در میزگردی که در خصوص تعلیم و تربیت در شیراز برگزار شد، موضوع نسبت تربیت سیاسی با انقلاب اسلامی بررسی شد. در سرویس استانی خانه بهاری در قالب چندین گزارش ما را در این میزگرد همراهی کنید.
در ابتدا حجت الاسلام وحید لحمی، طلبه سطح ۴ تربیت اعتقادی و کارشناسی ارشد برق قدرت میزگرد را شروع کرد. او مدتی در دانشگاه مشغول به تدریس در حوزه برق و کامپیوتر بوده و الان هم در حوزه معارف با رویکرد وحیانی مشغول است. البته او مؤلف کتاب در زمینه تربیت و معارف دین با رویکرد منابع وحیانی و کتب برنامهریزی آموزشی هویت ساز ویژه دوره اول ابتدایی نیز هست.
سه لایه نظام دانایی؛ معرفت، دانش، بازتولید
در ادامه با گفتههای حجت الاسلام وحید لحمی همراه میشویم: الان که در عرصه دولت اسلامی هستیم همانطور که آقا فرمودند اصلیترین رسالت ما در این برهه تربیت نیرو و تولید علم هست. این تولید علم باید بر اساس هویت دینی و نظام فکری واقعنمای دینی خودمان صورت بگیرد.
اولین نکته این هست که یک سری اطلاعاتی را ما از بیرون به مخاطب میدهیم، یک سری دادههای انباشته به دست مخاطبمان میدهیم، دادههای تجربی و حتی دادههای وحیانی. اینها همه دیتا و اطلاعات هست که هر متربی و هر دانشآموزی و هر دانشآموختهای میتواند تحویل بگیرد.
باید بگویم که نظام دانایی انسان سه لایه دارد، اولاً نظام معارف من هست. یعنی کشفی که من مبتنی بر این دادههای بیرونی از واقعیت عالم پیدا میکنم، به آن معرفت گفته میشود. در ادبیات دینی در کتاب عقل و جهل به صراحت بین علم و معرفت اهل بیت تفاوت میگذارند. علم آن داده بیرونیست، معرفت آن روشن شدگی درون من هست در نسبت با واقعیت بیرونی.
یعنی این که من چقدر واقعیت را یافتم و چقدر تصدیق کردم چقدر درگیر با مسئله شدم و نسبت به آن مسئله کشفی برای من رخ داده که به همان میزان، من معرفت کسب کردم. دین در عرصه بیان معارف کاملا کامل هست و هیچ نقصی ندارد. تغییری در آن رخ نمیدهد اصولاً دین در این عرصه وارد شده که حقیقت عالم را برای ما بیان کند.
مثلا حقیقت در عرصه رزق چیست؟ حقیقت در عرصه سختی چیست؟ چرا خدا در این عالم سختی گذاشته است؟ حقیقت در عرصه اینکه چرا خداوند در این عالم دشمن قرار داده، این است که با دشمن درگیر بشویم که بعد رویکرد ما با دشمنان چه باشد، چند دسته دشمن داریم، با هر کدوم باید چطور برخورد کنیم، خداوند در قرآن کریم به ما گفته است.
اصولاً منابع وحیانی واقعیت نماست و واقعیت عالم هم تغییر نمیکند. دارد صحنه و مناسبات عالم را برای ما توضیح میدهد، البته فقط دستور نیست توصیف هم هست. اول توصیف میکند که در این بخش است اگر میخواهیم مبتنی بر هویت انقلاب، هویت انقلاب اسلامی ایجاد کنیم. تجربه هم در کشف واقعیت نقش دارد.
لایه دوم دادههای تجربی هست، دادههای انباشته قبلی هم که به دست ما میرسد نقش دارد ولی خود خدا وارد شده است و واقعیت عالم را توضیح داده است که در این نقطه تفاوت روش شناسی ما با غرب وجود دارد. دنیا کاتالوگ دارد که خود سازنده توضیح میدهد، اینجاست که آن هویت زیربنایی دینی ما میتواند شکل بگیرد.
دانش ابزار تصرف در دنیا
اگر میخواهیم در مدرسه دانش سازی شود، در آن دو لایه بعدی است که ما دانش را میسازیم. دانش ابزار تصرف ما در دنیاست و ما میخواهیم زندگی خود را بسازیم، ما میخواهیم مدرسه بسازیم، ما میخواهیم ساختار اقتصادیمان را بسازیم، میخواهیم مناسبات سیاسیمان را رقم بزنیم.
در عالم، دانش علوم سیاسی، علوم تربیتی و علوم اقتصادی را ما میسازیم ولی مبتنی بر درکمان از واقعیت عالم. آنجایی که سیال است که به عهده ما نهاده شده، دانشی است که ما میسازیم که ابزار سبک زندگی ماست ولی بیان واقعیت عالم تغییر نمیکند. حقیقت عالم و سنتها را خداوند بیان کرده است.
به عنوان مثال شما سنتهای رزق را آیا میدانید؟ این سنت آنجایی است که ما میخواهیم هویت بچههایمان را زیر بنایی تغییر بدهیم. همه بچههایمان بزرگ میشوند و چالش رزق دارند، تصور این است که در مه زندگی میکنر، میترسد. فکر میکند در یک جنگلیست که هر لحظه ممکن است هر کسی حق او را بخورد. این وقتی است که عالم را دارای عالمی نمیبیند که دارای مدیریت متمرکز است و سنت و قاعده دارد.
