استانداردھای دوگانه غربی در برخورد با جامعه نخبگانی زنان

به گزارش خانه بهاری به نقل از خبرگزاری فارس؛‌ چند روزی است که از آغاز اعتراضات دانشجویان و اساتید دانشگاه کلمبیا در نیویورک نسبت به جنایات صهیونیست‌ها در غزه می‌گذرد، اعتراضاتی که به سرعت به سایر ایالتھای آمریکا سرایت کرد و به جنبشی با حضور گروه‌ھای مختلف دانشجویان با عنوان «جنبش همبستگی با غزه» تبدیل شد و تا کنون بیش از 2 ھزار نفر از دانشجویان و اساتید آمریکایی دستگیر شدند. این در حالی که جنبش اعتراضی دانشجویان آمریکایی به اروپا و برخی دانشگاه‌های جهان کشیده شده است. به همین منظور میزگرد واکاوی ابعاد ماهیت دموکراسی دروغین غرب با محوریت «استانداردھای دوگانه غربی در برخورد با جامعه نخبگانی زنان» برگزار شد. در این میزگرد عضو هیأت علمی دانشکده مطالعات جهان فواد ایزدی، فعال حقوق بشر آمریکایی مارز پرادو، پژوهشگر حقوق بین‌الملل امیرحسین محبعلی، پژوهشگر روابط بین‌الملل مهدیه شادمانی به بیان نکاتی درباره نقش زنان در خیزش نخبگانی آمریکا برای دفاع از آرمان‌ھای فلسطین و همچنین چرایی این اتفاق نادر در جامعه علمی دانشگاه‌های آمریکا پرداختند. در این بخش از میزگرد به سخنان فعال حقوق بشر آمریکایی مارز پرادو اختصاص دارد که در ادامه می‌خوانیم:

زن آمریکایی حق شکایت از شوھرش را نداشت

*آقای پرادو شما از نزدیک شاهد مواجهه جامعه آمریکایی با زنان بوده‌اید، آیا آنچه که در رسانه‌های غربی مطرح می‌شود، زنان آمریکایی دارای حقوق اجتماعی خوب هستند؟
– در ابتدای بحث باید بگویم که تاریخ آمریکا پر از خشونت علیه زنان است، بهتر شدن وضعیت اجتماعی زنان به 1890 بر می‌گردد. منتها قبل از اینکه قانون اجتماعی دستخوش تغییرات شود، زن آمریکایی جزو املاک شوھرش بود، به گونه‌ای که به یک قرن و نیم قبل نگاه می‌کنیم، زن آمریکایی به خاطر کتک‌هایی که از شوھرش می‌خورد، در دادگاه شکایت می‌کرد، دادگاه حق را به شوھرش می‌داد. حال اگر امروز آمریکا ژست حقوق زنان را گرفته است، کافی است به حدود 50-60 سال قبلش نگاه کند. در آن زمان حتی پناهگاه یا خانه‌ھای امن بانوان آمریکایی (در ایران شما توسط بهزیستی برای بانوان آسیب‌پذیر احداث شده است) وجود نداشت. حالا چه برسد به 300 سال پیش که مستعمران اروپایی با کشتن مردم بومی اعم از زنان و کودکان بر سرزمین آمریکا تسلط یافتند، مانند همان کاری که اسرائیل علیه مردم فلسطین انجام می‌دهد، حال در اینجا امثال اساتیدی مانند آقای زیباکلام، آنچنان از مدینه فاضله فضای آمریکا سخن می‌گویند، چرا که روایت رسمی به عنوان تعریف فعل(واقعی) در ذھن او و مردم دریافت می‌شود که توجهی به این سابقه ضد زن آمریکا ندارند. جالب است بدانید که به تازگی، یعنی بعد از سه قرن ادعای متمدن بودن حکومت آمریکا در دھه 1990 اولین حقوق به نفع زنان یعنی «قانون خشونت علیه زنان« VAWA تصویب شد.

