آیا می توان فیلم های ترکیه ای را با نمایش خانگی داخلی برابر دانست؟

کارشناس خانواده سیما فردوسی معتقد است که در برخی سریال‌های نمایش خانگی تهیه‌کننده و کارگردان می‌خواهد با سوگیری خاص به جامعه چهره بدی از خانواده‌های ایرانی نمایش دهد. شاید مشکلات وجود دارد اما به شکل مبتذل نشان‌دادن آن و بولدکردن آن مشکل‌ساز خواهد شد.

یکی از شاخص‌های اغلب فیلم‌ها وسریال‌هایی شبکه نمایش خانگی در سال‌های اخیر، کمبود خانواده الگو و تراز در فیلم‌ها است. در اغلب خانواده‌های سریال‌ها، پدر یا مادر حضور ندارند یا اگر هم خانواده‌ای کامل هست، روابط در آن ازهم‌گسیخته است و ما تصویری از خانواده به‌عنوان یک کل منسجم و مقتدر، یک پناهگاه و یک نهاد مقدس دیده نمی‌شود و در اکثریت قریب به اتفاق، آثار روی پرده رفته یا شاهد خیانت و پنهانکاری در خانواده بوده‌ایم یا دعوا و کشمکش بی‌پایان زوج‌ها.مخاطبان فارس هم در سامانه مردمی فارس من با ثبت پویش‌هایی خواستار رسیدگی به آثار و محتوا در شبکه نمایش خانگی شدند، در یکی از این پویش‌ها مخاطبین خواستار «رسیدگی به موضوع ترویج ناهنجاری در فیلم‌های خانگی» شدند. در بخشی از این پویش آمده است که «بیش از یک دهه شبکه‌ نمایش خانگی ایجاد شده است تا گره‌ای را باز کند اما متأسفانه گره‌ای را به گره‌های فرهنگی قبلی افزوده است ، در حالی‌که این بستر می‌تواند یک فرصت استثنایی برای ترویج سبک زندگی اسلامی و ایرانی باشد، اما به تهدیدی برای متزلزل کردن بنیان خانواده تبدیل‌ شده است.»به همین منظور با «سیما فردوسی»، کارشناس خانواده و روانشناس بالینی، به گفت‌وگو نشستیم.

 

اعتراض مخاطبان یعنی نمایش خانگی از خط قرمزها عبور کرده است

 

_۵۳ هزار نفر از مخاطبان خبرگزاری فارس از آبان‌ماه سال گذشته تاکنون با ثبت پویش‌هایی نسبت به محتواهایی که در شبکه نمایش خانگی پخش می‌شود اعتراض کرده‌اند و آن را مغایر بافرهنگ ایرانی  و مبتذل می‌دانند. تحلیل شما در این مورد چیست؟

فردوسی: هر اثری که در جامعه خلق می‌شود باید برگرفته از آن چیزی باشد که در جامعه می‌گذرد و هر اثری که به وجود می‌آید، قطعا تحت تاثیری عوامل محیطی و موضوعی که در اجتماع وجود دارد، شکل می‌گیرد، بنابراین اگر مخاطبان معترض شدند و سریال‌های شبکه نمایش خانگی مورد پسندشان نیست، به این خاطر است که از معیارهای اخلاقی و عرف جامعه عبور کرده است. این اعتراض‌ها و انتقادات نشان می‌دهد که باید حتما یک همه پرسی صورت بگیرد و از جامعه نظرخواهی شود تا ببینیم آیا آثار نمایش خانگی از نظر اجتماعی با فرهنگ و معیارهای ما منطبق است یا خیر؟ در آثار نمایش خانگی نباید فیلم و سریالی ساخته شود که با فرهنگ ایرانی تطبیق نداشته باشد، شاید افرادی که به برخی از آثار نمایش خانگی خرده می‌گیرند و شاکی هستند و آن را نمی‌پسندند با محتوای نمایش خانگی مشکل دارند و آن را مناسب نمی‌دانند. چون که هر اثری با فرهنگ و جامعه‌شناسی اجتماع منطبق باشند، وگرنه مورد انتقاد و اعتراض مخاطب می‌شود، بنابراین یک مسئله اساسی در آثار نمایش خانگی بحث محتوایی است که محتوای این آثار باید حفظ شود و بر طبق آداب، رسوم، فرهنگ و ادبیات موردپسند جامعه باشد.

