عبور از روزهای سخت و التهابات ناشی از فقدان رهبر انقلاب اسلامی و فاجعه دردناک شهادت کودکان در میناب جامعه را در یک سوگ عمیق فرو برده است. در چنین شرایطی که سایه سنگین غم بر سر شهرها گسترده شده خطر انفعال و ناامیدی بیش از هر زمان دیگری نهاد خانواده را تهدید می کند. سوگ اگر به درستی مدیریت نشود می تواند پویایی و نشاط اعضای خانواده را از بین ببرد و آن ها را در چرخه ای از افسردگی و توقف گرفتار سازد. اما در نگاهی عمیق تر و مبتنی بر یک رسالت اخلاقی بزرگ همین سوگ ملی می تواند به یک موتور محرک و قدرتمند برای پیشرفت و همبستگی بیشتر تبدیل شود.
در مباحث بنیادین اخلاق رویکردی وجود دارد که ارزش انسان را در انجام بی قید و شرط وظایف او می بیند. در روزهای بحرانی و سوگ ملی ماندن در حالت غم و متوقف کردن جریان زندگی راحت ترین واکنش است اما واکنش اخلاقی و درست ایستادگی و انجام وظیفه است. وقتی یک ملت نقطه ثقل هدایت خود را از دست می دهد تک تک آحاد جامعه وظیفه دارند این جای خالی را با تلاش مضاعف پر کنند. این تلاش مضاعف دقیقا از درون خانه ها آغاز می شود. خانواده ای که در برابر این طوفان ها تسلیم نمی شود در واقع در حال انجام یک وظیفه بزرگ تاریخی و اخلاقی است و کارکردی حیات بخش برای کل جامعه دارد.
تصمیم گیری برای عبور از این بحران در لحظات ساده زندگی روزمره رخ می دهد. تصور کنید مردی سی و یک ساله در اوج جوانی و دغدغه های فکری با اخبار این فقدان های بزرگ روبرو می شود. او به چهره دختر خردسال خود که در سن یک سالگی است و با آرامش در حال بازی است نگاه می کند. در این لحظه او با یک دوراهی بزرگ روبرو است. آیا باید تسلیم اخبار ناگوار شود و فضای خانه را پر از اضطراب کند یا باید این اندوه ملی را به سوختی برای ساختن آینده ای روشن تر تبدیل نماید. پدر خردمند راه دوم را انتخاب می کند. او درمی یابد که برای محافظت از آینده این دختر نوپا باید اراده ای پولادین داشته باشد و خانه را به یک دژ مستحکم در برابر ناامیدی ها تبدیل کند.
تبدیل سوگ به موتور محرک نیازمند احیای مفاهیمی چون از خودگذشتگی و ایثار در روابط همسران است. در این روزهای پرالتهاب زن و شوهر باید بیش از گذشته حامی و پشتیبان یکدیگر باشند. وقتی اخبار تلخ روان یکی از اعضا را خسته می کند دیگری باید با سعه صدر و محبتی عمیق بار این خستگی را به دوش بکشد. گفتگوی سازنده پرهیز از دامن زدن به شایعات ناامیدکننده و تمرکز بر اهداف مشترک خانواده همان چیزی است که پیوندهای درونی را مستحکم می کند. اعضای خانواده باید به یکدیگر یادآوری کنند که خون های ریخته شده و ایثار قهرمانان ملی برای حفظ همین کانون گرم و امنیت داخلی کشور بوده است.
درواقع خانه های مقاوم هسته های اصلی یک جامعه شکست ناپذیر هستند. ملتی که بتواند دردها و فقدان های بزرگ خود را به انگیزه ای برای کار بیشتر مهربانی عمیق تر و همبستگی قوی تر تبدیل کند هرگز در برابر هیچ بحرانی زانو نخواهد زد. رسالت امروز ما این است که پیام ایستادگی را از سطح خیابان ها به عمق خانه هایمان ببریم. ما باید به فرزندانمان نشان دهیم که مسیر رشد متوقف نمی شود و هر فقدانی اراده ما را برای رسیدن به قله های تعالی و ساختن ایرانی آبادتر محکم تر می سازد. این زیباترین و ماندگارترین ادای دین به شهدای مسیر حق و حقیقت است.