روزی را مثلا از آنجایی که در گمان نمیگنجد، روزی میدهد. با تأخیر میدهد، یعنی گاهی به مومن روزانه میدهد، گاهی دقیقه ۹۰ میدهد. از آنجایی که اصلا در گمانش نمیآید، روزی میدهد. وقتی ما قاعدهها را نمیدانیم، نمیتوانیم درست تحلیل کنیم و درست زندگی کنیم.
این فرد که تحلیل درست دارد، وقتی میخواهد برود در عرصه اقتصاد، دانش اقتصاد را باز تولید میکند، پایگاه تحلیلی را باز تولید میکند، آنجاست که میرسیم به آن روایت امام صادق (ع) که فرمود هر کدام از اصحاب ما که اهل دین فهم نیست، یعنی حقیقت عالم را از ما اخذ نکرده، خیری در او نیست. ما میخواهیم در مدرسه بچههای ما دانشسازی کنند، تولید علم کنند. علوم طبیعی را هم بازتولید کند.
اول باید حقیقت عالم را باز تولید کنیم، اگر خدا مدرسه زده است قواعد در مدرسه خودش چی هست؟ هدفش چی هست؟ برنامه چی هست؟ چه اصول تربیتی دارد مراحلش چی هست؟ به نظر میرسد اگر میخواهیم در واقع تربیت سیاسی، تربیت تمدنی انجام دهیم، بچهها را رشد دهیم، اولاً باید ملتفت باشیم که نقطه تفاوت ما با غرب در اینجاست.
نیاز به همکاری سه نهاد مرتبط علوم تربیتی
الان ما سه نهاد داریم، نهاد حوزه، نهاد دانشگاه و نهاد سیاسی ( یا نهاد اجرا و وزارتخانه). این سه لایه از هم گسسته شده یعنی حوزه که متکفل استخراج آن نظام معارف بود که بیاید و مبتنی بر حقیقت بگوید که رشد انسان ساز و کار او چگونه است و اینکه خدا عالم را چگونه خلق کرده که شما در این بستر رشد کنید.
اولاً هنوز بر این مسئله به درستی متمرکز نشده، بعد هم اگر آن قسمتی که متمرکز شده، متصل نیست به علوم تربیتی در دانشگاه. به این معنا که آن بخش لایه دوم نظام دانش ما که قرار بوده بسازیم، دانشگاه الان در آن جایگاه ایستاده که علوم تربیتی، علوم اقتصادی را به دست گرفته است. آن دانشی که در دانشگاه هست و ساختنیست را میسازیم و قرار است باز تولید شود.
ولی بین عزیزانی که در دانشگاه هستند با لایهای که قرار است حقیقت عالم را از وحی بگیرد، اتصال قوی برقرار نیست یا این اساتید دانشگاه با مدرسهها، با سازمان برنامهریزی آموزش کل کشور و … متصل نیستند. به نادر کسی را پیدا میکنید که از نظر تا عمل التفات دارد، نظر یعنی آن کشف حقیقت عالم، بازسازی این حقیقت و صورتبندی آن مثلا در قالب دانش علوم تربیتی که بعد این دانش را سرریز کند در مدرسه.
الان این سه نهاد از هم گسسته شده، اگر میخواهیم این اتفاق در انقلاب اسلامی رقم بخورد باید به شکلگیری این اتصال یعنی به سهم خودمان تلاش کنیم. اگر قرار است ما بازسازی نهادی کنیم یا مدرسهمان را دوباره بسازیم، باید این اتصال دیده شود و خصوصاً سرچشمه آن.
آنجایی که به انقلاب اسلامی مرتبط میشود این است که ما خون دادیم و داریم میدهیم، برای اینکه این آرامش ایجاد شود که آن مبانی انقلاب اسلامی جریان پیدا کند. مبانی انقلاب اسلامی، مبانی دین است باید ببینیم وحی، عالم را چگونه توضیح داده که رشد را از زبان خود خدا باز تعریف کنیم.
البته توجه کنید که واژهها در دانش جابهجا شده است. Science نشسته جای معرفت و دانش و علم و آگاهی همه به اشتباه معنی شده است. ما باید برگردیم اینها را دوباره معنا کنیم.
اگر قرار است بچههای ما در مدرسه دانش بسازند، اگر قرار هست حل مسئله بکنند، اول باید تحلیلشان از مسئله صحیح باشد. کسی که خودش تو عرصه رزق بدیهیترین تحلیلهایش غلط است و مبتنی بر یک تحلیل غلط وارداتی میباشد، چگونه میخواهد دانش اقتصاد را بازسازی کند، آن هم مبتنی بر نگاه انقلاب اسلامی.
الان بچههای ما دانشها را میخوانند ولی این با دانشهایی که میخوانند حل مسئلهای صورت نمیگیرد. در آموزش و پرورش هویتی ساخته نمیشود. نظامواره خیلی مهم است، نظام حقیقت عالم را باید بشناسیم، چون نظام به هویت جهت میدهد، هویت میسازد.
فقط گزاره ندهیم، این گزارهها باید در کنار همدیگر قرار بگیرند در راستای حل مسئلهها. بچههای ما باید در مدرسهها با مسئله درگیر شوند و برای حل مسئله برگردند تا متوجه شوند آن واقعیت را چگونه باید بازنگری کنند و دوباره ببینند و صحیح ببینند تا زاویه نگاه و آن هویتشان که در عرصه تحلیلی هست جهت بگیرد. این اصلیترین نگاه ماست که اگر به آنجا برگردیم، قطعاً موتور دانشسازی در مدرسه و دانشگاه انشاءالله روشن خواهد شد.
در گزارشهای بعدی خانه بهاری ادامهی این میزگرد را مطالعه کنید.