بیننده و مخاطب برنامه‌ها و آثار نمایش خانگی باید بتواند خودش را در شاکله‌ قصه قرار دهد، اگر بحث خانواده باشد، بیننده باید بتواند خودش را با فیلم هماهنگ کند و خانواده خودش را با خانواده خلق شده در فیلم منطبق بداند، در صورتی که فاصله خیلی زیاد باشد این احساس به مخاطب دست می‌دهد که این فیلم فرسنگ‌ها با آن چیزی که در زندگی خودش، خانواده‌اش و ذهنش می‌گذرد، فاصله دارد. به‌خصوص که در جامعه ما رسانه به هر شکلی صرفاً یک رسانه تفریحی نیست. به عبارت دیگر رسانه در مملکت ما بُعد آموزشی‌اش خیلی بالاست یعنی مردم از رسانه درس و آموزش می‌گیرند.شاید در برخی جوامع به این صورت نباشد، اما در جامعه ما قطعاً به این صورت است یعنی وقتی مخاطب چیزی را می‌بینند، فورا احساس می‌کند که این اثر و فیلم مورد قبول جامعه است و مجوز گرفته است، پس حتماً در بطن جامعه هم وجود دارد و خودش را با آن همانند می‌کند! همین موضوع نشان از اهمیت بالای محتواهای آثار نمایش خانگی و رادیو و تلویزیون دارد و بر این امر تأکید می‌کند که ما باید از بُعد آموزشی در محتواهای نمایش خانگی مراقب باشیم چون فوق‌العاده روی مخاطب ما اثرگذار است.

 

هیچکس شبکه نمایش خانگی را گردن نمی‌گیرد

 

_ لطفاً با ذکر مثال و مصداق از تأثیراتی که محتواهای نمایش خانگی روی مخاطب می‌گذارد برایمان صحبت کنید؟ این آثار از چه ابعادی می‌تواند مخاطب را درگیر کند؟

فردوسی: به‌عنوان مثال گفتمانی که در آثار و فیلم‌های نمایش خانگی است، از نحوه صحبت و ادبیات و واژگانی که استفاده می‌شود گرفته تا نوع ارتباطات و برخوردهای بازیگران با یکدیگر. نباید فکر کنیم که اگر در کشور دیگری از واژه‌هایی استفاده می‌شود که خیلی هم ادبی و مؤدبانه نیست، اما در آن کشور معمول و متداول است پس می‌تواند در جامعه ما هم متداول باشد. آیا اینکه افراد در نمایش‌ها و فیلم‌ها با هم بد صحبت کنند و واژه‌های بدی به کار ببرند این در جامعه ما معمول است؟ آیا ما واقعاً می‌خواهیم جامعه ما به این سمت برود؟ شاید برخی فکر کنند که این به جذابیت موضوع، قصه داستان و برنامه می‌انجامد اما به تصور من این اشتباه است، چون هیچ جذابیتی که ندارد، هیچ بلکه اثرات مخربی هم روی مخاطب می‌گذارد. بیننده با دیدن و شنیدن آن یاد می‌گیرد و فکر می‌کند چیز عادی است.به‌خصوص در جامعه ما بحث ادب، اخلاق و تربیت خیلی مهم است، در این شرایط با این واژه‌هایی غیرمؤدبانه بیننده روبه‌رو می‌شود و احساس می‌کند که این یک چیز معمول و متداول در جامعه شده است و باید به این صورت حرف بزنند. به‌خصوص مخاطبینی که سن‌شان کم است و خیلی از این نمایش‌ها ممکن است برایشان مناسب نباشد، پس باید یک بازنگری در آثار نمایش خانگی شود، که متأسفانه کسی آن را گردن نمی‌گیرد، دقیقاً هم بحث اینجاست که باید جایی وجود داشته باشد که متولی رسیدگی به این مسائل باشد مثلاً وزارت ارشاد. همچنین جایِ بحث‌های تحقیقی، پژوهشی، همه‌پرسی و نظرخواهی از جامعه ما خالی است.

 

فیلمسازها از هر ابزاری برای خنداندن چنگ می‌زنند

_ برخی از فیلم‌سازها ادعا می‌کنند که آثارشان جنبه سرگرمی و پر کردن اوقات فراغت برای بیننده و خنداندن مخاطب را دارد، در این صورت مشکلی از نظر پخش محتوا وجود ندارد؟

فردوسی: خنداندن سالم مشکلی ندارد، اما نباید به قیمت آسیب رساندن به مخاطب و خانواده از هر ابزاری برای خنداندن استفاده شود، حتی اگر ما بخواهیم از بُعد سرگرمی به سریال‌های نمایش خانگی بنگریم باز هم باید تحلیل‌های جامعه‌شناسی و روان‌شناسی روی این محتواها شود. باید یک متولی برای این موضوع پیدا شود و اگر اکنون وجود ندارد، یک نقص است که چرا کسی نظارت را بر عهده نمی‌گیرد و اگر هم جوابی هست و یافته‌های پژوهشی چیزی از رضایت یا عدم رضایتی را به وجود بیاورند باید در رسانه‌های ملی مطرح شود تا آحاد جامعه متوجه باشند که چه چیزی را می‌بینند و چرا عده‌ای اعتراض دارند این‌ها باید بحث و تحلیل شود تا جامعه روشن شود.

