هستند که در دست انسان هایی با اراده های پولادین قرار بگیرند. رسالت تاریخی والدین در این مقطع حساس تربیت همین اراده های استوار است.