تفاوت رفتار پلیس ایران و آمریکا در مواجهه با تجمع مسالمت‌آمیز

*حال چنین جامعه‌ای، اعتراض مسالمت‌آمیز تعداد زیادی از دانشجویانش را تاب نمی‌آورد؟

_صحنه‌هایی که این روزها در دانشگاه‌های آمریکا شکل می‌گیرد، ناشی از سیاست چکش است، پلیس نقش یک چکش را دارد و وقتی وارد دانشگاه می‌شود، همه را میخ می‌بیند و یورش می‌برد. فرمانی که فرمانده به یک لشکر پلیس داده شده، اعمالش می‌کنند. فرض کنید یک مراسم در دانشگاه تهران گرفته‌اید و عموم مردم هم می‌توانند وارد دانشگاه شوند، شما یک موهبتی دارید و آن هم تربیون آزاد و صلح‌آمیز است و پلیس ایران دخالتی نمی‌کند، در حالی که پلیس آمریکا تاب تجمع صلح‌آمیز برای موضع داغی مانند فلسطین که جهان را تغییر می‌دهد،‌ را ندارد. این دوگانه‌های رفتاری از غرب در قبال کشور خودش و دیگر کشورها کاملاً مشهود است.بگذارید یک نکته جالب دیگر از یک قانون آمریکایی در خارج از دانشگاه برایتان بگویم، آن قانون این است که مردم می‌توانند هوای یکدیگر را داشته باشند، یعنی اگر کسی در هومبولت یونیورسیتی کالیفرنیای شمالی دستگیر شود، آن وقت مردم می‌توانند برای حمایت از او جلوی پلیس را بگیرند. چیزی در مایه امر به معروف و نهی از منکر شما.

ثمره 30 سال تلاش منجر به خیزش دانشجویان آمریکایی شد

*چه شد که این گونه دانشگاه‌های برتر آمریکا با آن همه حمایت‌های لابی صهیونیستی، برای دفاع از غزه برخاست؟

ـ این خیزش دانشگاهی آمریکا در حمایت از غزه یک شبه ایجاد نشد، بلکه به سال‌ھای دور یعنی به سال 1993 میلادی بر می‌گردد، زمانی که انجمن Students for Justice in Palestine که مشهور بهSJP است، تأسیس شد، آن هم پنج سال بعد از انتفاضه اول، نسل دوم و سوم آوارگان فلسطینی با دغدغه‌هایی که داشتند این انجمن را تشکیل دادند با این هدف که یک روز به فلسطین سرزمین مادر و پدریشان بازخواهند گشت. اکنون با گذشت 30 سال از تشکیل این جنبش، بیش از 250 شعبه در سراسر آمریکای شمالی وجود دارد، جنبشی کاملاً مردمی که نسل جوان آن از دانشگاه‌های متفاوت بودند، حتی از دانشگاه برکلی که شهید چمران هم در آن تحصیل کرده بود. از اتفاقات خوب این انجمن این بوده است که یهودیان و طرفداران ضد صهیونیستی از حامیان آن هستند. این در حالی که بیشتر جمعیت این جنبش را جمعیت مذهبی مسیحیان آمریکایی تشکیل می‌دهند. مانند بسیج دانشجویی شما در دانشگاه‌ها.

تلاشی به اندازه یک قرن برای آرمان فلسطین در آمریکا

همان طور که شما در کار جهادی حضور دارید و دغدغه کمک به مردم شما را به این حرکت وا می‌دارد، این گروه‌ها نیز برای آرمان فلسطین از دل و جان مایه گذاشتند. شاید برای مثل و استعاره می‌شود قضیه تشکل‌یابی طرفداران فلسطین در آمریکا را به شکل‌گیری جریان انقلاب اسلامی ایران تشبیه کرد. در جریان انقلاب اسلامی مردم به پخش اعلامیه، پیاده‌سازی سخنان امام خمینی (ره) و ارتباط‌گیری روی می‌آوردند و به آن به طور متفاوت می‌پرداختند. این تشکل‌یابی در بین طرفداران قضیه فلسطین به ١٠٠ سال پیش بر می‌گردد و تشکل‌ھایی مانند Student for Justice in Palestine و ائتلاف با آن، از همین میراث فعالان اجتماعی از تبار فلسطینی و طرفدار آن است. برای همین جلسات هم‌اندیشی چون معرفت‌شناسی، برنامه‌ریزی برای رویداد، اکران و پخش مستند، میزگرد، و غیره مانند جنبش BDS تحریم کردن و مشروعیت‌زدایی اسرائیل می‌پردازند.
همچنین در این نشست‌ها بیشتر به مفاهیم استعمار، استعمار‌زدایی و عدالت و به چالش کشیدن مشکلات اجتماعی آمریکا پرداخته شده و می‌شود. در این میان ترجمه کتاب «شرق‌شناسی» توسط ادوارد سعید از آوارگان فسطینی دست به دست می‌شود و بارها برای آن جلسه پرسش و پاسخ برگزار شده است و دانشجویان پای ثابت این برنامه بودند، به ضرس قاطع می‌توانم بگویم اکثر این دانشجویانی که برای حمایت از غزه وارد میدان شدند، این کتاب را مطالعه کردند. حتی تصاویر آن در تحصن‌ھای دانشجویی و در کنار چادرهایشان که برپا کرده‌اند، منتشر شده است. حال شما در این شرایط بیانیه این دانشجویان را بخوانید، به وضوح ذکر می‌کنند که به دنبال ساختن یک دنیایی دیگر مبتنی بر ارزش‌ھای غنی اخلاقی هستند، خواھان یک ایدئولوژی جدیدی هستند که الهام گرفته از عوامل‌های متفاوت، متفکران متفاوت و کنشگران متفاوت باشد مانند ادوارد سعید، فرانز فنان، غسان کنافنی، والتر رادنی، مائو، چه، لنین و غیره. اینجا باید بگویم دانشجویان آمریکایی کاملاً آتش به اختیار برای آرمانھای فلسطین به پاخاسته‌اند. آن‌ها تازه متوجه شدند با کارھای شبکه‌ای می‌توانند برای استعمارزدایی فکری و ذهنی گامھای بلندتری را بردارند. اتفاقی نو که حتی دانشگاهھای اروپا و دیگر کشورھا را معطوف به خود کرده است.