 

_بااین‌حال ما می‌بینیم برخی از آثار که به گفته مخاطبان مبتذل و آسیب‌زننده هست پر بیننده می‌شود. چطور این اتفاق می‌افتد؟ فردوسی: یک زمانی است که مخاطب فقط به دنبال سرگرمی است و برنامه و اثری به ذائقه‌اش خوش می‌آید و از آن استقبال می‌کند. استقبال مخاطبین بر اساس موضوعات مختلفی است که یکی از آن‌ها جنبه سرگرمی است. به‌عنوان‌مثال برخی از افراد بعد از یک روز کاری سخت و دغدغه‌های فراوان می‌خواهند بنشینند و خانوادگی یک برنامه‌ای ببینند که هم سرگرم شوند و هم بخندند و هم خستگی‌شان در برود، به همین جهت شاید به چنین برنامه‌هایی که بعضاً مبتذل خوانده می‌شود رو می‌آورند و وقتی تبلیغ‌های خاصی هم برای این برنامه انجام شود افراد از روی کنجکاوی هم شده است می‌رود آن را می‌بیند، البته باید این‌ها مورد بررسی‌های دقیق انجام گیرد، چراکه کلمه ابتذال واژه سنگینی است و وقتی روی فیلم، نمایش و اثری این واژه اطلاق می‌شود، چیز پیش پا افتاده‌ای نیست.

 

نبود متولی در پخش آثار بدون مجوز در نمایش خانگی

_یکی دیگر از انتقادات مخاطبان نسبت به محتوای نمایش خانگی پخش‌شدن فیلم‌ها و برنامه‌های بدون مجوز است. چطور می‌شود اثری پخش شود که مجوز نداشته است؟

فردوسی: جای تأسف است که اثری پخش شود که بعد از انتشار تازه مشخص شود که بدون مجوز پخش شده، این نقص بزرگی است. اینجا دوباره جای خالی متولی پررنگ می‌شود، اگر ما جایی را در نظر داریم که متولی نمایش خانگی است و مسئولیت دارد برای این کار باید نقش فوق‌العاده‌ای اجرا کند. چون اگر بعد از اینکه اثری پخش شد و مخاطب آن را ببیند و نقد کند و بعد از بررسی‌ها مشخص شود که اصلاً این آثار نمایشی مجوز نداشته است، نقص بسیار بزرگی است، حتی من فکر می‌کنم با مطرح‌شدن چنین موضوعاتی جامعه ما به سمت ناامیدی جلو می‌رود، یعنی احساس می‌کند که هیچ ضابطه و قرار مداری و نظم و انضباطی در کار نیست و هرکس هر کاری که دلش خواست می‌کند و حتی بدون مجوز هم هر نمایشی می‌تواند پخش شود. برای جلوگیری از چنین اتفاقی باید این موضوع پیگیری شود تا این اتفاق نیفتد. صاحب‌نظران باید معیار‌ها را مشخص کنند و تهیه‌کننده، نویسنده، کارگردان و عوامل دیگر باید متصل با آن معیارها باشند و آن را رعایت کنند تا بتوانند مجوز انتشار آن را بگیرند.

 

برخی عامدانه تصویر اشتباه از جامعه به نمایش می‌گذارند

 

_دغدغه اصلی مخاطبان این است که آثاری روی پرده می‌رود که با واقعیت جامعه فاصله دارد و به‌نوعی در بطن جامعه اتفاق نمی‌افتد و تصویر جالب و دقیقی از اتفاقات و حقایق جامعه نشان نمی‌دهد، این آثار چطور پخش می‌شود و مجوز می‌گیرد و اصلاً چرا پخش می‌شوند؟

فردوسی: باید ببینیم که دست‌اندرکاران و تهیه‌کننده‌های این نوع سریال‌ها چه سوگیری دارند و چه هدفی را دنبال می‌کنند و چه پیامی را می‌خواهند به مخاطبان خودشان برسانند. نمی‌شود بی‌هدف کاری را انجام داد. این آثار حتی نمی‌تواند مروج فرهنگ و سبک زندگی غربی هم باشد، چراکه حتی در جامعه غربی هم ما نمی‌بینیم که همه از مشروبات الکلی استفاده کنند یا همه سیگار بکشند و رفتارهای انحرافی جنسی داشته باشند، من فکر می‌کنم سوگیری‌هایی وجود دارد، یعنی برخی عامدانه می‌خواهند یک مسئله‌ غیرواقعی از جامعه را ارائه دهند.

 

جای باز کردن معضلات جامعه، در شبکه خانگی نیست

حالا به فرض اینکه این موضوعات در جامعه غربی هم باشد، اما نمی‌توانیم آن را به جامعه خودمان بکشانیم و تسری بدهیم. اگر هم قرار است که چنین مسائلی که در غرب است عنوان شود، جایش در نمایش خانگی که بر اساس آن چیزی که در فرهنگ ما می‌گذرد نیست، بلکه جایش در یک مستند است و یک مستندسازی باید شود و پیرامون آن صحبت شود که مثلاً در غرب چه شکلی است. مقایسه یا هر چیزی دیگری جایش در مستند است و نمایش‌دادن آن چیزی که در جامعه غربی می‌گذرد در جامعه ما معنا ندارد و تعریف نشده است و تحریف سبک زندگی ایرانی است.  چراکه در همان جوامع غربی هم توسط خیلی از افراد متعلق به همان جامعه هم رفتار زشت و سخیف و غیراخلاقی منع می‌شود و این‌طور نیست که رواج داده شود، اما چطور می‌شود که اینجا توسط خلق‌کننده‌های آثار هنری می‌خواهیم آن چیزها را به نمایش بگذاریم و ترویج بدهیم؟ این مسئله بزرگی است و باید روی آن کار زیادی شود چون هرکسی که آثاری را خلق می‌کند به‌خصوص در بُعد سینما و نمایش باید هدفش را مشخص کند و بگوید که می‌خواهد چه پیامی را به مخاطب خودش بدهد. مخاطب ما می‌خواهد درس هم بگیرد و نمی‌خواهد تنها سرگرم شود. حالا خواهی‌نخواهی این اثراتی هم دارد و جنبه یادگیری آن هم مهم است حالا آن چه هدف و پیامی را می‌خواهد به مخاطب انتقال دهد.

 

نباید مشکلات جامعه را ضربدر هزار کنیم و با آن فیلم بسازیم

_نبود یک خانواده مطلوب در سریال‌ها چه آسیبی به خانواده می‌زند و چطور چهره ایرانی را در سطح بین‌الملل خراب می‌کند؟ فردوسی: نبودن یک خانواده مطلوب در سریال‌ها چهره خوبی از ایرانی در سطح بین‌الملل به‌جای نمی‌گذارد چراکه جوامع دیگر که نمی‌دانند این سریال یا برنامه نمونه‌ای ضربدر هزار از اتفاقی است که در جامعه ایرانی اتفاق می‌افتد، آن‌ها فکر می‌کنند خانواده ایرانی همین چیزی است که در فیلم‌ها به نمایش گذاشته می‌شود و جامعه ایرانی همینی است که در فیلم‌هاست؛ البته منکر نیستیم که در جامعه ما هم مشکلات و مسائلی وجود و همه چیز گل‌وبلبل نیست، در هر جامعه‌ای مسائل و مشکلاتی وجود دارد اما به‌تصویرکشیدن و آن‌ها را پررنگ‌کردن مسئله اصلی ماست. وگرنه نمی‌خواهیم بگوییم که جامعه ما هیچ نقصی ندارد و هیچ عوامل مخربی در آن نیست، مشکلات وجود دارد هم در ایران هم در جوامع دیگر. اما آیا ما مجاز هستیم که این‌ها را پررنگ کنیم و خیلی پرسروصدا در بیاوریم و خیلی پررنگ‌تر هم کنیم، فقط به‌خاطر اینکه جاذبه ایجاد کنیم و مخاطب به سمت آن کشیده شود و حتی چیزی که واقعیت ندارد را هم پررنگ کنیم؟ اخلاقاً آیا مجازیم؟

فرض کنید مشروب‌خواری در همه جوامع است و در جوامع ما هم هست، اما این درست نیست که این را به‌عنوان الگوی رفتاری که در خانواده ایرانی وجود دارد به تصویر بکشیم یا مثلاً نمی‌توانیم بگوییم که استفاده از مواد مخدر در جامعه ما وجود ندارد، اما در برخی سریال‌های نمایش خانگی تهیه‌کننده و کارگردان می‌خواهد با سوگیری خاص به جامعه القا کند و بگوید خانواده‌های ایرانی این چنین است. اینجا مسئولان باید بر وظیفه خودآگاه باشند و آن را انجام دهند و یادآوری کنند که اگر ما به فکر بهداشت روان جامعه هستیم این سریال‌ها به بهداشت روان کمک نمی‌کند و اگر در فیلمی صرفاً معضلات اجتماعی به نمایش گذاشته شود، جایگاه غلطی را انتخاب کرده است و باید برود مستند بسازد.از طرفی اگر آثاری قصد اصلاح‌کردن جامعه را دارند باید محتوایشان را به دست کسانی که چنین وظیفه‌ای دارند و قدرت اجرایی دارند برای اصلاح دارند برساند و خطاب به آن‌ها مطلب بسازند، وگرنه بیننده که در خانه‌اش نشسته است و نمی‌تواند کاری کند حالا اگر معضلات را به توان برسانیم و به او نشان دهیم، سرخورده می‌شود شاید برخی بگویند که جامعه باید آگاه شود.حالا جامعه آگاه شد، اما باید پشت‌بند آن برنامه‌ای برای اصلاح و درمان و پیشگیری باشد، چراکه صرف اینکه در نمایش خانگی این معضلات را نشان دهیم و مخاطب را معلق نگه داریم و این احساس در بیننده به وجود بیاید که چه جای بدی زندگی می‌کند و چقدر مشکلات زیادی گریبان‌گیر جامعه است کمکی نمی‌کند.

 

باید بر اساس سبک زندگی مخاطب و جامعه فیلم و سریال ساخته شود

_یکی از این آثاری که در شبکه نمایش خانگی از سوی مخاطبان و مراجعین خودتان مورد نقد قرار گرفته است را برایمان مصداقی بگویید؟ فردوسی: طبق انتقاداتی که مراجعین و افراد مختلفی که با آن‌ها در ارتباط بودم شنیدم، رفتارهای بی‌پروایی در برنامه جوکر دیده می‌شود؛ مثلاً ارتباطات، رفتارهایشان، نزدیک‌شدن‌هایی که احساس بی‌پروایی و گستاخی خاصی برای مخاطب به نمایش گذاشته است و خیلی موردپسند نیست. کسانی که هر نوع برنامه چه جوکر و چه دیگر سریال‌های نمایش خانگی را می‌سازند باید مخاطب جامعه خود را بشناسند، مخاطبین ما یک‌دست نیستند. ما یک فرهنگ غالب ایرانی داریم و خرده‌فرهنگ‌ها زیادی داریم. باید محتوایی بسازیم که همه بتوانند از آن استفاده کنند و همه لذت ببرند و یاد بگیرند. این مخاطب‌شناسی مسئله مهمی است و این سؤال پیش می‌آید که آیا خلق‌کننده‌های چنین آثاری مخاطب خود را به‌خوبی می‌شناسند؟

 

هیئتی از جامعه‌شناسان و تحصیل‌کرده‌های علمی برای نظارت تشکیل شود

_به‌عنوان کارشناس خانواده راهکارتان برای اینکه بحث آموزش را در نمایش خانگی پررنگ کنیم و یک تصویر مطلوب از خانواده ایرانی به نمایش بگذاریم و یک خانواده تراز را به‌عنوان الگو معرفی کنیم چیست؟ تا هم جنبه آموزشی داشته باشد و در سطح بین‌الملل چهره خوبی از ایران معرفی کند؟ فردوسی: نمی‌خواهم بگویم که همه خانواده‌های ایرانی عالی هستند و نقصی در آن‌ها وجود ندارد، نه! چون اگر چنین حرفی هم زده شود باز هم غلط است و مورد انتقاد عده‌ای قرار می‌گیرد. مشکلات وجود دارد اما به شکل مبتذل نشان‌دادن آن و بولدکردن آن مشکل‌ساز خواهد شد، باید تا جایی که معقول است اگر معضلات خانواده به تصویر کشیده می‌شود راهکارهایی هم برایش در نظر گرفته شود و همان برنامه و فیلم و سریال در جهت پیشگیری و درمان آن‌ها هم گذاشته شود.  مهم‌ترین موضوع نبود نظارت کافی روی نمایش خانگی است که باید حتماً هیئتی از افراد تحصیل‌کرده، جامعه‌شناس، روان‌شناس، مردم‌شناس و خانواده شناس و دانشگاهی و علمی مسلط بر فرضیه‌های علمی تشکیل شود تا در مورد آثار که قرار است در نمایش خانگی یا هر پرده نمایشی دیگری پخش شود نظارت داشته باشند و خوراک فرهنگی مناسبی برای جامعه تدارک دیده شود.

 

 

 

 

ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید