ورزش و فعالیت بدنی معمولاً در دو قالب محدود تعریف میشود. تلاشی برای رسیدن به تناسب اندام ظاهری یا توصیهای پزشکی برای فرار از بیماریهای مزمن. در هر دو حالت ورزش یک انتخاب کاملاً شخصی به شمار میرود که تبعات انجام دادن یا ندادن آن تنها متوجه خود فرد است. اما وقتی این موضوع را در بستر روابط خانوادگی بررسی میکنیم ابعاد ماجرا به طور کامل تغییر مییابد. در یک خانواده سلامت یا ضعف جسمانی هر عضو به صورت مستقیم بر کیفیت زندگی و آرامش روانی سایر اعضا تاثیر میگذارد. بر این اساس حفظ توانایی فیزیکی از یک تصمیم فردی فراتر رفته و به یک مسئولیت سنگین اخلاقی تبدیل میشود.
امام سجاد (ع) در رساله حقوق اخلاقی انسانی را بر پایه شبکهای از حقوق متقابل بنا میکنند و یکی از مهمترین آنها را حق بدن میداند. در این نگاه جسم انسان تنها یک ابزار مکانیکی یا دارایی شخصی نیست که فرد اجازه داشته باشد به دلخواه خود آن را فرسوده کند بلکه امانتی است که رعایت حق آن مقدمه ادای حقوق دیگران است. اگر پدر یا مادر به دلیل مشغلههای کاری یا رسیدگی مداوم به امور خانه تحرک فیزیکی را از برنامه روزانه خود حذف کنند در حال نقض این حق بنیادین هستند. این بیتوجهی در کوتاه مدت خود را به شکل خستگیهای مزمن و در بلندمدت به صورت از کار افتادگی زودهنگام نشان میدهد.
تبعات این فرسودگی جسمانی در آینده مستقیماً بر دوش خویشاوندان قرار میگیرد. والدین اگر امروز به بهانه فداکاری برای تامین آینده فرزندان از اختصاص زمان برای پیادهروی یا تمرینات ورزشی امتناع کنند در سالهای بعد به مراقبتهای مداوم پزشکی نیاز پیدا خواهند کرد. در نتیجه همان فرزندانی که قرار بود از رفاه بیشتری برخوردار شوند ناچارند زمان، انرژی عاطفی و منابع مالی خود را صرف مراقبت از والدینی کنند که سلامت خود را نادیده گرفته بودند. در اینجا بیتحرکی و رها کردن بدن دیگر یک انتخاب شخصی بیضرر نیست بلکه انتقال بار مراقبتی به آینده شریک زندگی و فرزندان است.
بسیاری از افراد اختصاص زمان برای ورزش را نوعی خودخواهی میپندارند. مادری که احساس میکند در صورت رفتن به باشگاه ورزشی از زمان رسیدگی به تکالیف فرزندش کاسته است و دچار عذاب وجدان میشود. پدری که قدم زدن روزانه را اتلاف وقتِ قابلتبدیل به پول میبیند و تحرک را از زندگی خود حذف میکند. اما تغییر زاویه دید به ما نشان میدهد که این چهل و پنج دقیقه فعالیت فیزیکی در روز بالاترین سطح از مسئولیتپذیری است. فردی که با ورزش منظم عضلات و مفاصل خود را تقویت میکند و سلامت قلب خود را نگه میدارد برای حفظ استقلال فیزیکی خود در دهههای بعدی زندگی برنامه ریزی کرده است. او با این کار تضمین میکند که در دوران سالمندی به جای تبدیل شدن به یک وظیفه فرساینده برای فرزندانش، همچنان بتواند نقش تکیهگاه عاطفی خانواده را ایفا کند.
هفته تربیت بدنی فرصتی برای تغییر این ادبیات است. همچنین ورزش کردن در خانه نباید یک سرگرمی حاشیهای یا فعالیتی مختص به ورزشکاران حرفهای تلقی شود. وقتی اعضای یک خانواده متوجه شوند که قدرت فیزیکی آنها پیشنیاز اصلی برای حمایت از یکدیگر در روزهای سخت است نگاهشان به تحرک تغییر میکند. مادری که بدون زانودرد میتواند با نوهاش در پارک قدم بزند نتیجه سالها ادای حق بدن را برداشت میکنند. این مراقبت از جسم ترجمه عملی دوست داشتن خانواده و تعهد به آینده آنهاست.