وقتی آرمان فلسطین باعث زلزله در آمریکا می‌شود

*به نظر شما آینده این خیزش دانشجویان آمریکایی چه می‌شود؟

ـ شاید این دانشجویان و حامی آن‌ها بازداشت شوند، ولی دقت کنید، اکثر این دانشجویان که در سراسر دانشگاه‌ھای آمریکا دارند برای فلسطین فداکاری می‌کنند و ستاره‌دار می‌شوند، روی فعالیت‌های اجتماعی متمرکز خواهند شد و در همان دانشگاه اردوگاه تأسیس می‌کنند و از آن محوطه دانشگاه تکان نمی‌خورند، این جوانان از نسل فرهیختگانی هستند که با جوانان و اساتید منتقدان از سراسر خود آمریکا تجربه دیده و با فرهنگ‌های متفاوت آشنا شدند، چه برسد به حضور و تأثیر جوانان‌های کشورھای متفاوت جهان جنوب مانند قاره آفریقا، آسیا و آمریکا لاتین که مورد حمله و یا هدف نظامی و تسلط آمریکا بودند. این دانشجویان آمریکایی دغدغه مشترک را کشف کردند؛ یعنی آرمان فلسطین و انسانیت! دیگر فهمیدند هیچی برای از دست دادن ندارد. آرمان فلسطین آنقدر تعریف و آموزش برای بقیه مردم جهان دارد که برای خیلی از بچه‌ها ھزینه دادن می‌ارزد. منظورم این است که از زاویه پایین به بالا نگاه کنیم، می بینیم چون این جنبش مردمی است نه مؤسس یا نخبگانی. بنابراین بیشتر امکان دارد ادامه یابد.

راز موفقیت مردم ایران از زبان یک آمریکایی

*آمریکا می‌خواست با شعار «زن زندگی آزادی»، ایران اسلامی را از اساس نابود کند!

ـ می‌خواهم بگویم آنچه که پروژه «زن زندگی آزادی» را شکست داد، این بود که مردم ایران آگاه هستند، 45 سال است که مردم با ایدئولوژی همراه با محتوای جمهوری اسلامی و ولایت فقیه زندگی عادیشان را دارند، یعنی مردم ایران، مسجد می‌روند، در دانشگاه مشغولند، اردوی جهادی برپاست، اصلاً نبض زندگی در ایران می‌تپد و از واقعیت‌ھا خبر دارند و می‌فهمند در کشورشان چه می‌گذرد، برای همین سخنان رسانه‌های غربی و رسانه‌های معاند این کشور در آنھا تأثیری ندارد. بله! این حضور نشان از شبکه واقعی فکری مردم ایران دارد.
ادوارد سعید در فلسطین به دنیا آمد، او در جریان جداسازی فلسطین، همراه خانواده‌اش به آمریکا پناهنده شد. در آنجا وارد دانشگاه پرینستون شد و در سال 1955 موفق به دریافت مدرک کارشناسی آن دانشگاه شد. در همان سال وارد دانشگاه هاروارد شد و در سال 1964مدرک دکترای خود را دریافت کرد. از سال 1963در دانشگاه کلمبیا مشغول به تدریس شد. او مؤلف حدود 20 کتاب است. در واقع او یکی از سخنگويان و مدافعان ممتاز آرمان فلسطينيان در غرب به شمار می‌رفت. سرانجام ادوارد سعید به علت سرطان در ۲۰۰۳ میلادی در نیویورک درگذشت.
ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید